12 May 2026, 19:41 UTC465 views12 reactionsread 23 August 2026 پسر روی زمین رستوران نشسته، دستهاش رو به زمین مالیده، درخواست داره که من هم برم اون زیر تا با هم میرزاقاسمی بخوریم و در واکنش به اینکه یا میای بریم پایین یا میشینی روی صندلی میگه:
مامان الی گرگه نکن، عصبانی نشو.
میخندم و کنارش میشینم. میخنده و دستشو بیشتر میماله
😁6❤5🍓1
8 May 2026, 18:06 UTC548 views13 reactionsread 23 August 2026 Photo
تولدت مبارک دختر! ممنون که پا پس نمیکشی و دست رد به سینه خستگی میزنی!☘
❤13
30 Apr 2026, 18:31 UTC525 views11 reactionsread 23 August 2026 عزیزم ببخش که نمیتوانم از قدمهای آزادانهام روی سنگفرشهای چنتراله میلان لذت ببرم، نمیدانم اجازه دارم که واجآرایی سین در il sole sorgere را سر بکشم یا نه؟ و طوری در خاک ایتالیا نفس بکشم که انگار زندگیم به نور خورشید رم بسته است.
برای تویی که هر بار حال خانوادهام را میپرسی، با چه کلماتی بنویسم که بفهمی مادرم تنهاتر از همیشه است و خواهر کوچکم برای بزرگ شدن هنوز جوان است؟ با انگشتهای کشیدهاش فوکاچا و کوکی شکل…
❤11
13 Mar 2026, 09:00 UTC650 views13 reactionsread 23 August 2026 میپرسه از تهران نمیاید بیرون؟ ما نگران شماییم. ادای آدمهای قهرمان رو در میارم و میگم ما جامون امنه. ته یه کوچه بنبست توی یه آپارتمان ۷۰ متری، باید امن باشه دیگه نه؟ بعد به شیشههای چسبخورده فکر میکنم و به خودم میگم اگه کسی اینجا پنهان شده باشه چی؟ اگه این چسبها جواب ندن چی؟ میپرسن جوجه نمیفهمه؟ میگم نه؛ فقط کیف میکنه که مامانش شب و روز کنارشه و باهاش بازی میکنه و نمیگم که توی کامنتهای گهواره چند تا ما…
❤10😢3
10 Mar 2026, 09:27 UTC≈1,160 views18 reactionsread 23 August 2026 روز نمیدونم چندم جنگ!
دوست دارم به آقای ویپیانی بگم دمت گرم خیلی به این نیاز داشتم اونم وقتی ۲ سری قبل توی پاچهم رفته بود و طرف پیچیده بود به بازی.
اما نگفتم. توی لیست دوستهام گشتم و برای همهشون یه عکس از پسر و یه پیام از خودم فرستادم.
که با اینکه شب سحتی بود، اما روز شد و ما دیدیمش. درسته که وسط خونه روی زمین خوابیدیم، اما صبح بغل هم بیدار شدیم و سعی میکنم بهشون امید بدم.
به آدمها میگم زندهام و امیدوار. نمی…
❤18
5 Mar 2026, 18:07 UTC456 views9 reactionsread 23 August 2026 Video
بمونه به یادگار از شب تولدت، که چه پاقدمی داشتی مرد! کاش تولدت دی بود؛ مثلا ۱۸ ۱۹
❤8😍1
26 Feb 2026, 18:56 UTC485 views23 reactionsread 23 August 2026 خانه بازی رو که دیدی، دستتو ول کردی و رفتی سراغ اسباببازیها. منم از دور نگات کردم که انتخابت کدومه. دست گذاشتی روی آرومترین چیز ممکن و من گفتم مامان اینهمه اسباببازی هیجانانگیز اینجاست. این اسبه که چیزی نداره و خندیدم.
دستت رو انداختی دور گوشهای اسب و بابات تکونش داد. تمرکز کرده بودی یا داشتی با ترست میجنگیدی مامان؟ چی بود که حرفی نمیزدی؟
همهچیز خوب بود تا اون پسر کوچولو ماسک بتمنش رو گذاشت جلوی صورتش و ا…
❤18💔5
23 Feb 2026, 17:00 UTC534 views11 reactionsread 23 August 2026 یازدهساله بودم. یکی از مشقهای کلاس زبانم را ننوشته و از ترس معلمم توی حیاط نشسته بودم. از بخت و اقبال بدم منشی آموزشگاه من را در میان شلوغی همراهان زبانآموزان دید و قشقرقی به پا کرد. با خانه تماس گرفت و به مامان اطلاع داد که من کلاس نرفتهام و معلوم نیست کجا بودهام.
به خانه که رسیدم مامان جانمازش را پهن کرده بود و ذکر میگفت. بغلش کردم و به هر خدایی که میشناخت قسمش دادم که فقط مشقهام را ننوشته بودم و از حیاط خ…
❤6❤🔥2👏2💔1
20 Feb 2026, 18:55 UTC370 views12 reactionsread 23 August 2026 Forwarded from @hamidsfg2
تک تک آدمهایی که اِسمشون خونده میشه و خیلیها که هیچوقت اِسمشون رو متوجه نمیشیم مادر داشتن؛ پدر داشتن؛ احتمالاً یکیرو داشتن که عاشقشون بود و دوست داشت تا همیشه باهاش زندگی کنه. تک تک عزیزانِ این عزیزان بعد از دیدن جنازه فرزندشون هر لحظه از خدا خواستن که انتقام خون عزیزشون گرفته بشه. ولی نشد. میبینی؟! میبینی هیچ قدرت ماوراییای وجود نداره. اگر هم باشه تو تیم قاتلینه؟! و تو، تو هنوزم میخوای به همچین چیزی باور د…
💔10❤1👎1
17 Feb 2026, 12:58 UTC534 views23 reactionsread 23 August 2026 چطور هر روز با یک نسخه، زندگی خرابهام را از نو میسازم؟
پشت میز کارم مشغول سر و کله زدن با چت جی پی تی بودم. آقای مدیر عامل سفارش کرده بود که خونشویی و عادیسازی نکنیم و عقلم به جایی قد نمیداد که چطور روی لبه راه بروم و نیفتم و انتهای مسیر را ببینم. هدفونم روی گوشم بود و وایت نویز گوش میدادم که صدای همکارانم را نشنوم که صبا روی شانهام زد و گفت :«نمیایی سیگار بکشیم؟» هدفون را از گوشم در برداشتم و گفتم: «نه حال…
❤22💔1
7 Feb 2026, 18:02 UTC566 views21 reactionsread 23 August 2026 برای مامانهای توی خونه از تابآوری مینویسم، برای مامانهای باردار از نسخههای آرامش روان حرف میزنم، برای بچهها چکلیست کوله اضطرار آماده میکنم و بعد از مروز نسخههای پیچیده برای دیگران، آسنترامو با آب فراوون میخورم، بالشت رو روی سرم میذارم و توی دلم یه منفی دیگه به خودم میدم که امشب هم مسواکشو نزدم و دعا میکنم که تا صبح بخوابه و با خودم میگم، یعنی کسب واقعا با این چیزها حالش خوب میشه؟
نمیدونم؛ من که نمی…
😢12❤9
24 Jan 2026, 18:41 UTC649 views6 reactionsread 23 August 2026 File
هستیم تا دوباره به دنیا بیایم…
ما زندهایم …
@vaaezplaylist
❤6
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @elahehansari72. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.