29 Jun 2023, 17:21 UTC≈2,390 viewsread 7 August 2026 غریبگی وسط جمعهای فامیلی
غریبگی وسط تختخواب خانگیات
غریبگی وسط سال نو مبارکها
و ته کشیدن احساس شاعرانگیات
کسی نبود بگوید که بعد اینهمه سال
چقدر توی لباس سفید زیبایی!
هنوز دست نخورده ست رنگ رژ لبت
برای آنکه بدانی چقدر تنهایی...!
به گریه کردنت از نو، کنار سفرهی شام
به دردهای مدام نشسته توی سرت
به سرکشیدن فنجان قهوه با کدیین
به زخمهای عمیقی که مانده بر کمرت
به کشف عطر زنی لابلای ملحفه ها
به بغض کردن آرام، زیر …
Signed N KaRgAr
29 Jun 2023, 17:21 UTC≈1,760 viewsread 7 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
Signed N KaRgAr
6 Sept 2022, 14:04 UTC≈6,420 viewsread 7 August 2026 جمعه سرظهر، وقتی توی اتاق عمل، در فاصله ی کوتاه بین دو جراحی، گوشیام را باز کردم، تصویر شما را دیدم در صفحهی "خانهی هدایت برلین"، که نوشته بود:" جان ما، جاودانه شد..". عکس شما، آقای معروفی عزیز، که بعد از شنیدن خبر بیماریتان، هر بار با دیدنش تنم میلرزید از ترس رسیدن همین لحظهای که خبر بدهند دیگر نیستید. عکس شما با آن گونههای استخوانی و شیارهای عمیق مورب، و شقیقههای گودافتاده، که همیشه دلم میخواست بدانم چه دم…
Signed N KaRgAr
6 Sept 2022, 14:04 UTC≈2,270 viewsread 7 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
Signed N KaRgAr
13 Apr 2022, 10:52 UTC≈3,830 viewsread 7 August 2026 دلم کشید بیایم اینجا، یک حرف خیلی خیلی تکراری بزنم و بروم. آنهم اینکه: هیچ نعمتی بالاتر از سلامتی نیست! آدم باید بدهد این جمله را با آب طلا بنویسند، بعد هم قاب کند بزند روی دیوار،جلوی چشمش. که هروقت از زمین و زمان، تا سرحد مرگ خسته شد، و خیال کرد که اوضاع دیگر ممکن نیست از این بدتر بشود، نگاهش بیفتد به این جمله، و بخاطر بیاورد ساعتهایی را که بزرگترین آرزویش، فرو دادن بی درد آب دهانش بوده است شاید. راستش، این ده دواز…
Signed N KaRgAr
25 Mar 2022, 11:46 UTC≈6,050 viewsread 7 August 2026 Photo
چه مرگت است عزیزم؟ چرا پریشانی؟
به گل نشسته مگر بار کشتی عسلت؟
که غمبرک زدهای، با دو چشم حزن آلود
که باز زانوی حسرت گرفته ای بغلت
چه مرگت است ندا؟ این چه وضع زندگی است؟
نگاه کن! همهی خانهات پر از خاک است
تمام شهر پر از همهمهست! لب وا کن
سکوت کردنت این روزها، خطرناک است
ندا! کجاست حواست؟ لباس عیدت کو؟
هنوز هم که سفید است رنگ موهایت؟
نشستهای تک و تنها، شبیه جن زدهها
کنار سفرهی خالی از آرزوهایت
دلت گرفته چرا…
Signed N KaRgAr
15 Mar 2022, 16:05 UTC≈3,100 viewsread 7 August 2026 حالم متغیر است، مثل هوای این روزها. گاهی آفتاب میشوم، ظل گرمای خرماپزان مرداد اهواز. گاهی برف میگیرد آسمانم را، یخبندان و دگم و خاکستری. بیشتر وقتها ابریام اما. گیج و مضطرب و سرگردان، معلق میان باریدن و نباریدن، با بغضی چسبناک و سمج در گلو، که میچرخد و میچرخد و یکباره، در میانهی شنیدن یک آهنگ شش و هشت قدیمی که بارها در شب عروسیام با آن رقصیدهام، طاقتش طاق میشود، میترکد، تکهتکههاش میپاشد به سراپای لبخند…
Signed N KaRgAr
18 Feb 2022, 12:03 UTC≈2,890 viewsread 7 August 2026 Photo
به من چند جا رو نشونی بده
برم عطر دستاتو پیدا کنم
یه جا که بتونم تو رو مثل قبل
با موهای مشکی تماشا کنم
بگو کی میتونه یه کاری کنه
که بازم تو آغوش تو جا بشم
لالایی بسازی برام تا شبا
روی شونههات، غرق رویا بشم
تو پیکان پنجاه و هفتت هنوز
میشه اندک اندک* بخونی برام؟
نترسم از اینکه زمین میخورم؟
دلم قرص باشه تویی پا به پام؟
بگو دس به دامان کی شم که باز
یه دستی بلندم کنی از زمین؟
با ته ریش زبرت ببوسی منو
مث جای مهر هزار …
Signed N KaRgAr
25 Jan 2022, 05:01 UTC≈5,930 viewsread 7 August 2026 خواهرم میگوید: " هیچکس مامان آدم نمیشود". بغضی که بیهوا میدود توی کلماتش را، از آنطرف دنیا میشنوم. میگوید:"حالا که خودم مامان شدهام، این را خوب میفهمم. خیلی بهتر از همیشه".
خواهرم راست میگوید. من، مادر هیچ موجودی نیستم، اما به گمانم برای دانستن این حقیقت که هیچکس توی دنیا مامان آدم نمیشود، نیازی نیست کسی مرا مامان صدا کند. همین که شبها، مچاله و خسته، موقع برگشتن به خانه زنگ میزنم به مامان، و در تمام طول …
Signed N KaRgAr
6 Jan 2022, 21:41 UTC≈4,330 viewsread 7 August 2026 توی سرم عزای عمومی ست امشب. گویی هزار مادر سیاهپوش، دارند به لهجهای که نمیشناسم، بر مزار تازهی پسرانشان، مویه میکنند. دو دست مردانهی جوان، بر دو سمت شقیقه ام طبل میکوبند انگار، محکم و یکریز و خشمگين. از دوردست، صداي شروه ميآید. دارند دسته دسته تابوت علیاکبر میآورند روی شانهها. توی سرم ولولهی قبرستان است. سردم است و دندانهایم دارند بهم میخورند.ایستاده ام وسط قطب شمال. چشمهایم را میبندم. حالا، بابای راستی…
Signed N KaRgAr
22 Dec 2021, 04:35 UTC≈2,470 viewsread 7 August 2026 Photo
قرمز بپوش، تا که هواییترم کنی
آلوی ترش وحشی خوشرنگ جنگلی
مستم کن از شراب لبان تمشکیات
شاتوتهای نیمه تر ترد مخملی
چالوس پیچ پیچ مهآلود رنگ رنگ!
در امتداد کوه تنومند شانه ات!
ای آخرین دلیل برون رفت از تنش
در سیبترش مزهی لبنان چانهات
شاخه نبات! خوشهی انگور عسکری
نارنگی رسیدهی اعلای آبدار
طعم انار دانه سیاه نمک زده!
زیتون با اصالت خوشعطر رودبار
با من بخند! قند مکرر! گل کبود
با بوسه هات، روی لبم نیشکر بریز
ان…
Signed N KaRgAr
3 Dec 2021, 14:30 UTC≈5,730 viewsread 7 August 2026 Photo
ای شور بخت پیر تکیده
حالا که کور مانده اجاقت
در این کویر خیر ندیده
پا سفت کردهای که دمادم
سهرابهای کور بزایی
تلخ و عبوس و گنگ و گرفته
وقتی تمام عالم و آدم
دنبال جای پای تو هستند
اما کسی ندیده کجایی
ای چارفصل سابق رنگین!
در گوشههای هشت بهشتت
زیبایی زنان نخستین
تصویر ماهتاب و شب و آب!
بین چهل ستون پیاپی
نقش جهان آبی و کاشی!
در گوشهی چهارم مضراب
ای زنده رود پیر که حالا
مرگ هزاربارهی مایی
ما را بکش، که باز بمیریم
…
Signed N KaRgAr
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @drnkargar. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.