26 Jun 2026, 15:11 UTC193 views6 reactionsread 6 August 2026 گل سرخی برای محبوبم
جان بلانکارد از روی نیمکت برخاست لباس ارتشی اش را مرتب کرد و به تماشای انبوه مردم که راه خود را از میان ایستگاه قطار بزرگ مرکزی پیش می گرفتند مشغول شد.
او به دنبال دختری می گشت که چهره ی او را هرگز ندیده بود اما قلبش را می شناخت، دختری با یک گل سرخ.
از سیزده ماه پیش دلبستگیاش به او آغاز شده بود. از یک کتابخانه ی مرکزی در فلوریدا، با برداشتن کتابی از قفسه ناگهان خود را شیفته و مسحور یافته بود،…
❤6
10 Jun 2026, 09:23 UTC261 views3 reactionsread 6 August 2026 حکایت
توي دوران نوجووني براي کوتاه کردن موهام، به يه مغازه سلموني سرکوچه مون ميرفتم که آرايشگرش به شدت سيگاري بود. هميشه موقع کار، يه سيگار گوشه لبش بود و تا موهام رو کوتاه ميکرد سه نخ سيگار رو حتما مي کشيد يادمه تا آخرشب هرجا ميرفتم، همه ميگفتن: سيگار ميکشي؟! منم ميگفتم: نه به جون مادرم من سيگار نمي کشم. بگذريم از اينکه بعضي ها خيلي هم باور نميکردن!
هفته ي پيش توي پياده رو راه ميرفتم. يه آقايي جلوي مغازه عطرفروشي،…
❤3
3 Jun 2026, 16:59 UTC278 viewsread 6 August 2026 Video
Video, posted without a caption
2 Jun 2026, 09:16 UTC277 viewsread 6 August 2026 Video
Video, posted without a caption
2 Jun 2026, 09:13 UTC264 viewsread 6 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
31 May 2026, 08:29 UTC288 views2 reactionsread 6 August 2026 #ریشه_ضرب_المثل
به سیمِ آخر زدن!
همه فکر میکنند «به سیمِ آخر زدن» یعنی به سیمِ چهارمِ سهتار زدن. اما چرا؟ مگر سیم چهارم چه ویژگیای دارد؟
سهتار در قدیم واقعاً «سهتار» (سه سیم) داشت. اما در دوران قاجار، عارفی به نام «مشتاقعلیشاهِ کرمانی» سیمِ چهارمی را بین سیمِ دوم و سوم اضافه کرد (که امروزه به آن سیمِ مشتاق میگویند).
این سیم، صدایِ واخوان و بسیار پُرطنینی دارد. مشتاقعلیشاه که مردی شوریده بود، وقتی به او…
👏2
28 May 2026, 12:39 UTC285 viewsread 6 August 2026 اگر کتابهای فروید را سرسری نمیخواندی میدیدی که فحش یکی از اصول تعادل آدمیزاد است. اگر فحش نباشد، بله، آدم دق میکند. هر زبانی که فحشمند است، دق دل مردمش بیشتر است. از تعداد فحش و نوع فحش هر زبانی میشود از اوضاع مردمی که تو یک ناحیه هستند سردرآورد. رابطه بینشان را کشف کرد.
زبان فارسی اگر هیچ چیز نداشته باشد، فحش آبدار زیاد دارد. ما که سر این ثروت عظیم نشستهایم چرا ولخرجی نکنیم؟ هان دوست عزیزم؟ شما را چه میشود؟ …
24 Feb 2026, 22:23 UTC420 views3 reactionsread 6 August 2026 زمانی که نجار پیری بازنشستگی خود را اعلام کرد صاحب کارش ناراحت شد وسعی کرد او را منصرف کند! اما نجار تصمیمش را گرفته بود…
سرانجام صاحبکار درحالی که با تأسف بااین درخواست موافقت میکرد، ازاو خواست تا بعنوان آخرین کار ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.. نجار نیز چون دلش چندان به این کارراضی نبود به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد وبا بی دقتی به ساختن خانه مشغول شد وکار را تمام کرد. زمان تحویل کلید،صاحب کار آن را به نجار …
❤3
15 Feb 2026, 07:32 UTC410 views4 reactionsread 6 August 2026 حکایت
حکایت طمع چوپانی که سک گله اش را سلاخی کرد.
این داستان بسیار آموزنده حکایتی واقعی از زمان اشغال ایران توسط نیروهای انگلیسی و برگرفته از ترجمهی این داستان «رسانه های بین المللی » است.
سالها قبل در زمان اشغال ایران توسط نیروهای انگلیسی، جنرال «سانی مود» که در یکی از مناطق کشور حرکت میکرد در میان راه نگاهش به چوپانی افتاد و ایستاد.
به مترجمی که همراه خود داشت گفت برو به این چوپان بگو که جنرال سانی میگوید ک…
👍4
11 Feb 2026, 11:57 UTC362 views4 reactionsread 6 August 2026 📚درد من حصار بركه نیست!
درد من زیستن با ماهيانی است كه فكر دریا به ذهنشان خطور نكرده است!
صمد بهرنگی
📚@dastanakir 📚
👍4
10 Feb 2026, 14:26 UTC354 views3 reactionsread 6 August 2026 نگاهت تلخ و افسرده است
دلت را خارخار ناامیدی سخت آزرده است
غم این نابسامانی همه توش و توانت را ز تن برده است
تو با خون و عرق این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی
تو با دست تهی با آن همه طوفان بنیانکن در افتادی
تو را کوچیدن از این خاک، دل برکندن از جان است
تو را با برگبرگ این چمن پیوند پنهان است
تو را این ابر ظلمت گستر بیرحم بی باران
تو را این خشکسالی های پی در پی
تو را از نیمه ره بر گشتن یاران
تو را تزویر غمخواران ز…
❤3
7 Feb 2026, 09:12 UTC387 views2 reactionsread 6 August 2026 حکایت
روزی مردی خواب عجیبی دید.
دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند.
هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند
و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند
باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید:
شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد
گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.
مرد کمی جلوت…
❤1👍1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @dastanakir. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.