10 Jul 2026, 05:53 UTC52 views1 reactionsread 6 August 2026 ✍ ماجرای شبلی
شبلی مرد عارفی بود که شاگردان زیادی داشت، وحتی مردم عامه هم مرید او بودند و آوازه اش همه جا پیچیده بود،
روزی شبلی به شهری می رود؛ آن زمان که عکس و بنر .... نبوده که همه همدیگر را بشناسند.
شبلی به نانوایی رفته درخواست نان میکند ولی چون لباس مندرس و کهنه ای به تن داشت نانوا به ایشان نان نداد.
شبلی رفت. مردی که آنجا بود همشهری شبلی بود،
به نانوا گفت این مرد را میشناسی، گفت نه، گفت این شبلی بود.
نا…
❤1
9 Jul 2026, 08:59 UTC50 views2 reactionsread 6 August 2026 ✍چگونه به هدف بزنیم؟
کمانگیر پیر و عاقلی در مرغزاری در حال آموزش تیراندازی به دو جنگجوی جوان بود.
در آن سوی مرغزار نشانه کوچکی که از درختی آویزان شده بود به چشم می خورد.
جنگجوی اولی تیری را از ترکش بیرون می کشد. آن را در کمانش می گذارد و نشانه می رود. کماندار پیر از او می خواهد آنچه را می بیند شرح دهد.
مي گويد: آسمان را مي بينم. ابرها را. درختان را. شاخه هاي درختان و هدف را.
كمانگير پير مي گويد: كمانت را بگذار زمي…
❤2
8 Jul 2026, 11:24 UTC56 views1 reactionsread 6 August 2026 ✍
سگی از کنار شیری رد می شد چون او را خفته دید، طنابی آورد و شیر را محکم به درختی بست.
شیر بیدار که شد سعی کرد طناب را باز کند اما نتوانست.
در همان هنگام خری در حال گذر بود، شیر به خر گفت: اگر مرا از این بند برهانی نیمی از جنگل را به تو می دهم.
خر ابتدا تردید کرد و بعد طناب را از دور دستان شیر باز کرد.
شیر چون رها شد، خود را از خاک و غبار خوب تکاند، به خر گفت: من به تو نیمی از جنگل را نمیدهم.
خر با تعجب گفت: ولی تو…
❤1
8 Jul 2026, 03:11 UTC49 views2 reactionsread 6 August 2026 ✍🏻رنج یا موهبت . آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید
تو چگونه می …
❤2
6 Jul 2026, 13:49 UTC50 views2 reactionsread 6 August 2026 ✍🏻" فرق بهشت و جهنم "
مردی به یکی از فرزندانش گفت:
ای پسرم میدانی بهشت مجانی است و جهنم را باید با پول بخری؟
پسر گفت: چگونه پدر؟
پدر جواب داد: جهنم با پول است!
کسی که قمار بازی میکند پول میدهد
کسی که شراب میخورد پول میدهد!
- و کسی که به خاطر معصیت سفر میکند پول میدهد!
و ای پسرم بهشت مجانی است چون:
- کسی که نماز میخواند، مجانی میخواند
- و کسی که روزه میگیرد، مجانی روزه میگیرد
کسی که استغفار میکند ، مجانی آن کار …
❤2
6 Jul 2026, 05:41 UTC38 views1 reactionsread 6 August 2026 ✍🏻"خرید شوهر"
یک مرکز خرید وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد.
این مرکز، پنج طبقه داشت و هر چه که به طبقات بالاتر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر میشد. اما اگر در طبقه ای دری را باز می کردند باید حتما آن مرد را انتخاب می کردند و اگر به طبقه ی بالاتر می رفتند دیگر اجازه ی برگشت نداشتند و هرکس فقط یک بار می توانست از این مرکز استفاده کند.
روزی دو دختر که با هم دوست بود…
❤1
6 Jul 2026, 04:35 UTC34 views2 reactionsread 6 August 2026 ✍🏻""دریا باش ""
روزی شاگرد یک راهب پیر از او خواست که به او درسی به یاد ماندنی بدهد
راهب از شاگردش خواست کیسه نمک را بیاره ، بعد یک مشت از آن نمک را داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست آب را سر بکشد .
شاگرد فقط توانست جرعه ی کوچکی از آب داخل لیوان را بخورد ، آن هم به بزحمت .
استاد پرسید : " مزه اش چطور بود ؟ "
شاگرد پاسخ داد :...
" بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش "
راهب پیر از شاگردش خواست یک مشت نمک بردا…
❤2
5 Jul 2026, 17:47 UTC42 views2 reactionsread 6 August 2026 چند نفر از پلی عبور می کردند که ناگهان دو نفر به داخل رودخانه خروشان افتادند…
همه در کنار رودخانه جمع شدند تا شاید بتوانند بهشون کمک رسانند…
ولی وقتی دیدند شدت آب آنقدر زياد است، که نمی شه براشون کاری کرد…
به آن دو نفر گفتند که امکان نجاتتون وجود نداره! و شما به زودی خواهید مرد !!!
در ابتدا آن دو مرد این حرف ها را نادیده گرفتند و کوشیدند که از آب بیرون بيايند
اما همه دائما به آنها می گفتند که تلاش تون بی فایده هس…
❤2
5 Jul 2026, 12:42 UTC60 views4 reactionsread 6 August 2026 ✍️ پیرمرد و نگین انگشتری
پیرمردی در دامنه کوه های دمشق هیزم جمع می کرد و در بازار می فروخت تا ضروریات خویش را رفع کند
یک روز حضرت سلیمان (ع) پیر مرد را در حالت جمع آوری هیزم دید دلش برایش بسیار سوخت
تصمیم گرفت زندگی پیرمرد را تغییر دهد یک نگین قیمتی به پیرمرد داد که بفروشد تا در زندگی اش بهبود یابد
پیرمرد از حضرت سلیمان (ع) تشکری کرد و بسوی خانه روان شد
و نگین قیمتی را به همسرش نشان داد همسرش بسیار خوشحال شد و نگ…
❤4
5 Jan 2026, 10:53 UTC176 views5 reactionsread 6 August 2026 📚اندکی تامل📚
⚡️وصیت نامه آلفرد نوبل⚡️
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند!
حتما می دانید که نوبل ، مخترع دینامیت است.
زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامهها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است.
آلفرد وقتی صبح ، روزنامه ها را میخواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد:
"آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مرگ آور ترین سلاح بشری مرد!"
آلفرد…
❤5
4 Jan 2026, 05:54 UTC149 views4 reactionsread 6 August 2026 مردی به پیامبر خدا ، حضرت سلیمان(ع) مراجعه کرد و گفت ای پیامبر میخواهم ، به من زبان یکی از حیوانات را یاد دهی .
سلیمان(ع) گفت : توان تحمل آن را نداری .
اما مرد اصرار کرد
سلیمان پرسید ، کدام زبان؟ جواب داد زبان گربه ها، چرا که در محله ما فراوان یافت می شوند. سلیمان در گوش او دمید و عملا زبان گربه ها را آموخت.
روزی دید دو گربه باهم سخن میگفتند. یکی گفت غذایی نداری که دارم از گرسنگی میمیرم . دومی گفت ،نه ، اما در این …
❤4
3 Jan 2026, 09:47 UTC130 views4 reactionsread 6 August 2026 دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند :
كه یكی از آنهاازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .
شب كه می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می كردند . یك روز برادر مجرد با خودش فكر كرد و گفت :
(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می كند . ))
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد…
❤4
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @dastan_islame. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.