Telegram RegisterThe public register of Telegram
Telegram profile photo for رمان دلواپسی| parya a

Channel

رمان دلواپسی| parya a

@bahardarpaeezaryaa

On this record: Growth · Engagement · Posts · Handles named that no longer answer · Cite this entry

44subscribers

-1 since we began measuring on 6 August 2026

Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.

Register entry

Telegram ID-1001041391861
TypeChannel
Username@bahardarpaeezaryaa
CreatedBetween 1 January 2016 and 31 October 2016 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated.
First recorded10 August 2026
Last confirmed live9 September 2026
Measurements held3
Confirmed unchanged1 time, most recently 9 September 2026
On Telegramt.me/bahardarpaeezaryaa

Growth

444544.56 August 2026 — 45 subscribers10 August 2026 — 45 subscribers9 September 2026 — 44 subscribers6 August 20269 September 2026
3 measurements spanning 33 days, net -1. Dots are measurements; the straight line between them is drawn to join them, not to claim we know the path taken in between — snapshots are recorded only when a count changes, so gaps mean “no change observed”, never “interpolated”. The vertical axis spans 44–45 and does not start at zero.
Measurement log — every subscribers count we have recorded
Measured (UTC)SubscribersChange
9 Sept 2026, 02:0144-1
10 Aug 2026, 15:0045no change
6 Aug 2026, 14:3045first reading

Engagement

20 posts held, back to 21 September 2018the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.

Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 27 November 2018. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.

Recent posts

27 Nov 2018, 17:52 UTC≈4,300 viewsread 10 August 2026

اهمیت نداشت. فردا به مارال می گفتم و او پا به پایم هیجان زده میشد. انتظار واکنش زیاد و ذوق زدگی را از هاله با اخلاقی که از او می شناختم نداشتم و شاید اصلا گفتن این شادی ام به او اشتباه بود. از اول باید صبر می کردم تا به مارال بگویم. چشم بستم و فردا و اتفاقات خوبش در نظرم روشن شد. مهم ترین اتفاق دیدن او بود. آن هم با خوشی و ذوقی که بر حسم اضافه شده بود. حس می کردم بهترین روزهای زندگی ام همین روزها بود. واقعا هم آن روز

Signed Parya Afza

27 Nov 2018, 17:52 UTC≈4,080 viewsread 10 August 2026

گذشته: یکبار... دوبار... سه بار... چندین بار! اوایل چند روز یکبار زنگ می زدم و اهنگ مورد علاقه ام را برایش پخش می کردم. ایده ی جالبی بود. حداقل برای من شانزده ساله زیادی هیجان انگیز و جالب بود! چند بار اول وقتی ابتدای اهنگ را می شنید و خواننده چند بیت می خواند، صدای بوق های پی در پی قطع کردنش در گوشم سنگین میشد. چند بار هم کلا تماسم را بی جواب گذاشت. ولی وقتی صدای فریدون فروغی در گوشش پیچید، برای اولین بار تا انتها

Signed Parya Afza

3 Nov 2018, 11:49 UTC≈2,710 viewsread 10 August 2026

سرکار چه نه. کتاب های دیگرم را در دست گرفت و با تاریخ گذاشتن در فهرستش مشغول شد. لبم را خیس کردم و آرام گفتم: –تا آخر امشب تصمیم بگیر! خودکارش از حرکت ایستاد و سرش را بالا گرفت. فقط نگاهم کرد و من ادامه دادم: –می شناسمت که از حرفت بر نمی گردی! تا آخر امشب تصمیم بگیر که دوباره بیای دنبالم یا نه! کتابم را بست و بی حرف زمین گذاشت. کتابی دیگر برداشت و من فقط خیره اش بودم و حرف هایی که امشب می خواستم به او بگویم از ذهنم گ

Signed Parya Afza

3 Nov 2018, 11:49 UTC≈1,900 viewsread 10 August 2026

فصل یازدهم: حال: **** هیچ چیز مهم نبود. مسخره بود اما حرف هایش هم مهم نبود. تنها چیزی که مهم بود، آمدنش بود. امروز، فردا، و روز های دیگر. باید می آمد. نفس عمیقی کشیدم و لبخندم از حس مسئولیتی که به من داشت، پررنگ شد. حتی فکر اینکه برایش با الهام فرقی ندارم هم نمی توانست حالم را خراب کند. کنارش قدم می زدم و او در سکوت کتاب ها را دانه دانه از نظر می گذراند. نگاهی به کتاب های دستش انداختم و آرام گفتم: –من زیاد درس خون نی

Signed Parya Afza

3 Nov 2018, 11:49 UTC≈2,530 viewsread 10 August 2026

دستمالی از جیبم بیرون کشیدم و چند قطره عرق روی پیشانی اش را پاک کردم. نگاهش را بالا گرفت و به صورتم دوخت. بعد از آن دور و برش را از نظر گذراند و دستمال را از دستم گرفت و آرام گفت: –مرسی! زمزمه کردم: –کافیه! بریم دیگه! سری به تایید تکان داد و کتاب را بست. کتاب های دستم را هم گرفت و همان طور که به سمت صندوق می رفت گفت: –فعلا همینا خوبه. کتابای الهامم هست. برات میارمشون... با رسیدن به صندوق زیپ کیفم را باز کردم تا کیف پ

Signed Parya Afza

1 Nov 2018, 07:48 UTCviews —

رمان دلواپسی| parya a pinned «مهرو و محراب زندگی نسبتا آرام اما در خفایی دارند. همه چیز خوب است تا این‌که مهرو متوجه بارداری‌ ناخواسته‌اش می‌شود که مصادف میشود با برگشتن متین، خواهرزاده‌ی محراب به ایران و فاش شدن بزرگ‌ترین راز زندگی او که توانایی آوار کردن خشت به خشت دنیای او را دارد.…»

1 Nov 2018, 07:48 UTC≈1,820 viewsread 10 August 2026

سلام بر همه. خوبین؟ چند وقتی بود که می خواستم رمان دیگه ای که با همکاری فاطمه کمالی عزیز می نویسم رو معرفی کنم ولی فرصتش پیش نیومد. امیدوارم اونجا هم همراهمون باشین. ❤️😍 از خوندن اشیل پشیمون نخواهید شد😉 چند پست اماده تو کانال هست و هفته ای سه بار هم پست می زاریم. 🌺

Signed Parya Afza

1 Nov 2018, 07:45 UTC≈1,840 viewsread 10 August 2026

مهرو و محراب زندگی نسبتا آرام اما در خفایی دارند. همه چیز خوب است تا این‌که مهرو متوجه بارداری‌ ناخواسته‌اش می‌شود که مصادف میشود با برگشتن متین، خواهرزاده‌ی محراب به ایران و فاش شدن بزرگ‌ترین راز زندگی او که توانایی آوار کردن خشت به خشت دنیای او را دارد. @ashilnovel

Signed Parya Afza

1 Nov 2018, 07:45 UTC≈1,810 viewsread 10 August 2026
Photo

‍ [ @ASHILNOVEL 🍃] ‍ ‍ ‍ _ #نمی‌خوایش؟! می‌خواستمش؟ #فرزندی که آمدنش یعنی اضافه کردن یک نفر دیگر به زندگی‌ای که از عهده‌اش نبودم... دیگر نبودم! –اگه #نخوام؟! #لبخند محوی زد. دست راستش را که #برگه‌ی‌آزمایش در آن بود، بالا آورد و روی شانه‌ام گذاشت. نگاهش بین نگاهم چرخید و زمزمه کرد: _ دوباره #بمون... با #پوزخند عصبی اطرافم را از نظر گذراندم که به آرامی و لطافت گفت: _ #چاره‌ای نیست! پس ... #بمون! _ #بمونم چی می‌شه؟ #م

Signed Parya Afza

31 Oct 2018, 21:35 UTC≈1,190 viewsread 10 August 2026

گذشته: **** سر و صدای درِ کمد فلزی، چرت کوتاهم را پاره کرد. با ترس چشم باز کردم و چند ثانیه بعد مکانی که در آن قرار داشتم برایم واضح شد. خسته خمیازه‌ای کشیدم و با نیم‌خیز شدنم صدای "هین" کشیده‌ای به گوشم رسید. متعجب به سمت صدا برگشتم و با دیدن موسوی لبخندی زدم. –سلام. ببخشید ترسیدی. با نوک انگشت شست و اشاره، گوشه‌‌ی چشم‌ها‌یم را مالش دادم که صدای هول شده‌اش در گوشم نشست. –ای وای. ببخشید. نفهمیدم شما اینجایی! بدون آنک

Signed Parya Afza

31 Oct 2018, 21:35 UTC≈1,460 viewsread 10 August 2026

سری تکان دادم و سعی کردم از فکرهای بیخود فاصله بگیرم. اینکه آن صدا به چه کسی تعلق دارد، به من ربطی نداشت. نباید درگیر می‌شدم. وارد بخش که شدم محسن بدون آنکه سرش را از روی لیست جلویش بلند کند، دستش را به سمتم دراز کرد. متعجب از این کارش، نگاهش کردم و دستکش‌ها را روی میز گذاشتم. سرش را بلند کرد و سوالی نگاهم کرد. انگار منتظر چیزی بود. نگاهش را به دستکش‌ها داد و متعجب گفت: _احسان چته؟ سرم را سوالی تکان دادم: _تو چته این

Signed Parya Afza

30 Oct 2018, 21:04 UTC985 viewsread 10 August 2026

سلام بر همه. شبتون بخیر. پست آماده س و فقط ویرایشش مونده. فردا حتما می زارمش. ممنون که هستین😘

Signed Parya Afza

Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @bahardarpaeezaryaa. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.

Cite this entry

A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 9 September 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.

“رمان دلواپسی| parya a” (@bahardarpaeezaryaa), 44 subscribers as measured 9 September 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/bahardarpaeezaryaa.

Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.