2 Aug 2026, 09:31 UTC342 views5 reactionsread 7 August 2026 Photo
شبی که ؛
آخرین صفحات رمان بزرگ زندگی ام « نهنگ آب های عمیق » را داشتم می نوشتم ، چنان غرق در کارم بود که از آنچه در اطرافم می گذشت ، بی خبر بودم .
من برای نوشتن این رمان حدود ۳۵۰۰ صفحه ای
سال ها جان کندم . دوبار ( یک بار جلد ، جلد / و یک بار متن کامل را با هم ) برای گرفتن مجوز نشر به ارشاد رفت و هر دوبار خیلی ساده غیر قابل چاپ اعلام شد ! چرا ؟ چون با سلیقه و با روایت آن ها سازگار نبود …
مگر می شود به همی…
❤3😢2
25 Jul 2026, 10:26 UTC474 views9 reactionsread 7 August 2026 Photo
آتش گرفت و خانه ی ما را خراب کرد
درهم فشرد و ، هر نفسم را مذاب کرد
گفتم چراغ قلب من افروختی ، مرو
در حسرت وصال ، دلم را کباب کرد
چیزی نداشتم بجز اشک دمادمم
از رخ سترد اشکم و کاری ثواب کرد
دل تنگ بودم و نیامده بود و چو دیدمش
می خواستم که بیش بماند ، شتاب کرد
تا هیچ کس به غیر خودش در دلم مباد
هر چیز دیده دید ، تمامی جواب کرد
گفتم مرو که تیره شب است و حرامیان
بر ره نشسته اند ، برفت و ، عتاب کرد
می خواستم بماند و ،…
❤9
19 Jul 2026, 16:04 UTC527 views7 reactionsread 7 August 2026 Photo
…
سری به کوی تو گاهی ، شبانه خواهم زد
به باد ، گیسوی تو ، باز شانه خواهم زد
مرا ز خانه برون کرده ای ، غریبانه ،
سری دوباره به آن سوگ خانه خواهم زد
هزار مرتبه ام باز ، اگر ببری سر
ز هر هزار ، دوباره جوانه خواهم زد
کران کران همه جا پهن کرده سوگ ستم
دوباره شادی و دف بی کرانه خواهم زد
که گفته است تو را ، آتش ستم ها باش ؟
برای دفع تو ، صدها زبانه خواهم زد
…
محمد عزیزی / ۱۶ شهریور ۱۴۰۲
👏4👍2❤1
16 Jul 2026, 06:27 UTC477 views10 reactionsread 7 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
❤10
6 Jul 2026, 20:07 UTC622 views10 reactionsread 7 August 2026 Photo
دریا ،
باور نکرد معنی اندوه آب را
شب ،
تا سحر گریست
صدا زد سراب را
…
محمد عزیزی
❤7👏3
29 Jun 2026, 13:18 UTC927 views6 reactionsread 7 August 2026 Photo
و نشد ،
آنچه که می خواست دلم
نه بهار آمد و ، نه باغ شکفت
- هیچ کس ، راست نگفت !
#محمد-عزیزی
❤6
26 Jun 2026, 11:40 UTC268 views8 reactionsread 7 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
👏6❤2
26 Jun 2026, 11:36 UTC133 views3 reactionsread 7 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
❤2👍1
20 Jun 2026, 18:10 UTC207 views9 reactionsread 7 August 2026 …
خواست راحت بشود
نشکند بیش از این
قدمش را برداشت ،
رفت کم کم سنگین
…
پشت سر ، غیر کمی آه نبود
بود فانوس ، ولی ماه نبود
دلش از هرچه ستم ، بود بری
عشق می خواست ،
ولی حور و ، پری
رفت با ساز خود آن جا که خدا
گفت :
پیش آی و بزن ساز این جا
ما تو را عاشق و زیبا کردیم
در دلت شور و ، نواها کردیم
ساز این جا ، بزن ،
آن طور که خود می خواهی
بی نیاز از همگانی ، شاهی !
…
مرد می رفت و دلش با او بود
ساز او می زد و پر « یا…
❤6👏3
20 Jun 2026, 18:09 UTC112 viewsread 7 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
17 Jun 2026, 11:02 UTC349 views9 reactionsread 7 August 2026 Photo
برای من ، شبی توفان بیاور
کویرم ، « ژم ژم » باران بیاور
چو می بینی دلی افسرده دارم
لبی پر بوسه و ، خندان بیاور
مهل این گونه من تنها بمانم
نفس چون باد خوزستان بیاور
نمیرم تا در این سرمای غربت ، تنی خورشید گون ، عریان بیاور
هوس کردم جوان گردم دوباره شرابم زان رگ پستان بیاور
گریزان گشتم از شعر دروغین
به جانم ، آتش طغیان بیاور
به سردی مبتلا گشتم ، علاجش
تب و تابم ز داغستان بیاور
پریشانم ، پریشانم ، پریشان
برای من ،…
👏5❤4
14 Jun 2026, 08:00 UTC321 views6 reactionsread 7 August 2026 Photo
عادت کرده ایم ، فقط صداهای بلند را بشنویم !
جیغ و دادهای ناگهانی !
فریادهای گوشخراش
وهر چیزی را که از لحاظ عقلانی غیر متعارف است !
عادت کرده ایم ، مدام یا بر طبل عزا بکوبیم یا بر طبل شادی !
یا ستایشگر و کشته و مرده ی کسی ، جریانی ، تفکری باشیم یا متنفر و دشمن آشتی ناپذیر آن شخص ، آن جریان و آن تفکر ؟
با نگاه « یا رومی رومی ، یا زنگی زنگی !» ، هیچ وقت ما به حد تعادل نمی رسیم ؟ !
چرا ؟ چون ما اسیر هیجانات آنی و…
👏6
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @azizi_poet. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.