18 Feb 2024, 16:10 UTC506 viewsread 10 August 2026 پارت صدو هفتادو پنجم
دندونام رو روی هم فشار دادم با خشم نگاهش میکردم
صدای دندونای چفت شدم توی مغزم میشنیدم ، بدون اینکه پلک بزنم با نفرت نگاهش میکردم
تقلا میکردم دستم رو آزاد کنم شونه هام رو تکون میدادم اما نمی شد.
امین قدمی به سمتم برداشت و چونم رو گرفت توی دستش و خم شدو صورتش و نزدیک صورتم کردو با ارامش و نفرتی که تو وجودش بود گفت:
_خو ویشکتم موقعی که داشت جون میکند همینجوری دستو پا میزد.
رفت عقبو شروع کرد قهقه …
Signed A.S
18 Feb 2024, 15:58 UTC472 viewsread 10 August 2026 پارت صدو هفتادو چهارم
موهامو با خشم کشید عقب و عربده زدو گفت:
_دهنتو ببند تا توام مثل خواهرت نفرستادم سینه ی قبرستان.
سست شدم، کلوجودم منجمد شد احساس کردم قلبم نمیزنه
لب هام میخورد بهم اما صدایی خارج نمی شد.
چی میشنیدم؟
حقیقت نداشت؛ کژال زندس.. باید زنده باشه..
قطره اشکی از گوشه چشم چپم سرخورد پایین..
زانوهام خم شد که با مو دوباره کشیدم بالا
کاش باوگ بیادو بگه اینا همه خوابه
بگه روناک کابوس دیدی و ننه قمرو صداکنه …
Signed A.S
15 Feb 2024, 19:49 UTC380 viewsread 10 August 2026 پارت صدو هفتادو سوم
_ میتونه سور امشب مرد های قبیله باشه..
قهقه زدن.. زانوهام سسشت شده بود از ترس نفس عمیق کشیدم که یکیشون با نک کفش جلیقه لباسم رو کنار زد
توی یک حرکت با دودستم مچ پاشو گرفتم پیچوندم و بلند شدم
با پاکوبید تو سینم و چسبیدم به دیوار و با مشتی که به صورتم خورد مزه خون رو تو دهنم حس کردم..
دوتا چشم آشنا روبه روم بود... توی تاریکی ام نگاهشو شناختم.
امین بود... باناباوری نگاهش کردم که دوتا دستمو از پشت …
Signed A.S
27 Sept 2022, 10:27 UTC556 viewsread 10 August 2026 •پارت اول رمان روناک🖇🌻
https://t.me/ayandehbipayann/7150
•پارت اول رمان گلی در سرزمین عشق🌙🌸
https://t.me/ayandehbipayann/4047
•نویسنده رمان ها
اتنا سرخه
Signed 𝑃𝑎𝑟𝑖
27 Sept 2022, 10:26 UTC511 viewsread 10 August 2026 Photo
| روناک |
Signed 𝑃𝑎𝑟𝑖
23 Apr 2022, 15:54 UTC560 viewsread 10 August 2026 پارت صدو هفتادو دوم. 🌻
باصدای چندتا مرد با وحشت چشمام رو باز کردم و بهت زده چسبیدم به دیوار و اطرافم و نگاه کردم
هیچ چیزی جز ترس و هراس اشکار نبود!
پشت در بودن، باصدای خنده هاشون ترسم بیشتر می شد
کم کم صدای دستو شادی بلند شد، یک نفر می خوندو مردها پای کوبی می کردن.
این هلهله ی شادی، خبر از برد تو جنگ می داد.
اشک از چشم هام سرازیرشد، باصدای هر خنده ای که می شنیدم قلبم فشرده می شد و نفسم بند می اومد.
دلم مثل سیرو…
Signed - 𝑨𝒕𝒆𝒏𝒂 𝒔𝒐𝒓𝒌𝒉𝒆𝒉
28 Mar 2022, 15:45 UTC427 viewsread 10 August 2026 Photo
روناک
Signed 𝑃𝑎𝑟𝑖
28 Mar 2022, 11:32 UTC390 viewsread 10 August 2026 حضور هیچکس در زندگی اتفاقی نیست
روناک
Signed 𝑃𝑎𝑟𝑖
15 Mar 2022, 00:07 UTC371 viewsread 10 August 2026 "گاهی آمادهام همه چیزم را بدهم تا هیچ پیوندی با جهان انسانها نداشته باشم."
روناک
Signed 𝑃𝑎𝑟𝑖
8 Mar 2022, 20:11 UTC339 viewsread 10 August 2026 Forwarded from @AtenasorkhehPhoto
آتناسرخه
Signed 𝑃𝑎𝑟𝑖
5 Mar 2022, 00:02 UTC291 viewsread 10 August 2026 بااینکه هم دوست و رفیق دارم و هم خانوادم آشناها دورمو پر کردن
ولی هیچکس نیست مزخرفاتی که توی ذهنم میگذره رو درک کنه
آتناسرخه
Signed - 𝑨𝒕𝒆𝒏𝒂 𝒔𝒐𝒓𝒌𝒉𝒆𝒉
3 Mar 2022, 23:57 UTC256 viewsread 10 August 2026 پارت صدو هفتاد🌻🖇
بوی نم دیوار ها داشت خفم می کرد، تاریک تاریک بود
هیچ پنجره ای وجود نداشت، هنوز. چهره اش رو نمی دیدم صورتش بسته بودو سعی میکرد توی چشم هام نگاه نکنه
دلم می خواست امین مثل همیشه سروکله اش پیدا بشه و منجی من بشه
در چوبی رو محکم بست و قفلش کرد.
هیچ چیزی نمی دیدم.
باموشی که از جلوی پام ردشد جیغ بلندی زدم ومحکم زدم به درو عاجزانه التماس کردم وگفتم:
_تخوا، درو باز کنید من نه میدانم شما کی هستید ونه میدان…
Signed - 𝑨𝒕𝒆𝒏𝒂 𝒔𝒐𝒓𝒌𝒉𝒆𝒉
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @ayandehbipayann. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.