برای آنان که حقیقت را به جهان خبر میدهند… خبرنگار، فقط کسی نیست که خبر را مینویسد؛ او گاهی آخرین چراغیست که در تاریکیِ حقیقت روشن میماند. در جهانی که کلمات میتوانند هم حقیقت را آشکار کنند و هم آن را پشت هزار پرده پنهان سازند، خبرنگار، امانتدارِ لحظههاییست که اگر نوشته نشوند، شاید تاریخ هرگز نداند بر انسانها چه گذشته است. او میان واقعه و فراموشی ایستاده است؛ میان آنچه اتفاق افتاده و آنچه باید به یاد آورده شود…

Channel
آوای مهربانی
@avayemehrabany
On this record: Growth · Engagement · Posts · Citations · Cite this entry
201subscribers
+5 since we began measuring on 9 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001011247633 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @avayemehrabany |
| Created | Between 1 December 2015 and 31 March 2016 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 9 August 2026 |
| Last confirmed live | 18 September 2026 |
| Measurements held | 7 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 18 September 2026 |
| On Telegram | t.me/avayemehrabany |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 18 Sept 2026, 23:37 | 201 | +2 |
| 10 Sept 2026, 01:38 | 199 | -1 |
| 1 Sept 2026, 08:44 | 200 | +1 |
| 24 Aug 2026, 22:04 | 199 | +1 |
| 17 Aug 2026, 16:48 | 198 | +2 |
| 10 Aug 2026, 01:42 | 196 | no change |
| 9 Aug 2026, 02:01 | 196 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 20 July 2026 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 8 August 2026. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
قضاوت ناصحیح چه شتابی دارد انسان، برای آنکه پایان یک کتاب را از روی نخستین جملهاش اعلام کند. ما از پشت پنجرهای بخارگرفته، به زندگیِ دیگران نگاه میکنیم و نامش را «حقیقت» میگذاریم. کافی است کسی یکبار بلغزد؛ تا حافظهی جهان، هزاران گام استوارش را به فراموشی بسپارد. عجیب است... ترازوی قضاوت، همیشه در دست کسانی است که هرگز وزنِ رنجِ دیگری را بر شانههای خویش حمل نکردهاند. عارفان میگفتند: هر انسانی، اقلیمی است که نق…
اطمینان؛ نام دیگر ایمنی جهان، هر روز میلیونها چرخ را به حرکت درمیآورد؛ اما تنها آن چرخهایی به مقصد میرسند که پیش از چرخیدن، با عقل پیمان بستهاند. شتاب، همیشه نشانهٔ توانایی نیست؛ گاهی تنها اعترافی است به ناتوانی انسان در تحمل فاصلهٔ میان «اکنون» و «رسیدن». رانندگی مطمئن، پدیدهای مکانیکی نیست؛ حاصل همنشینی سه مهندس خاموش است: دانش، تجربه، و فروتنی. فیزیک، هرگز با احساسات معامله نمیکند. ضریب اصطکاک، شتاب جانبی،…
اربعین؛ وقتی جهان با پاهای خسته، معنای خویش را به یاد میآورد جهان، هر روز هزاران راه میسازد؛ بزرگراههایی که شهرها را به هم میرسانند، راهآهنهایی که فاصلهها را کوتاه میکنند، و آسمانهایی که هواپیماها در آن، زمان را شکست میدهند. اما تنها یک راه هست که مقصدش در نقشهها پیدا نمیشود. راهی که از کف پا آغاز میشود و به قلب ختم میگردد. نامش... اربعین است. چه رازی در این راه نهفته است که میلیونها انسان، بیآنکه کسی…
مهر همیشگی چه واژهی عجیبی است «همیشه». زمان، با تمام ساعتهای مغرورش، هرگز نتوانسته آن را اندازه بگیرد. شاید «همیشه»، نه در امتداد سالها، که در ژرفای یک لحظه پنهان باشد؛ همان لحظهای که دستی، بیهیاهو، بر شانهی خستهی جهانی مینشیند و جهان، برای نخستین بار، به جای چرخیدن، لبخند میزند. مهر، تنها احساسی میان دو دل نیست؛ شیوهای است که خدا هر صبح، خورشید را بیآنکه مزد بخواهد، بر پنجرهی زمین میگذارد. درخت، هرگز از…
سلیقه عجیب است؛ جهان، با این همه رنگ، هرگز از ما نپرسید کدام را دوست خواهیم داشت. گل سرخ، بیآنکه رأیگیری کند، سرخ شد. دریا، بیآنکه مشورت بخواهد، آبی ماند. و آسمان، سالهاست میان سپیده و غروب، بیهیچ تردیدی شاهکار خود را تکرار میکند. اما انسان... تمام عمر را صرف انتخاب چیزهایی میکند که گمان دارد او را تعریف میکنند. سلیقه، شاید انتخابِ میان دو رنگ نباشد؛ اعتراف آرامِ روح است به آنچه در سکوت، خانهی او بوده است. ک…
تفاوتها جهان، اگر همهچیز را یکسان میآفرید، شاید هرگز نیازی به آینه پیدا نمیکرد. کوه، برای آن کوه نیست که از دشت بلندتر است؛ برای آن است که دشت، بیهیچ حسادتی، تمام عمر باران را به سوی او بدرقه میکند. رودخانه، هرگز آرزو نکرده است درخت شود؛ درخت نیز هیچ شبِ پنهانی را به رؤیای شنا کردن نگذرانده است. راز آرامش هستی، همین نخواستنِ ناممکنهاست. ما اما، سالهاست در صفِ مقایسه ایستادهایم؛ صفی که آغازش با نخستین نگاهِ ک…
«مَهما»؛ واژهای که از عشق ساخته شده است... بعضی واژهها را نمیتوان در فرهنگ لغت پیدا کرد؛ زیرا پیش از آنکه با قلم نوشته شوند، با عشق آفریده شدهاند. «مَهما» برای من تنها چهار حرف نیست. «مَ» آغاز نام مهدی است، و «ما» آغاز نام مانی. دو آغاز، که در کنار هم واژهای ساختهاند به وسعت یک دنیا. واژهای که برای من، بوی خانه میدهد، صدای خنده دارد، و طعم آرامشی را یادآوری میکند که تنها در کنار عزیزان معنا پیدا میکند. شگفت…
برکت برکت،آنگونه که بسیاری گمان میکنند،در شمارش نیست. اگر چنین بود،دریا بایدشادترین موجود جهان میبودو کویر،غمگینترین. اما گاهییک جرعه آب،بیش از هزار رود،تشنگی را میشناسد. برکت،هنرِ «بیشتر داشتن» نیست؛معجزهٔ «کمتر هدر دادن» است. نان،از گندم آغاز نمیشود؛از دستی آغاز میشودکه آن رابا دیگری قسمت میکند. خانه،با آجر ساخته نمیشود؛با صدایی ساخته میشودکه هنگام ورود،نام تو رابا مهربانی صدا میزند. سالها،در پی …
همیشه خوبی کردن جهان، هیچگاه با صدای رعد تغییر نکرده است؛ بیشتر، با صدای آهستهی دستی که بیآنکه نامش را بپرسند، افتادهای را بلند کرده است. شاید راز هستی در همین «همیشه» نهفته باشد؛ نه در بزرگیِ کارها، بلکه در وفاداریِ دل به روشن ماندن. خوبی، معامله نیست؛ دفتر حسابی ندارد که سود و زیانش را بنویسد. رودی است که حتی اگر کویر تمام آبش را بنوشد، باز از چشمهای پنهان راه خود را پیدا میکند. گاهی، کسی که به او نیکی کردی، …
آخرِ هر چیز دنیا، استادِ پایانهاست. هیچ درختی با شکوفههایش خداحافظی نمیکند، بیآنکه اندکی از سبزیِ دلش فرو بریزد. هیچ رودی به دریا نمیرسد مگر آنکه نامِ خود را در دهانِ بیکرانگی فراموش کند. شاید به همین دلیل است که آخرِ هر چیز، طعمی از اندوه دارد؛ نه از آن رو که پایان، دشمنِ زندگی است، بلکه چون زندگی، هر بار بخشی از خودش را در آستانهی رفتن میگذارد. حتی غروب، با آن همه شکوهِ سرخش، اعلامِ آرامِ یک فقدان است. حتی …
گاهی سنگینترین بارِ یک دوستی، نه سکوت است و نه فاصله؛ بلکه «انتظاری» است که آرامآرام لباسِ «حق» به تن میکند. دوستی، رودخانهای است که اگر از سرِ مهر جاری باشد، هر جرعهاش زندگی میبخشد؛ اما همان رود، اگر کسی گمان کند سرچشمهاش را مالک است، دیگر آب نمینوشد، بلکه سهم مطالبه میکند. کمک، زیباترین واژه است، تا زمانی که آزاد بماند. کمک، وقتی ارزش دارد که از دل برخیزد، نه از دفترِ بدهکاریِ ذهن. محبت، اگر به صورتِ قسطه…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @avayemehrabany. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Forward network
Republished by
Channels on the register that have forwarded this channel's posts into their own feed.
Built only from forwarded posts we have actually read, on both sides. Coverage is early and deliberately incomplete: a missing link means we have not read the post that would prove it, never that the relationship does not exist. Counts are distinct forwarded posts observed, so they only ever go up as we read more.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 18 September 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“آوای مهربانی” (@avayemehrabany), 201 subscribers as measured 18 September 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/avayemehrabany.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.