21 May 2022, 18:59 UTC≈5,710 views66 reactionsread 7 August 2026 #پارت_صد_هشتاد_شش
#بذار_تو_آغوش_خودت_بزرگ_شم
حالم بهم میخورد ازاین حرفای مزخرفشون
نگاهم رو به فرش انداختم
_علیرضا ،مطمعن باش مثل تو انقدر هول نیستم
اخمی کرد وخودشو مشغول خوردن میوه کرد
اروم درگوشم گفت
_برو بشین روی ،مبل هم کر میشی هم لال
حوصله بحث رودیگه نداشتم
بی حرف به سمت مبل رفتم
ونشستم
_بچه چراسوپرایزمون رو یادتون رفته
_چه سوپرایزی؟
_بزارید زنگ بزنم
سریع شماره تلفنی رو گرفت
_عشقم بیا بالا
وتلفن روقطع کرد…
❤25👍15🤬13👏6👎3🤯3😢1
Signed Fatemeh Sabahi
19 May 2022, 18:57 UTC≈4,860 views17 reactionsread 7 August 2026 #پارت_صد_هشتاد_پنج
#بذار_تو_آغوش_خودت_بزرگ_شم
امین اسمم رو بلندصداکرد
_بهار
برگشتم سمتش
دستم رومحکم گرفت وبه سمت اتاق برد
داخل اتاق شدیم و در رو بست
_این چه کاری بود کردی
_ندیدی چه حرفای بهم زد...
_به جهنم،اونا از حرصشونه
_توهم قشنگ سکوت کردی...
_توقع داشتی با مهمون چه طوری رفتارکنم
_مهم نیست به زنت هرچه بد وبیراه بگه...خود اونا تعجب نمیکنن که چرا از کسی که دوسش داری دفاع نمیکنی
_اونا میدونن صبرم زیاده
__نمیدونم …
❤11👍4👏1🔥1
Signed Fatemeh Sabahi
18 May 2022, 19:30 UTC≈3,080 views21 reactionsread 7 August 2026 #پارت_صد_هشتاد_چهار
#بذار_تو_آغوش_خودت_بزرگ_شم
_عشقای قبل از بهار برام سو تفاهم بود
_شاعرشدی امین
_از عشق بهاره
دست انداختت دور کمرم ومنو به خودش چسبوند
وروی گونم بوسه ای زد
نگاهش کردم
لبخندی بهم زد...
وتمام این صحنه هارو تورویاهام باهاش دیده بودم
_ولی شنیده بودم میخواستی برگردی به عشق اولت
_میخواستم باهاش بازی کنم، اما بهار نذاشت...
_بهارجان ببخشید،ولی امین واقعا عاشق بود،خیلی تعجب کردیم...
_عشق اول دوم مهم نیست ،م…
❤10👍8👏2🤬1
Signed Fatemeh Sabahi
16 May 2022, 18:59 UTC≈2,270 views11 reactionsread 7 August 2026 #پارت_صد_هشتاد_سه
#بذار_تو_آغوش_خودت_بزرگ_شم
چشمکی زد واز اتاق بیرون رفت
فکرکرده همیشه حرف،حرف خودش باید باشه،
عمرا این روسری رو از سرم دربیارم
باصدای زنگ در نفس عمیفقی کشیدم واز اتاق زدم بیرون
بادیدنم روسریم ،حسابی صورتش قرمز شد
لبخندی پررنگی زدم
وبه دراشاره کردم
به سمت در به راه افتاد ومن هم پشت سرش...
نفس عمیقی کشیدم
در روباز کرد
۸نفر بودن.دختر پسرای جوان بودن،از ظاهرشون معلوم بود که چه وضع مالی عالی دارن...…
❤7👍2👏1🤯1
Signed Fatemeh Sabahi
14 May 2022, 18:59 UTC≈1,700 views16 reactionsread 7 August 2026 #پارت_صد_هشتاد_دو
#بذار_تو_آغوش_خودت_بزرگ_شم
وارد اتاق شدم و در رو محکم بستم...
ای کاش مامان بابام خونه بودن،چقدر دل تنگشون بودم...
لباس صورتی رنگ، روی تخت حسابی خودنمایی میکرد
خداروشکر زیاد باز نبود ،میشد پوشید
....
نگاهی توی ایینه به خودم کردم ، خوب بودم...از قیافه بی روح در اومده بودم
بی هوا دربازشد
نگاهمون توی هم گره خورد
نگاهش فقط روی صورتم بود
اولین باربود منرو با ارایش میدید
لبخند کم جونی روی لبش افتاد
_…
❤12👎2👍1🥰1
Signed Fatemeh Sabahi
13 May 2022, 18:45 UTC≈1,480 views12 reactionsread 7 August 2026 #پارت_صد_هشتاد_یک
#بذار_تو_آغوش_خودت_بزرگ_شم
_براش مهم نیست
سری تکون دادوگفت
_قول بده رفتی باهام درارتباط باشی
_نترس، هر روز بهت رنگ میزنم
_باشه،نری فراموشم کنی،آدرس خونت رو بهم بده
_یه قلم کاغذ بده بنویسم
......
پر غرور بدون توجه بهم، وارد خونه شد...
به هدفش رسید، وارد خونه شدم
و به سمت اتاق خودم رفتم
که نذاشت
_کجا؟
_میرم اتاقم
_آرایش کردن بلدی؟
باتعجب گفتم
_چی؟
_امشب مهمون داریم
_کیه؟
_یه سری دوست مشترک
_شماکه …
❤10👏2
Signed Fatemeh Sabahi
10 May 2022, 18:34 UTC≈1,360 views22 reactionsread 7 August 2026 #پارت_صد_هشتاد
#بذار_تو_آغوش_خودت_بزرگ_شم
_ممنون از راهنمایت،حتما استفاده میکنم،از دست همتون راحت میشم
_ماهم ازدست تو
غذا رو جمع کردم وازاتاق سریع زدم بیرون....
خدایا با این ادم چیکار باید کنم...نمیخواستم برای این دختر دردسر درست کنم ...
به سمت اتاقی که مریم داخلش بود رفتم
تقه ای به در زدم
_جانم
وارد اتاق شدم
روی زمین دراز کشیده بود
به سمتش رفتم
خواست ازجاش بلند شه
نذاشتم
_مریم من میرم
_کجا؟
_خونه امین،این تاوقت…
❤17😁3👍1👏1
Signed Fatemeh Sabahi
9 May 2022, 19:02 UTC≈1,200 views13 reactionsread 7 August 2026 #پارت_صد_هفتاد_نه
#بذار_تو_آغوش_خودت_بزرگ_شم
_توچرا دم به دقیقه میگی حامله ای
_تو بدت میاد ؟
_زیاد نه
چپ چپنگاهش کردم
_به مشاور زنگزدی
با صدای در،حرفم نصفه موند
نازنین باسینی غذا وارد شد
سینی رو میز گذاشت
وبی حرف بیرون رفت
_مشاورم گفت باید باتوهمصحبت کنه
_گفت ادامه بدی یا..
_گفت طلاق اخرین راهه،وهنوز راه های دیگه ای برای ادامه هست ،اگه اونا به نتیجه نرسید انوخت طلاق رو شاید پیشنهاد بده
_پس امیدی هست
_شاید
_اگ…
👍9❤3👏1
Signed Fatemeh Sabahi
6 May 2022, 19:05 UTC≈1,170 views19 reactionsread 7 August 2026 #پارت_صد_هفتاد_هشت
#بذار_تو_آغوش_خودت_بزرگ_شم
سری تکون دادم وچشمام روبستم...دیگه مغزم نمیکشید...
باصدای تقه در ،نفسمو باحرص بیرون دادم
_بله
در بازشد
مادرش بود
سریع بلند شدم
_نمیخواد پاشی،غذاحاضره ،امیر هم میخواد بیاد سرمیز، توهم باشی بهتره
بخاطر شروع یه رابطه خوب قبول کردم
از روی تخت بلند شدم وبه همراهش سرمیز رفتیم
بادیدن مرغ سفره اخمی کردم
وجلوی دماغم روگرفتم
که امیر گفت
_دماغت رو چرا گرفتی؟
_به بوی مرغ انگار حس…
❤15🥰2👍1👏1
Signed Fatemeh Sabahi
4 May 2022, 19:01 UTC≈1,560 views15 reactionsread 7 August 2026 #پارت_صد_هفتاد_هفت
#بذار_تو_آغوش_خودت_بزرگ_شم
_ماهم خسته شدیم...پیش خودمون باشه شاید بهش یه فرصت دادم
لبخندی زد
_بهترین کار رو میکنی...
_فقط امیدوارم پشیمون نشم
_نمیشی،این پسر،سرش به سنگخورده...نشون نمیده ولی دلشو بهت باخته
ازاین حرف اخرش، لبخند کم رنگی زدم
ولی براساس تجربه ام میگم ،یه ازمایش خون بده
_باور کنید من باردار نیستم
_باشه،برو تواتاق تا بو اذیتت نکرده
سری تکون دادم و به سمت اتاقم رفتم...
اتاقی که برای …
❤11👍2👏1🥰1
Signed Fatemeh Sabahi
2 May 2022, 19:18 UTC≈1,410 views14 reactionsread 7 August 2026 #پارت_صد_هفتاد_شش
#بذار_تو_آغوش_خودت_بزرگ_شم
لبخند تلخی زدم...
ادم عاشق هم کوره وهم کرِ
انگار باتمام بدیاش عشقش تموم نمیشد
_امین بیدارشو
تکونش دادم
که اروم پلکش تکون خورد
_پاشوناهاراماده اس!
چشماشو کامل بازکرد
اماهنوز انگار تو حال وهوای خواب بود
دستی به صورتش کشید
از جاش بلندشد ونگاهی به ساعت مچیش انداخت
_چقدر زود اماده شد
_کله پاچه که نذاشتم
_دختره کجاست؟
_رفته تواتاقش،باهاش صحبت کردم اروم شده
_براچی اروم بشه؟
…
❤10👍2🥰2
Signed Fatemeh Sabahi
1 May 2022, 19:24 UTC≈1,200 views23 reactionsread 7 August 2026 #پارت_صد_هفتاد_پنج
سری تکون دادم وسریع به سمت اشپزخونه رفتم واب قند رو درست کردم،
وبه سمت مریم بردم
به زور اب قند روبهش دادم...
کم کم چشماشو بازکرد
_مریم جان،خوبی ،صدامو میشنوی؟
سرشو بی حال تکون داد
_ببخش،بخدا نفهمیدم چطوری اومد اینجا
امیر روی زمین کنارم نشست
_معتادجماعت نفس کم میاره
_امین بس کن
پوزخندی زد وبلند شد ،به سمت یکی از اتاق رفت ودر روبست
مریم نفس نفس کنان گفت
_بیرونش کن از اینجا
_از لحظه ای که اومده ،گف…
❤16👍3👏3🥰1
Signed Fatemeh Sabahi
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @ashtabah_s. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.