13 Oct 2025, 07:32 UTC≈2,470 viewsread 7 August 2026 ⬅️ میگفت عاشق دختر خاله ش شده که شبیه قرص قمر است و غروب ها میرفته جایی وسط روستا و با صدای بلند جوری که حتما تا خانه خاله برود میخوانده که یک حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم و بعضی چیزهای دیگر . قصه ش قشنگ بود هندی یود و شبیه بود به رویاهای ما که دانشجوی سال پنج پزشکی بودیم و هر شب توی تاریکی اتاق و لای کتابهای انگلیسی قطورمان مرورش کرده بودیم و هر بار روی حلقه طلایی اسم یکی از سال پایینی هایمان را نوشته بودیم . ه…
Signed علی
4 Sept 2025, 19:09 UTC≈4,380 viewsread 7 August 2026 یک وقتهایی که تکلیفم باخودم مشخص نیست ، یک وقتهایی که حالم نه خوب است و نه بد ! کتونی پایم میکنم و یک شلوار راحتی که در بازار تجریش ۵۵۰تومان خریدمش میپوشم و راه میافتم سمت میدان انقلاب !
تهران برای من که یک دانشجوی سابق هستم یعنی کتابفروشی های اطراف انقلاب !
من حالم با بوی کتاب کاهی ، با بوی ادکلن ویکند و با چند بوی دیگر که فعلا نمی گویمشان خوب میشود لابد میگویید باهاشون خاطره دارم ، درست است من کتاب کاهی را دوست دا…
Signed علی
29 May 2025, 06:11 UTC≈6,000 viewsread 7 August 2026 ⬅️راننده کشید بغل و زد روی ترمز ، هر سه مسافر آقا بودیم جاده روستایی بود و بانوی کنار جاده حیا کرد و سوار نشد . راننده غر زد که چرا سوار نشد از قدیم گفته اند دکتر و راننده محرمند!!! .بنده خدا راست میگفت وقتی دکتر محرم است چرا راننده و قصاب هم محرم نباشند ...
⬅️من سمبوسه خور هستم و او هم دکتر سمبوسه . چند باری که پیشش رفته ام حسابی با هم رفیق شده ایم . میگویم حسین آقا سمبوسه هات حرف ندارن ها ! اما چرا نوشتی دکتر س…
Signed علی
14 Apr 2025, 19:49 UTC≈4,400 viewsread 7 August 2026 نه اینکه اول بارش باشد ابدا ..اما بزرگوار اینبار یکجور دیگری میرود توی جلدم و کار خودش را میکند ، شیطان را میگو یم . خودم را میچلانم ، میتکانم و حسابها را یک کاسه میکنم و همه را یکجا میدهم هشت گرم طلای آب شده و میاورم جایی توی بالش جاسازش میکنم و از همین امشب میروم توی دسته آدمهای وقت شناس و زرنگی که قرار است یکهویی طبقه اقتصادی شان را چند تا جابجا کنند .
خسته از دور دور کردن در راسته طلافروشهای تلگرامی گوشی را میگذ…
Signed علی
20 Mar 2025, 06:05 UTC≈4,620 viewsread 7 August 2026 ☑️اینقدر به همه گفته بود جانم!و عزیزم! که دیگرنه عزیزم گفتنش به عمق دل مینشست ونه جانم گفتنش هوش و حواس آدم را با خودش میبرد!حراج کلمات بود و اینها هم تکیه کلام همیشگی ش .
شده بود به راننده تاکسی که شکم گنده و پیراهن جر خورده داشته و پرسیده بود کجا نگه دارم ؟ گفته بود جلوتر از اون تابلو عزیزم ! و عزیزم را جوری گفته بود که راننده نگاه عاقل اندر عاشقی بهش کرده بود و یحتمل چندشش شده بود و یا به قصاب محل که پرسیده بود …
Signed علی
24 Feb 2025, 06:53 UTC≈5,450 viewsread 7 August 2026 ناترازی موسی بود که زیر پل سید خندان لباس زیر مردانه میفروخت!
اینطور بود که موسی شده بود نفر اول چند مدرسه راهنمایی روستایی و زده بود آزمون دبیرستان نمونه خرم اباد نمره ای اورده بود و شده بود شاگرد نسبتا خوبی بین شاگرد زرنگ های مرکز استان .
یکجایی وسط کلاس مینشست . دبیرستانمان مشاور مثلا تحصیلی هم داشت، همه را دست میانداخت و کارش شده بود مشورت دادن به آنها که بابا و ننه مهمی داشتند یا بلد بودند که همکلاسی هایشان…
Signed علی
19 Jan 2025, 07:35 UTC≈3,850 viewsread 7 August 2026 ⬅️ایلان ماسک هم اگرکارش را با گوساله شروع کرده بود الان نهایتا جایی بین شهران و جنت آباد نصاب یواشکی ماهواره بود ..
یکسال زور زدنم نتیجه داد و من که یک پسر بچه ی تپل با لوپهای آویزان و ابروهای پهن بودم شدم نفر اول استان.
مگر یک دانش اموز کلاس سوم چند سانتی متر قد دارد که بهش دوچرخه ۲۸ دادند.دوچرخه ی ۲۸ قد یک آدم بزرگ بود و برای کامگرفتن یک کلاس سومی خیلی بلند بود تازه اطلس هم بود ، اطلس زشت ترین نوع دوچرخه از ابتد…
Signed علی
12 Nov 2024, 21:13 UTC≈10,500 viewsread 7 August 2026 ⬅️غریبِ این شهر است و آخر شیفت که میشود خوره هر روز جانش دلواپسی دختر بچه ایست که تنهای خانه ست و چشم به راه مادر . همراه بیمار روبروی ایستگاه پرستاری میایستد .
-کی بیمار من رو میبرید بخش ؟
در حال نوشتن گزارش پرستاری پاسخ میدهد: تخت خالی بشه بهمون میگن !
-این خراب شده کی تختش خالی میشه
-بیمارستان شلوغه باید حوصله کنید!
مشت همراه بیمار در چند سانتی متری صورت خانم بارانی روی استیشن پرستاری فرود میاید! و رگبار فحش های …
Signed علی
27 Oct 2024, 21:06 UTC≈4,370 viewsread 7 August 2026 ☑️ روی مانیتور گوشی ام میافتد ؛ داا۲ . داا هم مثل خیلی ها دو خط موبایل دارد یکیش که سوخت ! پدر که رفت خط اول مادر هم خودبخود از کار افتاد و یکجوری شد که دیگر هیچوقت زنگ نخورد . خط دومش همین است که چند روز یکبار زنگی میزند،حالی میپرسد، حضور غیابمان میکند و خیال دل خودش را راحت میکند مثل همه مادرها ...
دستم میرود روی دکمه ی پاسخ ، صدای دااا انطرف خط شنیده میشودکه میگوید :سلام روله !
روله که من باشم میگویم: سل…
Signed علی
22 Sept 2024, 15:08 UTC≈4,200 viewsread 7 August 2026 ⬅️ چهارتایشان کت شلوارسرمه ای اداری پوشیده اند .دعوا سر اکتمرای سهمیه بیمارستان است.میخواهند بیمارشان را در اولویتی بگذارم که با اخلاق حرفه ای و دستور پزشک کرونای مرکز نمیسازد.وقتی قانع نمیشوم یکیشان پیشقدم میشود و میگوید: جناب رییس ! معاون وزیر گفته!وزیر سمت یا صمت یا همچین چیزی را میگوید. میگویم: معاون وزیر ... کرده ! بعدی میگوید:استاندار گفتن .میگویم: استاندار همچنین . دعوا بالا میگیرد اکتمرا اما به بیماری که اول…
Signed علی
22 Aug 2024, 17:56 UTC≈3,830 viewsread 7 August 2026 برای دکتر ظفرقندی وزیر !
🖊️:علی طاهری نیا
استاد بزرگوار !
برای خیلی از آنهایی که چهارشنبه چشمشان به قاب رسانه بود و فکرشان درگیر آنچه در بهارستان اتفاق می افتاد یک نام مهمتر از بقیه بود!
نامی که سرتیتر اخبارش نه برنامه بود و نه کارنامه . او آمده بود تا نپذیرد !!!
این اول بار بودکه قاطبه ی فعال جامعه پزشکی پشت یک نام قرار میگرفتند : دکتر ظفرقندی! نامی که پیش از این هم موافق بسیار داشت و هم صدای بلند مخالفانش قابل …
Signed علی
8 Aug 2024, 06:53 UTC≈5,850 viewsread 7 August 2026 پسرها موجودات عجیبی هستند . هاوایی هم باشندخاطره خوبشان همان باراولی ست که با رفیقهایشان دزدکی رفته بودند رودخانه اب تنی و شورت یکیشان جا مانده بود .
نبوکمپ هم که بازی کنند بازبه یاد آن دفعه که سر خیابان گل کوچک بازی میکردند و دختر هم محلیشان با یک چادر گل گلی رد شده بود و اینها هرده تایشان شده بودندمارادونا، ضربان قلبشان بالا میرود.
مدیر گوگل هم اگر هم اتاقی شان باشد باز رفیق جانشان همان است که الان گرد و کچل و ک…
Signed علی
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @alitaheriniya. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.