16 Jul 2026, 21:53 UTC141 views5 reactionsread 6 August 2026 🌵
یاد گرفته بودم
که زیر بمباران هم
به یاد تو بمانم.
در غرش توپ ها
و انبوه دودها
هم می توانستم خوابت را ببینم.
تنم را ترکش ها
در هم کوفته بودند
روحم اما آمیخته به یاد تو بود.
در سایه های غول پیکر
خانه های فروریخته
هم می توانستم نشان شیر و خورشیدِ
پرشکوه تو را بر فراز آوارها ببینم.
✍🏻 بهنام یارسان
@Wanderernwt
✍3👏2
7 Jul 2026, 11:40 UTC175 views3 reactionsread 6 August 2026 🌵
چشم دوخته ام به رد نور
در سنگفرش های منتهی
به شانه های تو
ناگهان پر می شود
آسمان از ستاره ها
دل از بهانه ها
و تنبور کهنه ام از ترانه های تو
✍🏻 بهنام یارسان
@Wabderernwt
❤🔥3
28 May 2026, 19:54 UTC324 views5 reactionsread 6 August 2026 🌵
" ستون "
ستون شو دوباره
زیر استخوان شکسته ام
که من در شب حادثه رقصیده ام
اما طلوع خورشید را ندیده ام.
می خواندم زیر لب:
"او که برود، همه باز خواهند گشت"
کسی اما باز نگشت و روزها
همانقدر ملال آور باقی ماندند.
ستون شو، ستون شو
که طاق زانوانم
خُرد و خمیر شده اند.
می دیدم در رؤیا:
فردا از خاکستر دیروز
برخاسته بود.
ستون شو
پیش از آن که در این طوفان
چون خانه ای کاه گلی
فرو بریزم.
✍️ بهنام یارسان
@Wanderernwt
🕊5
30 Apr 2026, 21:35 UTC278 views5 reactionsread 6 August 2026 🥃
" هشت ساله "
آه زخمِ ناسورِ هشت ساله
چرکِ ناجورِ هشت ساله
شاهد غایبِ دردهایِ هشت ساله،
روح تو نیز هر نیمه شب
پاره پاره می شود
در بستر نمناکِ تنهایی؟
مرا افسونِ افیون هم رام نکرد
تو را نمی دانم!
تو را چه شده است
که حتی در اعماق خواب هم
بیداری کابوسِ هشت ساله؟
مرا سراب الکل هم رام نکرد
تو را نمی دانم!
تو را چه شده است
که حتی در اعماق بیداری هم
به خواب رفته ای جام زهرِ هشت ساله؟
باور کن،
پرندگان دیگر
از این باغ ر…
👏3😢2
13 Apr 2026, 11:57 UTC237 views3 reactionsread 6 August 2026 🌵
" دیالوگی نیمه تمام در میانه ی جنگ و سیلاب "
میدانی عشق به تو را چگونه شروع کردم؟
از یک درخت، یک صخره، یک ابر.
از درخت های بلوط غرب،
باران و هیزم های خیس شده،
چاییِ به سختی دم شده بر آتش،
سبیل بلند و پریشانی
و غرق شدن در فکر تورنتوی بارانیِ تو...
حالا دیگر به هر آن چه که تو را برای من تداعی می کند، سجده می برم.
عشق بی مثل و مانند تو در من باریده است.
سی و دو ساله گی جنون آمیزم وقف تو شده است.
صدای جنگنده ها را م…
✍2👏1
15 Feb 2026, 09:04 UTC332 views6 reactionsread 6 August 2026 🌵
" زنده به گوری "
در هر محله
ضحاک و نوچه ها
پیاله به دست،
در هم می لولیدند.
گلوله ها
صفیر کشان
سینه ها را می دریدند
و پیاله ها از خون خالی و پُر می شدند.
بازمانده ای
با کتف خونین
در پس کوچه های غرب
آواز محزونِ معصومیت
را دم گرفته است.
موسم نصب اعلامیه هاست
بر تن مبهوت دیوارها.
هی مزدور، این خطوط را با دقت بخوان:
سرهایتان را گوش تا گوش خواهیم بُرید
با دشنه ی خونین شانزده ساله ها.
خیابان به خیابان
با بغض و خشم ی…
🕊4✍2
12 Feb 2026, 13:53 UTC251 views1 reactionsread 6 August 2026 🌵
ای باغ چه شد مدفنِ خونین کفنانت؟
کو خاکِ شهیدانِ کفن پیرهنانت
تا سرب که پاشیده و تا لاله که چیده است
در سینه و سیمایِ بهارین بدنانت
آه ای وطن! ای خورده به بازارِ شقاوت
بس چوبّ حراج از طرفِ بی وطنانت
خونِ که شتک زد زِ پدرها و پسرها
بر صبحِ یتیمان و شبِ بیوه زنانت ؟
🕊️ حسین منزوی
@Wanderernwt
❤🔥1
8 Feb 2026, 09:38 UTC238 views6 reactionsread 6 August 2026 🌵
" سوگ "
آمدند و بذر مرگ
را در خیابان ها کاشتند.
دیوارها به دشت های خونین
اعلامیه ها بدل شدند.
سردخانه ها گُر گرفتند
از خون هایی که هنوز گرم بودند.
مادرم هرچه می گشت
دهانم را پیدا نمی کرد.
شب از جنازه پر شد
و سینه ها از ساچمه ها.
پدرم هرچه می گشت
شقیقه ام را پیدا نمی کرد.
به چشمان خدا هم
گلوله اصابت کرده بود.
✍️ بهنام یارسان
@Wanderernwt
❤🔥2👏2😢2
2 Feb 2026, 14:20 UTC270 views1 reactionsread 6 August 2026 🌵
سدهها رفته است و سدهها در راهند
آیا آدم هنوز میتواند آدم باشد؟
در کندوهای خلایق
ولوله برپاست
اما شانههای عسل، تهی و له شدهاند
و نسلهایی پا میگیرند
که با سکوت بیگانهاند
ای وای به وحشتناکترین تقویمها
و کشتگان چنان بسیارند
که نمیتوان بر تکتک ایشان
گریست
چه اندوختهایم؟ چه به کف آوردهایم
تا فرزندانی را میراثی در خور باشد؟
✍️ لنا کاستنکو
برگردان: بهادر باقری
@Wanderernwt
❤🔥1
1 Jan 2026, 21:53 UTC317 views6 reactionsread 6 August 2026 Photo
🌵
" خواهم آمد "
پهلوهای شکسته تان،
پاهای گلوله خورده تان،
دهان و دست های خونی تان،
غم و سرب و دود و داغ مادران تان
مرا این همه، به خیابان می خواند.
رنج شما نُت گریه های من است.
خواهم آمد و با شما
در شب و خیابان، حماسه خواهم شد.
بیست و چند ساله ها
تن پریشانم را صدا می زنند.
خواهم آمد ای حاملان عشق و گلوله و اشک
و در جوار شما دی ماه را
خواهم مُرد.
باشد که بذر معصومیت شما
را در سرزمین مردگان بکارم
و هزار بار نام زخم…
✍2🕊2❤🔥1😢1
28 Dec 2025, 17:39 UTC246 views4 reactionsread 6 August 2026 🌵
" قاصدک ها "
جایی از سینه ام آتش گرفته بود
که در گذشته ای نه چندان نزدیک،
باغِ غزل های عاشقانه ی تو بود.
من نمی دانستم به چه زبانی
با برف سخن بگویم که به جوانیِ
دست های تو رحم کند!
جایی از زبانم را بریده بودند
که در گذشته ای نه چندان دور،
هزاران بار، فردایی روشن را
به تو وعده داده بود.
من نمی دانستم آن عصرهای زمستانی
که به جوانی و پرسه گذشت،
دیگر چرا باز نگشتند!
گوشه ای از خانه ام در تاریکی اشک می ریخت.
گوشه …
❤🔥3👏1
1 Dec 2025, 20:17 UTC333 views3 reactionsread 6 August 2026 🌵
" اهالیِ حق "
دو نوازی می کند
با روحم، بی خوابی
و من، مثل برف
با خانه های روستایی
رفتار می کنم: سرد و سنگین
در تکراری بی پایان
مرور میکنم
حکایت جوانی ات
را با کهنسالی ام
حالا دیگر
درخت بلوطی شده ام
که دارد ریشه هاش را
فراری می دهد از کوه های غرب
بنده نوازی می کند
با اندوهم، بی خوابی
بیهوده از خاک بر می خیزم
پس از اصابت هر گلوله
چرا که روح مجروح،
دیگر تیمار شدنی نیست
دست درازی می کند
به خوابم، بی خوابی
و تا…
👏2🕊1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @Wanderernwt. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.