14 Jul 2026, 12:21 UTC838 viewsread 6 August 2026 تخم اهریمن به زهدان جهی
بچه دیوی شد تباه اندر تباه
زاده شد در بستر پتیارگی
خورد از پستان شر شیر سیاه
در دبستان رذالت درس خواند
مشق نکبت کرد و تمرین گناه
محض بازی سینهی آهو درید
خنده زد بر بچه آهو قاه قاه
گنده لاتی شد حقیر و مدعی
نوچهپرور، کوچهبند و باجخواه
در لجن بالید و دیوی شد مهیب
سوخت از انفاس مسمومش گیاه
بر سرش دیهیم خبث و بددلی
ظلمتش تخت و وقاحت بارگاه
کس نیارد دیگر از دستش فرار
کس نیابد دیگر …
Signed Samaneh
20 Jun 2026, 07:12 UTC≈1,350 viewsread 6 August 2026 با گرگ زخم خورده رهایم مکن
با مار نیم مرده رهایم مکن
با این گلوی نازک لبریز بغض
در چنگ غم فشرده رهایم مکن
در کیسهای سیاه به کنجی غریب
مجهول و ناشمرده رهایم مکن
رزم مرا به یاد بیاور رفیق
از خاطرت سترده رهایم مکن
در تیغزار غدر و فریب ای عزیز
با خنجری به گرده رهایم مکن
چون سرنوشت مرگ و حیات مرا
دست جنون سپرده رهایم مکن
جانا اگرچه خون شریف مرا
دنیا ز یاد برده، رهایم مکن
Signed Samaneh
8 Feb 2026, 07:58 UTC≈7,790 viewsread 6 August 2026 دو چشم خیرهی قرمز به جستجوی جنازه
چه آرزوی غریبی است آرزوی جنازه!
چه دوزخی است عزیزم چه چاه ویل عظیمی
جنازه روی جنازه، جنازه روی جنازه
به تن نه جامهی دامادی است، کیسهی مشکی ست
حنا نبسته، به خون خیس خورده موی جنازه
چگونه نشئهی افیون امن و راحت خود بود
که پر نگشت مشام جهان ز بوی جنازه
کدام رشتهی پیوند میکشید مدامت
میان آن همه آشفتگی به سوی جنازه
به سرب و ساچمه چندان دریده است که نتوان
به سان جامهی خلقا…
Signed Samaneh
23 Jan 2026, 15:50 UTC≈6,280 viewsread 6 August 2026 من هیچوقت مثل تو ایمان نداشتم
کوهی ستبر در دل توفان نداشتم
لرزان و بیقرار دلم سست میتپید
دریای خون گرم و خروشان نداشتم
ذهنم پر از تناقض و تردید و ترس بود
قطعیتی مناسب دوران نداشتم
در جیب خود جواب معمای کائنات
یا نسخهی سعادت انسان نداشتم
چشمم به نیم خالی تاریک خیره بود
کاری به نیمهی پر لیوان نداشتم
مار امید پاشنهام را گزیده بود
جز حب یاس چاره و درمان نداشتم
هر بار دور تازهی عصیان، سپس شکست
دیگر توان …
Signed Samaneh
19 Dec 2025, 15:26 UTC≈2,520 viewsread 6 August 2026 هیچ باغ اینسان گلافشانی نکرد
خاک را با خون چراغانی نکرد
هیچ مرغی با گلوی سوخته
همچو او زیبا غزلخوانی نکرد
هرچه میبایست یک شب گفت و رفت
قصه را بیهوده طولانی نکرد
پهلوانی بود در جسمی ظریف
روح او را جسم زندانی نکرد
خرد و خونین شد ولی با اهرمن
لحظهای پیمان پنهانی نکرد
پاکی و بیباکی و آزادگی
پای امن و عیش قربانی نکرد
جان شیرین و جوان را وانهاد
پر زد از خاک و گرانجانی نکرد
نام یلدا مظهر فخر و شرف
آنکه ا…
Signed Samaneh
6 Dec 2025, 06:09 UTC≈1,920 viewsread 6 August 2026 دلا سر زد ز خاک تیره لاله
که سازد از دل خونین پیاله
لبی تر کرد بذری در دل خاک
که برخیزد ز خواب هفت ساله
جهان جایی برای کامجویی است
نه جای حسرت و اندوه و ناله
جهان امن است و با ما مهربان است
دلا منشین چنین در خود مچاله
چه بسیارند استادان اندوه
که بنویسند در وصفش رساله
یکی شاگرد شادی باش و بنویس
در این مضمون بیطالب مقاله
سمانه کهربائیان
Signed Samaneh
14 Nov 2025, 12:07 UTC≈2,100 viewsread 6 August 2026 وه! چه ایام قشنگی، چه خبرهای خوشی
چه شب و روز لطیفی، چه هوای طربی!
وه! چه مهمانی پر جود و سخایی است جهان
چه پذیرایی درخورد و چه رسم ادبی
میزبان ابر کرم، مجلسیان بحر عطا
نه پدرسوخته رندی، نه لئیم جلبی
نه کسی را برسانند به سر حد جنون
نه رسد فندک و نفتی به کف جان به لبی
خرمن خلق به هر بی سر و پایی ندهند
که به آتش بکشد با هوس نیمشبی
نقد اندوختهی زحمت و سرمایهی عمر
نسپارند به بازیچه به فرصتطلبی
همه چیزیش…
Signed Samaneh
20 Oct 2025, 08:37 UTC≈2,980 viewsread 6 August 2026 دلا به جای نمانَد ز کل ما اثری
نه بچهای، نه کتابی، نه کار معتبری
یکی شبیه هزاران نفر که نوشیدند
ز جام بادهی هستی شرنگی و شکری
نه افتخار بزرگی، نه فتح جاویدی
یکی دو ایدهی خوب و تلاش مختصری
یکی دو شعر پراکنده این ور و آن ور
یکی دو جملهی گاه از دهان بزرگتری
شراب مرگ بنوشیم در سبوی گلی
نه در تکوکی زرین به شکل شیر نری
دلا دو سال پس از مرگ سرد و ساکت ما
کسی به یاد نیارد که بود همچو خری
چه ماند از آنهمه …
Signed Samaneh
28 Sept 2025, 11:17 UTC≈2,040 viewsread 6 August 2026 ماندهام سخت که با بخت بلندم چه کنم
با شکاری که درافتاده به بندم چه کنم
با شکاری که نخواهم که شکارم باشد
با اسیری که نبندم به کمندم چه کنم
نیک دانم چه بگویم که تو دیوانه شوی
لیکنت عاقل و هشیار پسندم، چه کنم
پیش میآیی و پس میروم و میگویم:
تا به جانت نرسد زهر گزندم چه کنم
گریه چون ترجمهی حال اسفبارم نیست
گر به این حال اسفبار نخندم چه کنم
به قفس نفکنمت، فارغ و آزاد خوشی
ای کبوتر بچهی وسوسهمندم چه کن…
Signed Samaneh
21 Sept 2025, 17:03 UTC≈1,930 viewsread 6 August 2026 Photo
برف آمد و بر سواد گیسو بنشست
سنگ آمد و پای پازن خسته شکست
آن پارهی وحشیات کجا اهلی شد؟
وآن خوی دلاورت کجا رفت از دست؟
سمانه کهربائیان
Signed Samaneh
4 Sept 2025, 09:19 UTC≈2,010 viewsread 6 August 2026 Photo
درخت عرعر همسایه
خوش است خلوت شیرینت
در آن مربع سیمانی
حضور خاضع و سنگینت
در آن حیاط خمارآلود
چه صحنهها که ندیدی تو
چه رازها و حکایتها
که از کسان نشنیدی تو
پناه جمعگریزانی
فروتنانه و بیآزار
رفیق امن سیهمستان
چو میبرند به لب سیگار
جدال و گریه و واگویه
وداع و وعدهی پنهانی
خیالبافی و بیتابی
شکست و عشق و پشیمانی
چهار بچهی شیطان را
بزرگ کردی و پر دادی
درخت عرعر بی میوه
ببین چقدر ثمر دادی
Signed Samaneh
12 Aug 2025, 07:50 UTC≈1,770 viewsread 6 August 2026 بوی بهشت میدهد این پیکر سپید
بوی رفاه و نعمت و آسایش و امید
خوابش عمیق و کافی و بیداریاش درست
کارش شریف و مثبت و بیکاریاش مفید
فکرش بلندمدت و برنامهاش غنی
از ماضی بعید به آیندهای مدید
بیگانه با لباس عرقسوز و چرکمرد
ناآشنا به خانهی آشفته و پلید
عادات او سلامت و ورزش، گل و هنر
نه اضطراب فقر، نه بیزاری از خرید
نز دوستان بریده ز شرمِ نداشتن
نز بستگان ز دلهرهی دید و بازدید
طبعش بلند و نفس عزیز و روان…
Signed Samaneh
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @TU09VVElWY4fKTY1. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.