رمانی پر از #شهوت و صحنه های ناب.. بدو بیا دختره رو تو لیموزینش #میکنه🤭👇🏿🔞🔞🔞🔞🔞🔞 https://t.me/joinchat/AAAAAFFKyM9Re5WSA6PIrw #بچهمچهعضونشهپلیز 😒💦

Channel
..حـ͚ـس وارونــــھ..
@Roman_HeseVaroone
On this record: Growth · Engagement · Posts · Citations · Cite this entry
11subscribers
+0 since we began measuring on 13 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001494580188 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @Roman_HeseVaroone |
| Created | 28 April 2020 — measured — dated from the channel’s first post |
| First recorded | 13 August 2026 |
| Last confirmed live | 5 September 2026 |
| Measurements held | 2 |
| Confirmed unchanged | 4 times, most recently 5 September 2026 |
| On Telegram | t.me/Roman_HeseVaroone |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 13 Aug 2026, 15:47 | 11 | no change |
| 13 Aug 2026, 11:01 | 11 | first reading |
Engagement
13 posts held, back to 28 April 2020 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 13 posts for this entry, the most recent from 26 May 2020. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
🔞🔥#بدلیلفیلترینگزودپاکمیشه🔥🔞 عشقی پر جدال.. جدال عشق و هوس.. جدال شهوت و شهرت.. کدومشون برنده ی بازی زندگی میشند؟ کدومشون به عقل اِوای داستان حکمرانی میکنند؟ چی میشه که گیدیِن،مرحم زخمای جنسی و عاطفیِ اِوا میشه؟! لینک زیر رو بمال و خودت رمان رو بخون..👇🏿🔥 https://t.me/joinchat/AAAAAFFKyM9Re5WSA6PIrw #مخصوصبزرگسالانومتاهلانهستزیر۱۸سالعضونشه!
هانا دختری که به عنوان همسر شاهزاده پادشاهی ووناس انتخاب میشه؛ در حالی که قلبش را به جادوگری طرد شده به اسم آدلر باخته است او برای خلاصی از این ازدواج با آدلر همخوابه میشود و...🍃🐺 #اگه_یه_داستانی #میخوای که_توش #غرق_شی #و_خودت_رو تو #دنیای تخیلی_پیدا_کنی #این_رمان رو #از_دست_نده 🍃🧚♀🍃🧚♀🍃🧚♀🍃 https://t.me/joinchat/AAAAAEW7HVhtr8OmeVOsOw
آزادی هانــــــــــ🍃🐺ـــــــــــا #رمانی_هیجانی_و_تخیلی تخیلی خونا از دستش ندن! #پارت_واقعی_رمان🌸🍃 - بهتره آماده بشی، فردا به ووناس میریم. هانا مات چهره او میشود. پس بلاخره همه چیز شروع شده بود. چشم هایش را لحظهای میبنند تا آرامش را حفظ کند. میدانست گفتن حقیقت تبعات بدی برایش، در پی داشت؛ اما این تنها راه خلاصی از ازدواج بود! با صدایی که کمی لرزش داشت میگوید: - من نمیتونم ازدواج کنم... چون... تریسان که به …
#پارت۶ انقدر رفتارهای سپیده شیرین و خواستنی بود، که محال بود آرامِ همیشه ارام و منزوی، لبخند نزند. - باشه بریم. سپیده جلوتر از ارام راه افتاد و وارد راهروی سمت چپِ پذیرایی شد. ارام هم بدنبالش.. کنار دو درب روبروی هم ایستاد و به درب سمت چپ اشاره کرد. - این اتاقته. دستش را به سمت درب سمت راست نشانه گرفت و ادامه داد∶ - اینم اتاق منه. حالا برو وسایلتو بزار بیا کلی باهات کار دارم. و خنده ی پر ذوق دیگری سرداد. ارام دستگیر…
#پارت۵ وارد حیاط شد و با پایش درب را بست. به نگاه خیره ی نگهبان برج، اهمیتی نداد و به سمت ورودی لابی حرکت کرد. از آن دخترهای ریزبینی نبود که تا وارد جایی میشدند تا ترک های دیوارهایش را هم میشمردند! نگاه اجمالی به لابی بزرگ برج انداخت. یک کلمه در ذهنش نقش بست. ''باشکوه'' از آن برج هجده طبقه، این چنین لابی هم دور از انتظار نبود. به سمت اسانسور رفت و دکمه ی اعلام اسانسور را فشرد. دست چپش خسته شده بود. کیف و ساک را به…
#پارت۴ به محض رسیدن به ورودی تهران، نفسی از سر آسودگی کشید. اولین بارش بود بدون همراه، مسافرت میکرد و پشت فرمان مینشست. اما مطمئنا آخرین بارش هم نخواهد بود. این چند سالی که به قصد تحصیل در دانشگاه تهران سپری میکرد،باید تنها میرفت و برمیگشت. البته شاید سپیده هم گاهی همراهی اش میکرد. گاهی..! گوشی مدل بالایش را روشن کرد. میس کال کوتاهی به سپیده زد و منتظر ماند تا سپیده لوکیشن خانه اش را بفرستد. گوشی را روی صندلی …
#پارت۳ نفسش را محکم خارج کرد و بعد از چند دقیقه و با بسته شدن درب اتاق ارام،که نشان از خروجش از اشپزخانه بود،لب باز کرد. - منم نمیدونم مامان. خیلی سعی کردم بفهمم اما خودت که بهتر میدونی. ارام از همون بچگیش هم گوشه گیر و تودار بود. نم پس نمیده دختره. مادر هم نفس صداداری کشید که نشاندهنده ی غم سینه اش بود. - اره برعکس تو ارام غیرقابل نفوذه. مخصوصا بعد رفتنِ....رفتن باباتون. دیگه کاریش ندارم. میدونم سپیده مثل چشماش حو…
#پارت۲ وقتی بی ذوق و استعداد و درهمبرهم وسایل ناهار را روی میز چهار نفره ی آشپزخانه شان چید بلند همه را صدا کرد همه یعنی برادر و مادرش البته! ارمیا پا تند کنان وارد اشپزخانه شد و پشت میز نشست خواست ناخونکی به ظرف خورشت بزند که ارام محکم پشت دستش زد و مانع عملیاتش شد. - نکن بچه ارمیا ادای کودکان بغض کرده را دراورد و با صدای بچه گانه ای حاضرجوابی کرد - عه خب دوشنمه(گشنمه) آرام بی محلی کرد و دیس برنج را هم روی میز گذا…
مقدمه∶ خیلی جاها.. توی خیابون، مغازه ها، دانشگاه و... میبینمش..! که سردرگمه موهاشو جا گذاشته احساسشو جا گذاشته خنده هاشو جا گذاشته افکارشو جا گذاشته هویتشو جا گذاشته....! میبینم اینارو میبینی اینارو میبینیم اینارو..! ولی بازم بدون توجه به گمشده ی راه زندگی،از کنارش میگذریم درست مثل همیشه!∶) #پارت۱ (دانای کل) خشمگین بود. از خونسردی پسر جوان نشسته بر صندلی چرخ دارِ پشت میز. از سکوتش و آرامشش هنگام تایپ کلمات ب…
خلاصھ.. آرام یه دختره، که تو وجودش حس های مختلفی واسه تغییراتش طغیان میکنند! برای ثبت نام کارورزی رشته پزشکی میره تهران و پیش خالش میمونه همچنین با یه ترفندایی میره استادیوم ازادی برای تماشای محبوب ترین ورزش عمرش،فوتبال!! اونجا با یه دختر خانومی آشنا میشه که باعث طغیان کردن همون حس و حالای وجودیش میشه. طغیان حس وارونه ی وجودش برای زندگی جدید..! 📎رمان ⟁حـس وارونـه⟁ رو به علاقه مندان دنیای TS ها پیشنهاد میکنم تا ب…
🧿ـبِســــمِ اللهِ الــــرّحمنِ الــــرّحیمـ🧿
Showing the 12 most recent of 13 posts we hold for @Roman_HeseVaroone. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Forward network
Republished by
Channels on the register that have forwarded this channel's posts into their own feed.
Built only from forwarded posts we have actually read, on both sides. Coverage is early and deliberately incomplete: a missing link means we have not read the post that would prove it, never that the relationship does not exist. Counts are distinct forwarded posts observed, so they only ever go up as we read more.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 13 August 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“..حـ͚ـس وارونــــھ..” (@Roman_HeseVaroone), 11 subscribers as measured 13 August 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/Roman_HeseVaroone.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.