4 Aug 2026, 17:50 UTC10 views2 reactionsread 9 August 2026 🔴 بخش آخر (افلاطور)
جمع بیست و دو نفره ما سفر خودش رو شروع کرد
در اولین روز حرکتمون از هم خجالت میکشیدم اما رفته رفته به هم عادت کردیم بخصوص مامان و خاله ارغوان که هنوزم در مورد اون سفر حرف میزنن و باور دارن قشنگ ترین و جذاب ترین سفر زندگیشون بوده
نریمان و اردشیر بیشتر در کنار راننده می نشستن
اما من و بقیه بیشتر دوس داشتیم پامون رو دراز کنیم که تکیه دادن به بالش و لم دادن روی فرش های پهن شده کف ماشین حس دلچسبی بود
…
❤2
3 Aug 2026, 18:12 UTC7 views2 reactionsread 9 August 2026 🔴 بخش سی و نهم (اقلاطور)
شب خواستگاری آرمین، یکی از شب های بیاد ماندنی ما بود
اون پدر ارغوان به بهترین حالت ممکن مارو تحویل گرفت و جالب بود که بابت این وصلت از ما خوشحالتر بود
حتی موقع نوشتن مهریه هم گفت: هرچی آقا اردشیر بگه
که البته اردشیر هم با احترام بهش گفت که در جمع امشب بزرگتر ها و ریش سفید های زیادی حضور دارن و هر چیزی که بزرگ های این جمع بگن تابع اون خواهد بود
شب خواستگاری و عقد به خوبی سپری شد و قرار شد و…
❤2
2 Aug 2026, 18:15 UTC8 views2 reactionsread 9 August 2026 🔴 بخش سی و هشتم (افلاطور)
اردشیر با شنیدن این حرف از خجالت چشاشو بست و بعد چند لحظه گفت: الهام جان میشه این مدل خاطرات رو دیگه تعریف نکنی
گفتم چشم
گفتم فدای چشمت
همون لحظه آرمین صدام کرد و گفت آبجی الهام یه لحظه بیا
گفتم جانم
گفت: وقت داری به خونه ارغوان زنگ بزنیم
گفتم زنگ بزنیم که چی بشه؟
آرمین گفت: خوب خودشون گفتن برای آشنایی بیشتر بهتره یه مدت باهم حرف بزنیم
گفتم: آرمین جان درسته گفتن با هم در تماس باشیم اما نه …
❤2
31 Jul 2026, 14:11 UTC11 views1 reactionsread 9 August 2026 🔴 بخش سی و هفتم (افلاطور)
اردشیر ادامه داد
وقتی مهناز اومد تو زندگیم مجبور بودم به همراه نریمان سر میدون وایستم تا یکی مارو برای کارگری سوار کنه و یه لقمه نون سر سفره بیاریم هم دوباره حس کردم آدم ضعیف و بی ارزشی هستم و زمانی که از طبقه دوم ساختمون افتادم و دستم شکست و همین نون از کارگری در میاوردیم هم از دست رفت
چند روز بعد مهناز تو تلوزیون خورشت قیمه دید و ویارش فعال شد
سریع پاشدم و نیلو رو تو آشپزخونه دیدم و گفتم…
❤1
31 Jul 2026, 09:23 UTC10 views1 reactionsread 9 August 2026 🔴 بخش سی و ششم (افلاطور)
اردشیر خطاب به بابای ارغوان گفت: تا مارو دیدین میخواین برین؟ بزار یه کم افتخار هم نشینی با شمارو پیدا کنیم غیر از این،ناهار نخورده که نمیتونین تشریف ببرین اول ناهار رو بخوریم تا باشه از این جمع ها و از این نشست ها
و بعد از جاش بلند شد و به ما گفت: که اگه زحمتی نیست یواش یواش سفره رو بچینیم
موقع ناهار هم آرمین با یه نگاه حسرت باری به ارغوان نگاه میکرد
باور نمیشد که رویاهاش نقش بر آب شده و د…
❤1
30 Jul 2026, 15:18 UTC11 views2 reactionsread 9 August 2026 🔴 بخش سی و پنجم (افلاطور)
ما در حال خوش آمد گویی و تعارف بودیم که آرمین هم با یه شلوار مشکی و پیراهن سفید به پذیرایی اومد و با مهمونا یکی یکی خوش و بش کرد
نوب به خبر و احوال با ارغوان شد و
تا چشمش دوباره به ارغوان افتاد دستپاچه شد و به جای اینکه به ارغوان بگه خیلی خوش اومدین یهو گفت: خیلی خوشم اومدین
و بعد از رو خجالت بهم گفت: زن داداش یه لحظه میای تو آشپزخونه
پشت سرش رفتم و بهم گفت: وای روم نمیشه پیششون بشینم دست …
❤2
30 Jul 2026, 11:49 UTC10 views2 reactionsread 9 August 2026 🔴 بخش سی و چهارم (افلاطور)
تو دلم پر از آشوب بود و مدام فکر میکردم به خاطر خرابکاری توی خونه بابای ارغوان قراره بازخواست بشین
اما اردشیر خیلی عادی گفت: فرامرز آوینیان، همونکه دخترش ارغوان رو خواستگاری کردین و دکترای شیمی داره
با دلهره و نگرانی گفتم: آها یادم اومد، خدا بگم چکارت کنه نیلوفر،
چیشده مگه؟
اردشیر با خوشحالی گفت: عجب انتخاب خوبی کردین، آخ الهام اگه بشه آرمین با این خانواده وصلت کنه چی میشه
گفتم: چیزی…
❤2
29 Jul 2026, 20:20 UTC12 views2 reactionsread 9 August 2026 🔴 بخش سی و سوم (افلاطور)
نیلو گفت عالیه ارغوان جان تقریبا چهار سال از داداشم کوچیک تری
راستی عکسشو دیدی؟ الان بهت نشون میدم
و بعد سریع کیف پولشو در آورد و یه
عکس از آرمین نشون داد و گفت: ببین چه خوشتیپه، البته تو این عکس سیاه افتاده و در واقعیت خیلی سفیده
دوازده روز دیگه واسه پایان دوره میاد و کارت پایان خدمتشو که گرفت میخواد بساز بفروش راه بندازه
اگه میخوای بریم خونه آلبوم عکسشو نشونت بدم
ارغوان در حالی که کیف پول…
❤2
29 Jul 2026, 15:06 UTC10 views2 reactionsread 9 August 2026 🔴 بخش سی و دوم (افلاطور)
نیلو گفت: آها ارغوان و میگی، اون که برای ادامه تحصیل به خارج رفت تازه از کجا معلوم هنوز مجرد باشه
مهناز گفت: برگشته، همین الان دیدم که از همین در رفت داخل، حالا میریم تو می بینیم مجرده یا متاهله
نیلو گفت: وای بیا برگردیم، یه وقت مارو از خونه پرت نکنن بیرون، ما در شأن این خانواده نیستیم
مهناز گفت: آخه واسه چی؟
دختره اگه دکترا داره آرمین هم فوق لیسانس راه و ساختمانه
تازه چی ما از اینا کمتره…
❤2
29 Jul 2026, 11:55 UTC9 views2 reactionsread 9 August 2026 🔴 بخش سی و یکم (افلاطور)
در مورد فاطمه، از مهناز و نیلو هم نظر خواستم و اونا هم گفتن خوش قیافست اما هیچکدوم نمیدونستیم که چه دختر چشم و دل گرسنه و کوچیکی هست
بدترین اشتباه ما این بود که منو و مهناز و نیلو سه تایی به محله قدیم رفتیم و از خاله فاطمه در موردش پرسجو کردیم
یه اقدام کاملا واضح که نشون میداد برای فاطمه نقشه ها داریم
تا اینکه مادر فاطمه مارو برای شام دعوت کرد و دو روز بعد یکی از آشناها، از من آدرس خونه ما ر…
❤2
28 Jul 2026, 14:10 UTC10 views2 reactionsread 9 August 2026 🔴 قسمت سی ام (افلاطور)
اون روز گذشت و زندگی ما به آروم ترین شکل ممکن در حال سپری شدن بود
آرمین که به غیر از تعطیلات عید و تابستون، وقتشو تو دانشگاه میگذروند
ولی خانواده منو و خانواده نیلو و اردشیر حسابی به خوشگذرونی و سفرهای پیاپی گذروندیم
البته اصلی ترین تفریح ما رفتن به روستای ما بود
آب و هوای روستا خیلی دلچسب بود
بخصوص فصل گلاب گیری که برای بچه ها جذاب بود
از همون دوران نوجوانی که اردشیر منو به روستامون میرسون، ه…
❤2
27 Jul 2026, 17:55 UTC9 views2 reactionsread 9 August 2026 🔴 بخش بیست و نهم (افلاطور)
اردشیر ادامه داد: مامانم دیپلمه بود و رانندگی میکرد، از نظر آداب و معاشرت هم خیلی از زن عموم خیلی بهتر بود
توجه پدربزرگم به من هم خیلی بیشتر از بچه های عموم بود
طبیعی بود که پس از مرگ پدربزرگم، زن عموم رفتار خوبی با من نداشته باشه
حضورم توی خونه عموم واسم مثل جهنم بود اما از طرفی خوشحال بودم که مامانم به عشق دوران نوجوانیش رسیده
مامانم تو دوران دبیرستان عاشق مهران بود اما مهران تو اون زمان…
❤2
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @Raheradan. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.