7 Aug 2026, 14:28 UTC30 views4 reactionsread 10 August 2026 به آن آدمِ داخلِ آینه که به من مینگریست خیره شده بودم.
آشنا بود، ولی انگار نمیشناختمش.
لبخند نمیزد؛ غمگین هم نبود. هیچ احساسی زیر پوست صورتش نمیجنبید...
ستارههای سوسوزنِ نگاهش ناپدید شده بودند.
درون چشمانش فقط شب بود و بس.
به آن آدمِ داخلِ آینه خیره شده بودم.
به غریبهای که تمام خاطرات مرا با خودش حمل میکرد.
- ماریان
💔3👍1
11 Jul 2026, 12:18 UTC117 views1 reactionsread 10 August 2026 اگه یه روزی من نبودم،
"تقدیر" شادمهر پلی شد، یادِ من بیفت.
گلِ سفید دیدی، یاد من بیفت...
سفر رفتی،
گربهای از پیشت رد شد،
جایی خیلی خوش بودی،
کتابای عباس معروفی به چشت خورد،
شعرِ قشنگی خوندی...
یادِ من بیفت.
- ماریان
❤1
20 Jun 2026, 19:33 UTC182 views5 reactionsread 10 August 2026 زمان میگذره و از ارتباطت با کسایی که یه زمانی دوسشون داشتی یه«هیچ»بزرگ میمونه؛
هیچ.
👍3❤1💔1
12 Jun 2026, 10:04 UTC176 views1 reactionsread 10 August 2026 عزیزِ روزهای گرمِ تابستانم،
گرهی میانِ جانِ من و زندگی،
شریکِ خلسه ی جُدا از بیهوده لحظاتِ حیات،
به تو گفته بودم که «تو منی،
در جسمی دیگر،
در جایی دیگر.»
پس تو را، اندازه ی خودم، دوست میدارم.
تو را برای هر روز دوست میدارم،
برای هر شب،
هر لحظه،
هر نگاه،
هر نبض.
تو را بیتوقع
و
بیانقضا
دوست میدارم.
- ماریان
/از سری نوشته های تابستان404/
❤1
3 Jun 2026, 12:44 UTC217 views4 reactionsread 10 August 2026 اگه بخوام یه توصیهی بهدردبخور بهت بکنم، میگم:
هر وقت، هر جا دیدی دارن با چاقو یه زخـم رو تنت بـاز میکنن، هـوار بکش.
طغیان کن.
نیازی نیست جای اشتباه، نجابتتو خرج کنی.
صبوری نکن تا کارشون تموم بشه و چاقو رو از تنت بکشن بیرون.
نه.
پذیرای کار اشتباهِ آدما نباش.
اونی نباش که میذاره طرف همیشه چاقو دستش بگیره.
- ماریان
👍3❤1
1 Jun 2026, 23:44 UTC193 views4 reactionsread 10 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
❤2💔2
30 May 2026, 08:49 UTC183 views4 reactionsread 10 August 2026 ما هیچوقت نمیفهمیم کی چند بار پروفایلمونو باز کرده
و زوم شده رو جزئیات صورتمون.
هیچوقت نمیفهمیم کی چندین دفعه ویسمونو پلی کرده،
گیر کرده توو ثانیه هایی که خندیدیم.
نمیفهمیم کی چتش با ما رو بارها و بارها خونده
در حالی که لبخند ناخوداگاه کمرنگی رو لبش نقش بسته.
کی یه چیز معمولی اَزمون سیو کرده که براش خاصه.
کی شب قبل خواب به ما فکر کرده
با شنیدن یه اهنگ بخصوص یاد ما افتاده
برامون نوشته،
نوشته
و نوشته.
نمیفهمیم فکرم…
👍3❤1
27 May 2026, 12:12 UTC160 views2 reactionsread 10 August 2026 اما غمت همیشه غمِ من بود؛
همیشه.
وقتایی که دوست داشتم،
روزایی که ازت متنفر شده بودم،
توو اوجِ عشق،
زمانی که ناامیدم کردی،
عزیزم که بودی،
حتی وقتایی که «غریبهآشنا» شده بودی،
غمت غمگینم میکرد.
به طرز عجیبی،
اندوهِ تزریق شده به زندگیت،
برخلاف خودت،
همیشه راهِ خودش رو تا من پیدا میکرد.
-ماریان
❤1💔1
22 Feb 2026, 13:39 UTC160 views5 reactionsread 10 August 2026 یه شب، یه نفر وسطِ یه بحث، برام نوشت:
«وابستگی ضعیفت میکنه. وابسته نشو.»
جملهای که احتمالاً قبل از رسیدن بهش تجربهی خروار خروار درد رو داشت.
اونطور که باید نفهمیده بودم چی میگه،
تا وقتی که همون حجم درد رو خودم دوره کردم.
فلانی به من گفت،
از منم یادگاری به شما.
گرچه توو رابطهها حذف کاملِ وابستگی تقریباً محاله،
اما میشه حواسمون بهش باشه، کنترلش کنیم،
و ببینیم طرف مقابل هم به همون اندازه به ما بند هست یا نه.
-…
💔3❤1👍1
22 Feb 2026, 09:12 UTC124 views4 reactionsread 10 August 2026 این پست قرار نبود فان باشه
💔4
15 Feb 2026, 11:12 UTC225 views7 reactionsread 10 August 2026 آدما بعدِ سوگ هیچ شباهتی به ورژن قبلیشون ندارن.
💔4👍3
13 Feb 2026, 11:41 UTC252 views6 reactionsread 10 August 2026 گفت: «من از هر دختری که میخواست باهاش صمیمیت بسازه متنفر بودم.
مهم نبود کی باشه. مگه مهمه؟
من بیزار بودم از اینکه حتی به شوخی اسمش رو کنار یکی دیگه بیارن.
عاشق، حسوده.
عاشقِ بیتفاوت دیدی تاحالا؟...»
-ماریان
👍3❤2💔1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @Marianswritings. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.