صبح زود بلند شدم تا او را راهی مسافرت کنم، چمدانش را چیده بودم، تمام وسایل را شارژ کرده بودم و برایش قهوه درست کردم تا شاید جور کم خوابی اش را بکشد. تا نیم ساعت به گل قالی خیره شده بودم که آلارم دوم به صدا در آمد. معمولا اینگونه است، یک آلارم میگذارم که خودم را بیدار کند و یک آلارم که او را بیدار کنم. زمانی که خداحافظی کردیم و ماشینش در افق یک نقطه شد، داخل رفتم و نشستم دوباره به گل قالی نگاه کردن. به هیچ چیز فکر نکر…

Channel
مـون لايت
@MahtabiKhalifpour
On this record: Topic · Growth · Engagement · What this channel posts · Posts · Cite this entry
687subscribers
-4 since we began measuring on 7 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001107954616 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @MahtabiKhalifpour |
| Created | 27 January 2017 — measured — cross-checked against a third-party dataset (ext.tg_channel) |
| First recorded | 8 August 2026 |
| Last confirmed live | 4 October 2026 |
| Measurements held | 5 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 4 October 2026 |
| On Telegram | t.me/MahtabiKhalifpour |
Topic
Literature — a classification, not a measurement. An on-box language model (Qwen3.6-35B-A3B-FP8, prompt version 1) read this channel’s own recent posts on 20 September 2026 and assigned it the closest of 31 fixed categories, at 71% confidence. This is a model’s judgement about what the channel is likely to be about, not a fact this register measured the way a subscriber count or a view count is measured — it can be revised on a later pass, and it carries no weight anywhere else on this page. How this classification works, and why it has no browse page of its own yet.
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 4 Oct 2026, 02:56 | 687 | -1 |
| 18 Sept 2026, 09:36 | 688 | -2 |
| 30 Aug 2026, 18:23 | 690 | -1 |
| 8 Aug 2026, 02:20 | 691 | no change |
| 7 Aug 2026, 19:54 | 691 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 8 December 2024 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 6 August 2026. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
What this channel posts
- Video runtime
- 1m 14s
- Average length
- 37s
Measured directly from 2 videos with a duration reading, out of the posts we hold for this channel — not this channel’s whole posting history, only the sample this register has actually read. An exact reading to the second, taken from the post itself rather than from Telegram’s own rounded chrome, so it carries no ≈ mark.
Recent posts
قلم را در مرکب فرو بردم و بر کاغذ آوردم، از آن خون بر صفحه جاری شد. پوستِ کاغذ شکافت؛ خونِ هزار کس در هر سطر میجوشید. -بهرام بیضایی؛ طومار شیخ شرزین
ما نه به وقوع، که به «امکان» دل میبندیم، حتی اگر هرگز اتفاق نیفتد.
هیچکسی بعد از رفتن آدم دیگری نمیمیرد. فقط یک جای خالی در قلبش باقی میماند که حتی با برگشت خود آن آدم هم پر نمیشود.
سلام عزیزم، این روزها از حالم پرسیده بودی و مشغولیتهای روزانه اجازه نداد زودتر برایت بنویسم چطورم. حالم بد نیست. هنوز آنقدر امید به زندگی دارم که صبحها از خواب بلند میشوم، صورتم را میشورم، آرایش میکنم، سر کار میروم، با آدمها سر و کله میزنم. همین که هنوز یکسری چیزها برایم مهم است، یعنی هنوز دستی از پشت مرا نگه داشته که نیفتم، یعنی هنوز رو به جلو حرکت میکنم. هنوز هم زندگی را سخت نمیگیرم. نه بارانهای بی…
اما عزیز دلم، من خیلی دوست داشتم که بروم، بدوم بغل مادرم، او را جوری در آغوش بکشم که خستگیهایم از لابهلای دندههایم بیرون بیاید، که همهی جانم آرام بگیرد به اطمینان عشق بیدریغی که به من دارد. دوست داشتم به او بگویم که خسته شدهام، بریدهام و روحم به شدت زخمیست.بگویم که دلم میخواهد چهار طرف تشک زندگی را ببوسم و برای همیشه ترکش کنم . من خیلی دوست داشتم سرم را روی شانههای بابا بگذارم و برایش از همهی روزهایی بگویم…
در ابتدای بیست و نه سالگی ایستادهام. در سالی گذشت آرامتر بودم. نه برای اینکه طوفانی را تجربه نکردم، نه برای اینکه از دست ندادم و نه برای اینکه دلم تنگ نشد، دلم نشکست و رود زندگی هم هیچ خروشی نداشت؛ برای اینکه امسال یاد گرفتم قبول کنم. هر چیزی که به سمتم آمد را، به جای اینکه زیر فرش قایم کنم، دانهدانه با واقعیتش روبهرو شدم و حلش کردم و پشت سرش گذاشتم. زمان برد؟ بله. موهایم بیشتر سفید شد؟ بله. شبهای زیادی با گریه…
تلاشها، بدون تماشاچی بیمعناست. میتوانم با جرئت بگویم هر کسی که در زندگیاش تلاش کرده، برای نگاهی افتخارآمیز بوده؛ نگاهی از طرف کسی که دوستش داشته. اصلاً نبرد، وقتی کسی تماشا نکند، چه معنایی دارد؟ چه معنایی دارد که بجنگی و کسی در انتهای مسیر، با آن نگاه پرغرور، منتظرت نباشد؟ فکر نمیکنم کسی باشد که دلش نخواهد، وقتی زمانه زورش بیشتر از ما بوده، وقتی مغلوب شده، وقتی آسمانش ابری بوده، دستی بر شانهاش باشد که آرامش کن…
من ترسیدهام. حوالی ساعت ۲ نصفهشب بود که محسن گفت «تهران را زدهاند.» بعد از چند لحظه ناباوری و نگاه کردن به تلویزیون، گوشی را برداشتیم و به مامان و بابا زنگ زدیم. مامان ترسیده بود و میگفت صدای انفجار بلند بوده، اما بابا میگفت چیز خاصی نبوده و اضافه کرد: «شما که جنگ ایران و عراق را ندیدهاید، اینها همهاش شوخیست.» معمولاً در چنین مواقعی تصمیم با من است که کدام روایت واقعیتر است. تا صبح نخوابیدیم و مدام اخبار را…
فکر نمیکنم کسی باشد که در زندگی نجنگیده باشد، همه ی ما در جنگ های کوچک و بزرگ، از پشت سنگر هایمان بیرون آمده ایم و با تمام پررویی جلوی همه ی آن چیز هایی که فکر میکردیم از پسشان بر نمی آییم ایستاده ایم، در زمان بحران تو به پیروزی فکر نمیکنی، فقط میخواهی زنده بمانی، در جنگ به امتیاز فکر نمیکنی فقط میخواهی از سرت بگذرد و دشمن؟ لزوما در مقابل تو نایستاده، میتوانی با خودت در جنگ باشی، تو میتوانی همین خودی را که سال ها ساخ…
نشد دیگه... این دو کلمه، اگرچه در ظاهر مختصر و موجز مینمایند، در باطن خویش بار سنگین حسرتی را حمل میکنند که از توان کلمات خارج است. اینان، میراثدار هزار اندیشه نیمهتمام، هزار نیت پاک و هزار تلاش بیثمرند؛ واژههایی که گویی از دل کهنترین اسطورههای ناکامی زاده شدهاند. نشد، نه بدان معنا که نخواستم، یا که اندکی کاستی در خواستن بود؛ نشد، از آنرو که گاهی، در جهانی که قانونش نه بر پایه انصاف، بلکه بر بنیاد حادثه و ت…
بوسم تو را با هر نفس ای بخت دور از دسترس.. ۲۶ فوریه ۲۰۲۵
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @MahtabiKhalifpour. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 4 October 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“مـون لايت” (@MahtabiKhalifpour), 687 subscribers as measured 4 October 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/MahtabiKhalifpour.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.