هیچگاه آن صحنه و سامان را فراموش نمی کنم. چهل و هفت سال پیش، روز اول مهر. صف بسته بودیم. هر کدام به شکل و شیوه ای. سر و سیمای یوسف اما حکایت علیحده ای بود. ترکیبی تحسین برانگیز، خنده دار و رقت انگیز. موهای سرش را با نمره چهار زده بود. پیراهن و شلوار لیِ نو و مرتبی پوشیده بود با کفش های لاستیکی کهنه دهان باز کرده. آن روزها مدرسه و معلم ها رسم و روش های دیگری داشتند. خانم جافریان یوسف را از صف بیرون کشید و برد روی سکوی…

Channel
خاپورَه
@Khapourah
On this record: Growth · Engagement · Posts · Cite this entry
411subscribers
-1 since we began measuring on 6 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001081766849 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @Khapourah |
| Created | Between 1 September 2016 and 30 September 2017— estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 6 August 2026 |
| Last confirmed live | 22 August 2026 |
| Measurements held | 3 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 22 August 2026 |
| On Telegram | t.me/Khapourah |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 22 Aug 2026, 11:27 | 411 | -1 |
| 6 Aug 2026, 23:16 | 412 | no change |
| 6 Aug 2026, 23:05 | 412 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 1 March 2022 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 pageof Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 14 June 2022. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
اول کبریت را روشن می کند، بعد سرش را تا حد شعله اجاق گاز پایین می آورد و شاسی اجاق گاز را می چرخاند و کبریت را به شعله نزدیک می کند. چنان با وسواس و دقت صفحه گاز را نگاه می کند که گویی ذرات نامرئی گاز را با چشم خود می بیند! کم گفت و گلایه است. اهل مقابله و مبارزه نیست. همیشه راهی برای برگشتن باقی می گذارد. پلی برای جای پایی. زبانش تنبل ترین عضو بدنش است. به قول پدر «زُوئْنْ بی زَحمت»۱. رفته بودم پیشش. دستپختش همیشه ی…
من معنی دلتنگی را خوب می فهمم. وقتی که به بهانه باسواد شدن از دامن مادرم دور افتاده بودم، هِلاهِلِ هفت سرِ دلتنگی را هر روز جرعه به جرعه سر می کشیدم. دوری و دلتنگی چون تیغ تیز بی محابا بر تنم کشیده شده می شد و زخم دیروزم را به زخم امروزم می دوخت. وقتی که شش سالم بود به خانه که می آمدم اولین چیزی که نگاه می کردم کفش های پشت در بود. چشمم دنبال کفش جدیدی میان کفش های پشت در می گشت. خدا خدا می کردم که کفش جدیدی پشت د…
اول اینکه؛ مدت ها بود میانه مولا و میرزا بهم خورده بود. راه و رَفتِشان قطع شده و گَپ و گُفتشان بن بست. روزگار ناپایدار است و دنیا در دَوَران. عمر بی ثبات است و آدمی بی خبر. میرزا افتاد و مُرد. بی مقدمه. بی قیل و قال. «همین هم ساعت»۱. خبر که به مولا رسید گویی از خواب هزار ساله پرید. جامه بر تن درید. آب آفتابه در آتشگاه خالی کرد و خاک و خاکستر بر سر و شانه پاشید. با روی و موی آشفته آهنگ خانه میرزا کرد. زاری و ضجه اش ب…
نظر و شکر پنج پسر داشتند. هر کدام از دیگری بهتر و بالاتر. بالابرز و شیـــــــرین طرز. بر گونه آب زلال. نَسَب از آینه و ابریشم داشتند. به صورت ماه بودند و به سیرت پادشاه. معجون معرکه ای از خوبرویی وخوشخویی و صلحجویی. پیش از این گفته ام. هزار بار دیگر هم می گویم. دنیا دَنی است. بدکُنِشْ. دَدْمَنِشْ. دنیا همشیره حسودی است که چشم دیدن موی بلند و روی لَوَند خواهر خود را ندارد چه رسد به رعنایی و رشادت پسر بیگانه ای. ذات زش…
به زعم خودتان آستین بالا زده و تیغ برداشته و میخواهید این بیمارِ زارِ نزارِ گرسنه یِ از نا و نفس افتاده را جراحی کنید! دست نگه دارید. نام این کار شما سلاخی است نه جراحی. جراحی آداب و اصول دارد.فن و فلسفه دارد. هر بیماری را نمیشود جراحی کرد.این کار شما دَریدَن است نه بُریدَن.انسزیون جراحی کجا و «گاتلیش»۱ شما کجا؟ شیار و شکافِ جراحی قانون و قاعده دارد. هر بریدن و دریدنی جراحی نمیشود. زیر این پوستِ پریشانِ پر از تاول و …
دزدها داخل خانه بودند که همسایه کلید انداخته و در را باز کرده بود. به محض باز شدن در دزدها فلنگ را بسته و از لای در گریخته بودند. کلانتری آمد. مردم جمع شدند. یکی گفت کار آشنا است. دیگری گفت شاه کلید داشته اند. سومی گفت حرفه ای بوده اند. چهارمی در جواب سومی گفت نه، بعععله! دله دزد بوده اند از این گَرتی مَرتی ها. کَلِی شارضا اما اصرار عجیبی داشت که این دزدی به «گِرو گازِر»۱ می خورد! پاسبان ها صورتجلسه نوشتند و رفتند. …
ما شش نفر بودیم.هر کدام آراسته به طوری و پیراسته به طرزی.تنها نقطه اشتراک ما درس و دبیرستان بود.اولی ما خوره درس خواندن بود. خرخوانی که ریاضی را هم حفظ میکرد.صاف می آمد و ساده میرفت.«بی کِش و دُنگ»۱آخر هم مزدش را گرفت.دانشگاه دولتی قبول شد.یک رشته تاپ پولساز.دومی ما درس و مدرسه به آنجایش هم نبود.گاو می آمد و خر میرفت.چنان از بیخ عرب بود که نمیدانست she is دو واژه جدا از هم هستند.یکی فعل است و یکی ضمیر.خون به جگر آق…
حکایت آدم ها، حکایت استخوان ها است. استخوان ها هم می توانند ستون جسم و «سِتار»۱ جانت شوند هم می توانند جسمت را به ستوه آورند و جانت را بسوزانند! آدم ها هم. در کتاب های پزشکی اصطلاحی هست به نام استئومیلیت. بدترین و خطرناک ترین حالت برای استخوان. این وضعیت معمولا به علت شکستگی باز اتفاق می افتد و آن وقتی است که استخوان می شکند و از پوست و گوشت بیرون می زند. در این وضعیت استخوان مستقیم در معرض آلودگی قرار می گیرد. پزش…
خدا نکند آدم کسی را بخواهد یا چیزی را بطلبد. آب می شود و می رود در زمین بی تَرَک. مرغ می شود می رود به اوج ابدی آسمانها. ماهی میشود و میگریزد به عمیق ترین نقطه اقیانوسها. سوزن می شود ومی رود میان انبار کاه. تار مویی میشود روی فرش. هر چه دست میکشی و چشم می اندازی نیست که نیست. وقتی که گم شده ای داری، سردرگمی. گیجی. راه می روی بی هدف. می نشینی بی امید. میخوابی با خوف. بیدار می شوی پُر خیال. در هر حالتی حس می…
اصالت ابتذال! کاری کرده اند که «توز»۱ ابتذال همه جا را به تسخیر خود در آورده است و از ابرهای اصالت جز «توژ»۲ اندکی بر آسمان نمانده است. جهالت با جهیدنی بی مانند تکثیر می شود و خرافه در خونمایه در حال تخمیر است. مشت مشت خاکستر در آسمان می پاشند و مَردُمَکِ مردم را می خراشند. هم پیشه تیشه اند و هم اندیشه ارٓه. روزی از این مردم شب نمی شود مگر با حاشیه ای خراشیده یا با هراسی حرام شده. مردم را گرفتار می خواهند و مملکت ر…
اشباح اشتباهی! شما ترسیده اید.در حال فرار هستید.از خودتان ترسیده اید.کابوس در کالبد شما رسوب کرده است.ترس در تنتان تلنبار است. از خودتان فرار می کنید. شما خودتان را دوست ندارید. دشمن خودتان هستید. تمام تلاش شما این است که از دست خودتان خلاص شوید. این حجم هجوم به خود وحشتناک است.این مایه گریز از مرکز ناامید کننده. شما را چه شده است که بدون فیلتر و فیلر و فشن نمی توانید یک روزتان را شب کنید. مثل عکس سیاه و سفید هستید …
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @Khapourah. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 22 August 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“خاپورَه” (@Khapourah), 411 subscribers as measured 22 August 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/Khapourah.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.