25 Jul 2026, 15:05 UTC591 views10 reactionsread 21 August 2026 آسوده دلان را غـــــم شوریده سران نیست
این طایـفه را ، غصـــه ی رنج دگران نیست
راز دل مــا ، پـیــش کـسـی بـاز مـگــویـیــد
هر بی بصری ، با خبر از بی خبـــران نیست
غـــافـل مـنـشـیـنـیـد ز تـیـــمـار دل ریــــش
این شیوه پسندیده ی صاحبنظـــران نیست
ای همسفــران ، باری اگــر هست ، ببندیـد
این خانه ، اقـامـتــگـه مـا رهــــگـذران نیست
مـا خسـتــه دلان ، از بر احبــاب چـو رفتیــــم
چـشـمی ز پـی قافـلـه ی مـا ، نـگـرا…
❤4👏4🔥2
Signed 𝐌𝐑:𝐊𝐈𝐘𝐀𝐍
16 Jul 2026, 15:01 UTC350 views3 reactionsread 21 August 2026 خاقانی شروانی غزل شماره ۱۰۶
وزن شعر: مفتعلن فاعلان ،مفتعلن فاعلان
۱_آتش عیّارهای، آب عیارم ببرد
سیمِ بُناگوشِ او ،سکهٔ کارم ببرد
۲_زلف چَلیپاخَمش، در بُن دِیرَم نشاند
لعل مسیحادَمش ،بر سر دارم ببرد
۳_نالهکنان میدوم، سنگ به بر در چو آب
کابِ من و سنگِ من ،غمزهٔ یارم ببرد
۴_جَوجَوم از عشقِ آنک ،خالش مشکین جَو است
دل جَو مشکینش دید، خر شد و بارم ببرد
۵_رفت قراری برانک ،دل به دو زلفش دهم
دل به قراری که رفت، رفت …
❤3
Signed 𝐌𝐑:𝐊𝐈𝐘𝐀𝐍
16 Jul 2026, 14:42 UTC318 views1 reactionsread 21 August 2026 وحشی بافقی
وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات »
شرح پریشانی
جستجو در متن
دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنید
داستانِ غمِ پنهانیِ من، گوش کنید
قصهٔ بیسر و سامانیِ من، گوش کنید
گفتوگویِ من و حیرانیِ من، گوش کنید
شرحِ این آتشِ جانسوز، نگفتن تا کی؟
سوختم، سوختم، این راز، نهفتن تا کی؟
روزگاری، من و دل، ساکنِ کویی بودیم
ساکنِ کویِ بتِ عربدهجویی بودیم
عقل و دین باخته، دیوانهٔ رویی بودیم
بستهٔ سلسلهٔ سلسلهمویی …
❤1
Signed 𝐌𝐑:𝐊𝐈𝐘𝐀𝐍
16 Jul 2026, 14:27 UTC234 views3 reactionsread 21 August 2026 سحرگاهان، که ابر نو بهاران
بعشرت خیمه زد بر کوهساران
بساط کوه شد از لاله گل رنگ
برآمد لعل سیراب از دل سنگ
بعشرت خاست نرگس پیش لاله
پیاله داشت بر روی پیاله
بهم شاخ و ثمر تسبیح سان شد
برو مرغ سحر تسبیح خوان شد
بتندی بسکه سیل از کوه بگذشت
عیان شد چاکها در دامن دشت
جوانان روی در صحرا نهادند
چو گل بر سبزه تر پا نهادند
چو نرگس جام زرین برگرفتند
شراب لعل را در زر گرفتند
در آن فرخنده روز عالم افروز
بگشت سبزه و گلگشت ن…
❤3
Signed 𝐌𝐑:𝐊𝐈𝐘𝐀𝐍
12 Jul 2026, 06:34 UTC391 views3 reactionsread 21 August 2026 آخر زغم عشقت ای طفل دبستانی
رفتم من از این عالم، عالم به تو ارزانی
عشق من و تو ای ماه بیرون ز شگفتی نیست
من پیر جهاندیده، تو طفل دبستانی
نشگفت گر از مجنون در عشق شوم افزون
کز معرفت افزون است شهری ز بیابانی
تو اول و تو ثانی در خوبی و رعنایی
ای ثانی بیاول وی اول بیثانی
درآتش عشق ای دوست میسوزم و میبینی
وز درد فراق ای یار مینالم و میدانی
در عشق پشیمانی آیین محبت نیست
عاشق نبرد هرگز در عشق پشیمانی
در بند س…
❤1👏1😢1
Signed 𝐌𝐑:𝐊𝐈𝐘𝐀𝐍
12 Jul 2026, 06:28 UTC528 views3 reactionsread 21 August 2026 نه آن شب است که کس در میان ما گنجد
به خاک پایت اگر ذره در هوا گنجد
کلاه ناز و تکبر بنه کمر بگشای
که چون تو سرو ندیدم که در قبا گنجد
ز من حکایت هجران مپرس در شب وصل
عتاب کیست که در خلوت رضا گنجد
مرا شکر منه و گل مریز در مجلس
میان خسرو و شیرین شکر کجا گنجد
چو شور عشق درآمد قرار عقل نماند
درون مملکتی چون دو پادشا گنجد
نماند در سر سعدی ز بانگ رود و سرود
مجال آن که دگر پند پارسا گنجد
سعدی
👏2❤1
Signed 𝐌𝐑:𝐊𝐈𝐘𝐀𝐍
12 Jul 2026, 06:27 UTC453 views3 reactionsread 21 August 2026 ماکیان (مرغِ خانگی) و وطنداری
هنوزم ز خُردی به خاطر در است
که در لانـﮥ ماکیان بُرده دست
به منقارم آنسان به سختی گَزید
که اشکم چو خون از رگ آن دَم جهید
پدر خنده بر گریهام زد که هان!
وطنداری آموز از ماکیان
علی_اکبر_دهخدا (شاعر و لغتنویس معاصر)
👏2❤1
Signed 𝐌𝐑:𝐊𝐈𝐘𝐀𝐍
12 Jul 2026, 06:27 UTC425 views2 reactionsread 21 August 2026 عینالقضات و پیشبینی شهادت خود
مشهور است که عینالقضات، هفتۀ قبل از قتل و سوختن خود، کاغذی سر به مُهر به یکی از مریدان داد که بعد از یک هفته این را بگشای.
وی بعد از قتل و سوختن او، چون کاغذ را بگشاد، دید این رباعی نوشته شده:
ما مرگ و شهادت از خدا خواستهایم
وان هم به سه چیز کمبها خواستهایم
گر دوست چنان کند که ما خواستهایم
ما آتش و نفت و بوریا خواستهایم
❤1🔥1
Signed 𝐌𝐑:𝐊𝐈𝐘𝐀𝐍
12 Jul 2026, 06:27 UTC454 views4 reactionsread 21 August 2026 ای زُلفِ تو
دلبازترین کُفرِ مَجازی
«شب» دیدهام،
اما نَه بهاین دور و درازی
هر آنچه که دادی
همه را باز گرفتی؛
آموختهای از کِه
چنین بندهنوازی؟!
دیدارِ تو
قسمت نشد اینجا و
به ناچار
رفتیم پیِ کشفِ «جهانهای موازی»
شمعی نشد افروخته از «فلسفهبافی»
راهی به «رهایی» نشد این قافیهسازی
کو نقطۀ پایانِ سُلوکِ «نرسیدن»؟
در شُعبدهبازارترین مُعجزهبازی!
دلتنگی اگر سـر برود،
سود ندارد
آن بادۀ منصوری و
این…
❤2👏2
Signed 𝐌𝐑:𝐊𝐈𝐘𝐀𝐍
12 Jul 2026, 06:13 UTC373 views3 reactionsread 21 August 2026 مقصدی نیست؛ بیا فلسفه بافی نکنیم
هرکسی کارِ بدی کرد تلافی نکنیم
ما چه باشیم و نباشیم؛ جهان در گذر است
کاش باور بکنی فرصتمان مختصر است
شاید این چای که از عطر خوشش مدهوشی
آخرین چای تو باشد که از آن می نوشی!
شاید امروزِ شما ختم به فردا نشود
شاید این جسم بخوابد وَ دگر پا نشود
شاید آن فرد که میخواست کنارت باشد
صبح فردا چو گُلی روی مزارت باشد!
شاید این نور که بر صورتِ تو تابیده!
روزِ دیگر دمد و چهره ی تو پوسیده!
شاید…
❤1👌1👏1
Signed 𝐌𝐑:𝐊𝐈𝐘𝐀𝐍
11 Jul 2026, 10:45 UTC413 views4 reactionsread 21 August 2026 جناب هلالی_جغتایی میفرماید :
در عشق نکویان چه فراق و چه وصال؟
بدحالی عاشقان بود در همه حال
گر وصل بود مدام سوزست و گداز
ور هجر بود تمام رنجست و ملال
عجب حکایتی...
👏2❤1❤🔥1
Signed 𝐌𝐑:𝐊𝐈𝐘𝐀𝐍
11 Jul 2026, 10:38 UTC430 views4 reactionsread 21 August 2026 *اندکی تأمل*
بله.
به گمانم با گذشت هزار و سیصد سال، هنوز هم این کلام حسن بصری در تذکرة_الاؤلیا، گویاترین تصویرِ حال و روز ماست:
نقل است که کسی از او پرسید که: چگونهای؟
گفت: چگونه بوَد احوالِ کسی که در دریا بوَد و ُکشتی بشکند و هر کسی بر تختهای بمانَد؟
گفتند: صعب.
گفت: حالِ من چنان است.
حال ما چنین است :)
❤1👌1👏1😢1
Signed 𝐌𝐑:𝐊𝐈𝐘𝐀𝐍
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @Jadoye_se_da. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.