#حضرت_عبدالله یا معزالمومنین مثلِ طفلی پشتِ پایت راه افتادهست دین میدرخشد نامِ تو بر رکابِ کهنهی تاریخ مانندِ نگین ابتدا تا انتها در کلامت جاری است آیاتِ قرآنِ مبین لطفت آنقدر است که؛ تا ابد سائل نخواهد دید لطفی این چنین مینویسم یا کریم میگذارم بعدِ اسمت تا قیامت نقطه چین تا که مهمانت شود با لبِ خندان شدی با یک جزامی همنشین بعدِ میدان رفتنت پرچمِ تزویر رو در رویت افتاده زمین مثلِ طوفانِ بلا رفتهای تا قلبِ …

Channel
غزال
@Ghaleb_Ghazal
On this record: Growth · Engagement · Posts · Cite this entry
538subscribers
-1 since we began measuring on 6 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001107384658 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @Ghaleb_Ghazal |
| Created | Between 1 February 2017 and 31 July 2019— estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 6 August 2026 |
| Last confirmed live | 22 August 2026 |
| Measurements held | 3 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 22 August 2026 |
| On Telegram | t.me/Ghaleb_Ghazal |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 22 Aug 2026, 08:48 | 538 | -1 |
| 6 Aug 2026, 18:19 | 539 | no change |
| 6 Aug 2026, 16:07 | 539 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 18 August 2021 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 pageof Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 2 August 2022. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
#حضرت_عبدالله لشکری رو سیاه ضربه زده به عمو با سلاح ضربه زده به تنش بعدِ ضربهی شمشیر تیر و سرنیزه آه ... ضربه زده تا از این سفره سهم بردارد هر که آمد ز راه ضربه زده دیده یک نیزهدار را از دور که به پهلویِ شاه ضربه زده قبل از این نوبتی، ولی حالا هر کسی دلبخواه ضربه زده در شلوغی به شانهاش شمشیر وسطِ قتلگاه ضربه زده پابرهنه دوید عبدالله به عمویش رسید عبدالله آنقدر تیر خورده رویِ تنش که شده سرخ رنگ پیرهنش مثلِ…
#حضرت_عبدالله برده است بنده سوی مولا هر زمان دست شد واسطه بین زمین و آسمان دست جز از در این آستان خیری ندیده وا کرده هر کس رو به دست این و آن دست در سجده و بر خاک افتادن زبان سر وقت قنوت و ربنا گفتن زبان دست در پهنه تاریخ اگر کنکاش باشد دارد برای ما هزاران داستان دست خیبر برای خود دژ مستحکمی بود تا آن زمان که زد به در یک پهلوان دست اسلام را پیروز میدان کرد حیدر حق زد برای قدرت این بازوان دست جانها به قربان …
#حضرت_عبدالله مرا حساب نکردی؟پسر نمیخواهی؟ بگو ببینم عمو جان سپر نمیخواهی؟ چرا از اکبر و قاسم سوال پرسیدی؟ برای مرگ تو از من نظر نمیخواهی؟ خودت صدا زده ای: یاوری در اینجا نیست؟ هنوز مانده عمو یک نفر !نمیخواهی سپر ندارم عمو ،سر که هست!بازو هست! کبوترت شده ام بال و پر نمیخواهی قبول دارم اگر زیر دست و پا هستم ردم مکن، نکند دردسر نمیخواهی! مخواه بعد تو بر عمه دردسر بدهم عمو برای خودم بهترست ،سر بدهم! از این طرف پس…
#حضرت_عبدالله جان او د در این دنیا غل و زنجیر نیست هیچ بازویی حریف ضربهی شمشیر نیست سوی میدان می دود با جان و دل، بی واهمه نوبت عشق است و دیگر فرصت تاخیر نیست دوره اش کردند شمر و زجر و خولی و سنان دوره اش کردند، عبدالله در تصویر نیست حرمله کار خودش را کرده اما شک نکن کار مسمار است آه این کار، کار تیر نیست گیسوی رمله شده از داغ فرزندش سفید آه این مادر پسر از دست داده پیر نیست ایستاده عمه روی پنجه ی پایش ولی در …
#حضرت_زینب چون من اینگونه کسی پیش تو دلباخته نیست مثل شمشیر غمت، تیغ کسی آخته نیست ای گل سرخ که پرپر شده ای در گودال هلهله دور و برت هست، ولی فاخته نیست آه...شمر است و گلوی تو، از این میسوزم کاری از دست من سوخته دل ، ساخته نیست گونه دختر تو گرچه که سرخ است ولی گونه ای کز اثر شوق گل انداخته نیست دیگر از لطف لبت قاری شیرین دهنم آنکه ما را وسط همهمه نشناخته نیست به پریشانی زلف تو قسم در عالم پرچمی چون سر تو روی نی…
#طفلان_حضرت_زینب ذوالفقارِ زینبند شمهای از جعفر و حمزه کنارِ زینبند مثلِ ماه و آفتاب روشنایی بخش بر لیل و نهارِ زینبند در گلستانِ حرم این دو آقازاده گلهایِ بهارِ زینبند فخرِ نجمه قاسم و ... در حرم عون و محمد افتخارِ زینبند قد علم کردند، چون؛ بینِ طوفان سروهایِ استوارِ زینبند بعدِ اکبر می روند در کنارِ هم به جنگی نابرابر می روند با اجازه از حسین در دفاع از خیمهی آلِ پیمبر می روند هر دو شیرِ معرکهاند چون پس…
#طفلان_حضرت_زینب این دو تا مرد که آیینهی جعفر هستند نوهی دختریِ ساقیِ کوثر هستند نکته اینجاست که در بحثِ ولایت این دو دانش آموختهی مکتبِ مادر هستند نیست شک در دلشان، چون پسرانِ زینب بینِ هر حادثه بر قلّهی باور هستند یورشِ عون و محمد به همه ثابت کرد جلوهای از هنرِ فاتحِ خیبر هستند چقدر مثلِ جوانیِ حسین و حسناند بینِ میدان دو نفر نه که دو لشکر هستند هر که آمد به جلو خورد زمین و افتاد؛ واهمه در دلِ آنها که …
#حضرت_رقیه کارِ مرهم نیست درمانِ پری که سوخته می شود هر روز بدتر پیکری که سوخته مثلِ ضربِ تازیانه می شود، وقتی نسیم؛ می وزد در بینِ صحرا بر سری که سوخته آه سردی در دلش دارد تمامِ روزها در تبِ دوریِ بابا، دختری که سوخته رو به تو می آمدم هر بار، امّا می گرفت شوقِ پروازِ مرا بال و پری که سوخته قلبِ عمه سوخته وقتی که بیرون می زند نالهی جانسوزِ من از حنجری که سوخته صورتِ نیلیِ خود را خوب پنهان می کنم از نگاهِ عمها…
#حضرت_رقیه چشم وقتی تار باشد، دردسر دارد پدر بینِ راهت خار باشد، دردسر دارد پدر مویِ دختر بچه را از پشت وقتی می کشند در کشش اجبار باشد، دردسر دارد پدر آن زمانی که جدا از قافله گم می شوی آسمان هم تار باشد، دردسر دارد پدر فکر کن، در رد شدن از بینِ صحرایِ عطش کودکی بیمار باشد، دردسر دارد پدر فکر کن، یک ساربان که کینه دارد از علی نیتش آزار باشد، دردسر دارد پدر فکر کن، ناموسِ پشتِ پردهی ختم الرسل محضره انظار باشد،…
#حضرت_رقیه سیاهی شب یلدا سیاه گیسویش گل سری است ستاره نشته بر مویش و ماه آمده قبل از شب چهاردهم بدون واسطه سر خط بگیرد از رویش برات کرب و بلا را شکسته نستعلیق نوشته است بدون دوات ابرویش دوگوشواره به گوشش دو زخم آویزان به دور دست رقیه طناب النگویش بغل گرفته خودش را به جای بابایش کشیده دست خودش را به روی بازویش برای دادن پاداش قهرمان اینبار به جای سینه مدال است روی پهلویش #حسین_احسانی_راد #شب_سوم https://t.me/G…
#حضرت_رقیه حض بوسه از سرت را آه تنها برده است حق من بوده سرت را نیزه اما برده است پرچم صلح است گیسوی سپید تو ولی نیزه دار آن را به قصد جنگ بالا برده است کار دنیا را ببین با اینکه با هم آمدیم ساربان ما را بدون تو از اینجا برده است قطره قطره جمع کرده آبرو دریا ولی آبرویش را لب خشک تو یکجا برده است آمدم یک بار دیگر بوسه بارانت کنم خولی اما زودتر از من سرت را برده است من که ده تا دوستت دارم تو نه تا ، ساربان... ...…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @Ghaleb_Ghazal. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 22 August 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“غزال” (@Ghaleb_Ghazal), 538 subscribers as measured 22 August 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/Ghaleb_Ghazal.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.