Telegram RegisterThe public register of Telegram
Telegram profile photo for 💥 مسیحه‌زادخو 💐🌷

Channel

💥 مسیحه‌زادخو 💐🌷

@ESHGH_masihe

On this record: Topic · Growth · Engagement · Posts · Cite this entry

429subscribers

-7 since we began measuring on 6 August 2026

Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.

Register entry

Telegram ID-1001291172535
TypeChannel
Username@ESHGH_masihe
CreatedBetween 1 April 2018 and 31 July 2021 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated.
First recorded6 August 2026
Last confirmed live11 October 2026
Measurements held7
Confirmed unchanged1 time, most recently 11 October 2026
On Telegramt.me/ESHGH_masihe

Topic

Literature — a classification, not a measurement. An on-box language model (Qwen3.6-35B-A3B-FP8, prompt version 1) read this channel’s own recent posts on 21 September 2026 and assigned it the closest of 31 fixed categories, at 57% confidence. This is a model’s judgement about what the channel is likely to be about, not a fact this register measured the way a subscriber count or a view count is measured — it can be revised on a later pass, and it carries no weight anywhere else on this page. How this classification works, and why it has no browse page of its own yet.

Growth

427436431.56 August 2026 — 436 subscribers6 August 2026 — 436 subscribers13 August 2026 — 434 subscribers20 August 2026 — 432 subscribers4 September 2026 — 431 subscribers27 September 2026 — 427 subscribers11 October 2026 — 429 subscribers4296 August 202611 October 2026
7 measurements spanning 66 days, net -7. Dots are measurements; the straight line between them is drawn to join them, not to claim we know the path taken in between — snapshots are recorded only when a count changes, so gaps mean “no change observed”, never “interpolated”. The vertical axis spans 426–437 and does not start at zero.
Measurement log — every subscribers count we have recorded
Measured (UTC)SubscribersChange
11 Oct 2026, 03:57429+2
27 Sept 2026, 17:41427-4
4 Sept 2026, 17:16431-1
20 Aug 2026, 07:12432-2
13 Aug 2026, 08:34434-2
6 Aug 2026, 19:18436no change
6 Aug 2026, 12:21436first reading

Engagement

20 posts held, back to 19 November 2023 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.

Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 30 November 2023. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.

Recent posts

30 Nov 2023, 13:28 UTC≈2,570 viewsread 6 August 2026

#قسمت_هجدهم خواستم داخل اتاق بشم پشت سرم مادرم ایستاده بود هنوز دستم به دستگیره در بود نگاهم به فروزان بود با دیدنم با ترس موبایلش رو پشت سرش مخفی کرد و به ترس و نگرانی که توی نگاهش از روی تخت بلند شد آب دهنش رو به وضوح‌و ترس قورت داد ترس و تو نگاهش حس می‌کردم. نگاهم بهش و خیلی سعی کردم خودم رو عصبانی جلوه ندم و خونسردیمو و حفظ کنم قدمی‌جلوتر رفتم نگاهم بهش بود که با تته‌پته گفت: _ کارم داشتی …

30 Nov 2023, 13:28 UTC≈2,090 viewsread 6 August 2026

#قسمت_هفدهم مادر سعی در اروم کردن من داشت ، با التماس گفت : _ فواد پسرم لطفا اروم باش ! اما من اروم نبودم، با خشم گفتم : _ بهش بگو بره بیرون یه دفه نگاهم به خود ترانه با داد گفتم : _ اصلا با چه رویی اومدی اینجا ؟ با عصبانیت گام بر داشتم سمت اتاقم و با خشم گفتم : _ فروزان بهش بگو بره نمی‌خوام ریختشو ببینم داخل اتاق شدم و در رو عصبی بستم .، نفس به سینه دادم صدای هق‌هقش هنوز تو گوشم بود، اما برام اهمیتی ند…

29 Nov 2023, 17:43 UTC≈1,560 viewsread 6 August 2026

#قسمت_شانزدهم داخل شدیم همراه هم . پالتو بدست در حالی که سمت اتاقم میرفتم ، لب زدم : _ مادر خیلی گشنمه صدای خنده‌ی مادر بود و گفت : _ تا عوض کنی اماده می‌کنم داخل اتاق شدم نفسی به سینه دادم پالتو رو داخل کمد جا دادم هنوز کمی عصبی بودم بافت نازک ریز بافت کریمیمو از تنم در آوردم روی تخت انداختم ، ذهنم بد جور درگیر بود فروزان دیگه بزرگ شده بود ، باید با این قضیه دیگه کنار بیام ، حالا کسی غیر ا…

29 Nov 2023, 17:43 UTC≈1,160 viewsread 6 August 2026

#قسمت_پانزدهم لبخندی زدم و با لبخندی پر از اطمینان گفتم : _ چیزی نیست مادر من هرچی بوده بهت گفتم دیگه دستم رو فشرد و کمی با لحنی پچ‌پچ‌گونه گفت : _ کسی چیزی به من نگفته فروزان از سر کار اومد یه سره رفت تو اتاقش داره گریه میکنه فرزام که انگار زبونش قفل شده هیچی نمیگه لااقل یه چیزی بگو دلم مث سیرو سرکه میجوشه خندیدم و گفتم : _ نجوشه مادر من چیزی نیس این تن بمیره بیخودی شور نزن فشارت میره بالا من جات سنکو…

28 Nov 2023, 08:45 UTC956 viewsread 6 August 2026

#قسمت_چهاردهم خیلی خسته بودم کلی حرص خوردم اما چه فایده ؟ ماشین داخل حیاط بردم هنوز پله‌های حیات رو بالا نرفته بودم مامان با سرعت از ساختمان خونه اومد بیرون روی پله‌های وسط ایستادم نگاهم به مادر متعجب از اینکه اینجوری اومد بیرون کمی دستپاچه بنظر می‌اومد در حال بستن در ساختمان بود رفتم جلو لبی تر کردم و سعی کردم خودم رو از خشم و عصبانیت در مقابل ماردم مخفی کنم پله ها را بالا رفتم مادرم روبرویم ای…

28 Nov 2023, 08:45 UTC886 viewsread 6 August 2026

#قسمت_سیزدهم عصبانی قدم جلو برداشتم و پالتو را از روی مبل برداشتم و چنگ زدم سوئیچ رو برداشتم خیلی به شدت عصبانی بودم ، سمت در قدم برداشتم گفتم: _ پس به من هیچ مربوط نیست هر کاری دلتون خواست بکنین، فواد اینجا دیگه فواد نیست اینجا دیگه من مردم خودت میدونی و مجتبی با خواهرت فروزان... هنوز به بیرون گام برنداشته بودم که یهو جلوم سد شد و گفت: _ با این کار را چی رو می‌خوای ثابت کنی ؟ یعنی تو مخالف ازدواج خواهرتی ؟ فقط…

26 Nov 2023, 12:12 UTC844 viewsread 6 August 2026

#قسمت_دوازدهم دستش سمتم نشانه اومد با عصبانیت ادامه داد : _ مثلا تحصیل کرده‌ای ؟ به تو هم میگن نسل‌جدید ؟ با عصبانیت ادامه داد: _ این بازیا یعنی چی؟ مسخره‌بازیآ یعنی چی؟ ندیدی دو نفر عاشق هم بشن و همدیگر رو بخوان؟ این حرف را زد با عصبانیت این بار من بودم بهش توپیدم گفتم : _ بحث عشق و عاشقی نیست بحث مخفی کردنه بحث پنهونی بودن یه رابطه است این منو عصبانی میکنه و این یه رابطه رو مشکوک می‌کنه منظورم این…

26 Nov 2023, 12:10 UTC777 viewsread 6 August 2026

#قسمت_یازدهم همون لحظه صدای تقه‌ای به در نگاهمو جلب کرد ، هنوز حرفی نزده بودم یه دفعه در باز شد و فرزام داخل اتاق شد تا این خواست حرفی بزنه ه با عصبانیت گفتم: _ مگه نگفتم حق نداری بیای؟! نفسش‌رو بیرون داد، بدون توجه به حرف من در رو بست جلو اومد، با عصبانیت و خشم زیاد گفتم: _ بفرما انگار من اینجا برگ‌چعندرم اصلا انگار نه انگار تره هم خورد نمی‌کنن داشتم آتیش می‌گرفتم یعنی فرزام براش مهم نبودم که رو حرف من حرف م…

25 Nov 2023, 12:51 UTC796 viewsread 6 August 2026

#قسمت_دهم با عصبانیت تمام نگاهم رو ازش گرفتم‌و گفتم: _ برو هر غلطی دلت خواست بکن فواد کیلو‌چند شما که همه حرفات رو با هم زدین الان اومدی چی رو میخوای بهم بگی؟ نگاهش پر از التماس بود ، می تونستم به خوبی بغض رو تو لحن صداش حس کنم‌و گفت: _ آقا فواد خواهش می‌کنم این حرف نزنین من می‌خواستم فقط همه چیز رو درست و مرتب کنم که بتونم بدون دغدغه به خواستگاری خواهرتون بیام اگه هم اجازه نمیدین فعلاً میذارم که یه ذره اوضاع …

25 Nov 2023, 12:50 UTC745 viewsread 6 August 2026

#قسمت_نهم دست خودم نبود، اصلا نمیدونم چه مرگم شده بود، بیخودی داشتم واکنش نشون می‌دادم با عصبانیت یقشو هنوز گرفته بودم، رو به دیوار کوبیدم، با خشونت و عصبانیت بی‌سابقه‌ای گفتم: _ من خواهرم را به تو یکی نمیدم، من هیچ اعتمادی به ازدواجای این مدلی ندارم مجتبی هنوز دستم رو گرفته بود و نفسش‌رو بیرون داد؛ دستم رو با التماس فشار داد از روی یقه‌اش ول کنم با تته‌پته گفت: _ آقا فواد خواهش می‌کنم من حتی با مادرم هم را…

24 Nov 2023, 08:51 UTC763 viewsread 6 August 2026

#قسمت_هشتم با عصبانیت سمت اتاق رفتم ، هنوز در اتاق باز بود، با عصبانیت داخل شدم ، با خشم در رو پشت سرم بهم کوبیدم اینقد شدت ضربه‌‌ی کوبیده شدن در محکم بود باعث شد در دوباره برگرده . نفس‌نفس میزدم، هنوز هم اینجور لحظاتی عصبانی دور خودم می‌چرخیدم صدای قدم‌های مجتبی‌رو به خوبی شنیدم، نگاه عصبانیم رو از در گرفتم و به پهلو سمت در ایستادم . نفسم‌رو به سینه دادم، بوی عطر وانیل و بوی کاکائو توی اتاق پیچید . این ر…

24 Nov 2023, 08:51 UTC702 viewsread 6 August 2026

#قسمت_هفنم دهنی کج کرد، با منومن گفت : _ من چیزی نمی‌دونم فقط می‌دونم همدیگه رو دوست دارن و مجتبی پسر خوبیه کاراش روبه‌راه بشه میاد خواستگاری . چینی به ابرو دادم و عصبی گفتم : _ چه کارایی ؟ با اخم بیشتر با جدیت ادامه دادم و گفتم : _ تو در جریان بودی ؟ اب‌دهنشو قورت داد و اروم زمزمه کرد : _ همون اوایل که مهر هم دیگه به‌دلشون نشست اومد از من اجازه گرفت با پوزخند و عصبانیت زیاد گفتم : _ و تو از من مخفی …

Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @ESHGH_masihe. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.

Cite this entry

A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 11 October 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.

“💥 مسیحه‌زادخو 💐🌷” (@ESHGH_masihe), 429 subscribers as measured 11 October 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/ESHGH_masihe.

Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.