31 Jul 2026, 10:31 UTC117 views10 reactionsread 6 August 2026 #پارت۸۵۰
ـبابا چته؟.....من که چیزي نگفتم..ولی خودمونیما کوفتت شه....
عجب هلویی...دلم براش میسوزه بیچاره کلاه سرش رفت اساسی.....
ـ مهسا ...دهنت سرویس...
خندیدم...
ـ بشین بابا...به مهمونت برس...
ـ کجا میري؟
ـ میرم دستشویی برمی گردم.....تو خوش باش....
پرواز بهم چشم غره رفت و نشست سر جاش....
معلوم نیست این محسن چی توي گوشش گفته که این اینطوري اینقدر راحت شده....
دختره بی حیا نذاشت لااقل نازي و عشوه اي…
❤6😍3👍1
Signed مَلَکــهِ اِحســــاس
31 Jul 2026, 10:31 UTC104 views7 reactionsread 6 August 2026 #پارت۸۴۹
لبخند روي لبهاش بود.....
با یه ببخشید بلند شدمو
دم گوش پرواز گفتم:
ـ بی جنبه...پسر مردم رو از راه بدر کردي که؟
مثلا امشب قرار بود مهمونی بدي ...چنان رفتی
تو نخ محسن بدبخت که به کل مارو فراموش کردي.......
یه بیشگول( درسته؟) آروم از بازوم گرفت و گفت:
گمشو....کثافت...من که میدونم این آتیشا زیر سر توه...
اما دمت گرم...خوب کاري کردي!
رسما از تعجب پوکیده بودم....
چنان با چشماي باز نگاهش کردم که د…
❤5👍1🔥1
Signed مَلَکــهِ اِحســــاس
31 Jul 2026, 10:31 UTC87 views6 reactionsread 6 August 2026 #پارت۸۴۸
خندم دوباره شدت گرفت اما بی صدا....
تند براش نوشتم...
" خوب چیکار کنم حوصلم سر رفته...اینا هم انگار نه انگار ما پیششون نشستیم "
براش فرستادم و گوشی رو روي میز گذاشتم...
دستمو دراز کردم تا دستمال کاغذي که جلوي پویان بود بردارم....
باید یه ذره جلوش میرفتم...
یه برگه دستمال برداشتم تا اشکامو پاك کنم...
تا میخواستم عقب بکشم پوبان خیلی آروم بهم گفت:
ـ یه بهانه بیار برو بیرون.....
صاف نشستم سر جام …
❤4👍1😍1
Signed مَلَکــهِ اِحســــاس
31 Jul 2026, 10:31 UTC90 views5 reactionsread 6 August 2026 #پارت۸۴۷
محسن دونه هاي عرق روي پیشونیش نشسته بود....
سرشو آورد بالا و گفت:
ـ مهسا خانوم...با ماهم؟ داشتیم؟...
من که هنوز از خنده ریسه رفته بودم..سرمو تکون دادم به معنی تایید تکون دادم....
پرواز سرشو بلند کرد و ملتمسانه صدام زد...
ـ مهسا....
ـ جانم...بابا چرا این جوري میکنین خب؟ خوبی ؟.........
صداي اس ام اس گوشیم بلند شد......
قفل گوشیم رو باز کردم...
چشام از تعجب باز شدن...
پویان اس داده بود....
نوش…
🔥3❤1🥰1
Signed مَلَکــهِ اِحســــاس
31 Jul 2026, 10:31 UTC70 views5 reactionsread 6 August 2026 #پارت۸۴۶
روبهشون گفتم:
البته با شیطنت بسیار فراوان.....
ـ خوش میگذره؟!...
بیچاره ها هر دو سرخ شدن از خجالت...
همزمان سراشون رفت پایین....
واي عجب صحنه اي بود.....
زدم زیر خنده....
اونقدر که اشکم رسما دراومده بود...
به همون حالت به زور گفتم:
ـ بابا مگه من چی گفتم؟ این
جوري سرخ و سفید شدین....راحت باشین ما اصلا تو باغ نیستیم.....
پرواز رسما دیگه آب شده بود از خجالت.....
🤩3👍2
Signed مَلَکــهِ اِحســــاس
31 Jul 2026, 10:31 UTC61 views5 reactionsread 6 August 2026 #پارت۸۴۵
بدون اینکه تغییري توي حالتش بده گفت:
ـ نخیر..مشکلی نیست..البته فعلا...
کم نیاوردم و گفتم:
ـ مثلا چه مشکلی قراره پیش بیاد؟
فعلا که همه چیز بر وفق مراد....
سرشو بالا گرفت و برگشت به طرفم و گفت:
ـ بله...منم امیدوارم....
اخمامو یه ذره توهم کشیدم....
نه دیگه این واقعا یه مرگش هست....
به همون حالت قبلیم برگشتم...
خودمو بی توجه بهش مشغول گوشیم کردم...
گارسون اومد و سفارشات محسن و پویان رو گرفت و رف…
❤4👍1
Signed مَلَکــهِ اِحســــاس
31 Jul 2026, 10:30 UTC62 views3 reactionsread 6 August 2026 #پارت۸۴۴
این محسنم آب نمیبینه واگرنه از اون غواصاي حرفه ایه....
پوبان هم خیلی محکم و سنگین اومد کنار من نشست...
بدون اینکه به اطرافش نگاهی بندازه...
این یه چیزیش شده...
سرمو برگردوندم دیدم این محسن واقعا گیر یه فرصت بوده..
بی شرف نذاشت دو دقیقه از اومدنش بگذره..
چنان با پرواز جیک تو جیک شده بود که اصلا کسی غیر از خودش و پرواز رو نمیدید...
منم زیاد نخواستم اذیتشون کنم...
واقعا بهم میخوردن...
دوباره به…
💯3
Signed مَلَکــهِ اِحســــاس
31 Jul 2026, 10:30 UTC72 views4 reactionsread 6 August 2026 #پارت۸۴۳
یه ذره شیطنتم گل کرد و گفتم:
ـ بله باعث افتخاره ما هم هست که در کنار شما باشیم....
از عمد روي کلمه ي ما و باشیم تاکید کردم...
محسن دست و پاچه شدو گفت:
ـ بله بله....راستش منظور منم همین بود...
در کنار شما و پرواز خانوم...مگه نه پویان...؟
پویان سرشو انداخت پایین و چیزي نگفت...
واضح بود کلافس.........
اما چرا؟
رو به همشون گفتم:
ـ بابا تا کی میخواین سرپا باشین....
نشسته هم میتونیم حرف بزنیم...
با…
❤4
Signed مَلَکــهِ اِحســــاس
31 Jul 2026, 10:30 UTC60 views4 reactionsread 6 August 2026 #پارت۸۴۲
پویان هم چنان اخمو بود خیره بود بهم...
پرواز هنوز توي بهت بود....
بهش نگاه کردم و با چشم بهش
فهموندم یه زري هم اون بزنه....
پرواز با چشماش برام خط و نشون کشیدو
سرشو به سمت محسن و پویان کرد و گفت:
ـ بله...خوشحال مییشیم...البته اگه دوست داشته باشین...
محسن نذاشت جمله ي پرواز تموم شه یه قدم اومد جلو و
روبروي پرواز ایستاد و با شوق بهش نگاه کرد....
طوري که پرواز لبو شد و سرش پایین رفت..
ـ بله .…
👏2🥰2
Signed مَلَکــهِ اِحســــاس
31 Jul 2026, 10:30 UTC56 views4 reactionsread 6 August 2026 #پارت۸۴۱
این پویان هم که انگار نه انگار....
با یه نفس عمیق شروع کردم به حرف زدن...
راستش امشب منو پرواز اومدیم بیرون براي یه مناسبت خوب...
خوشحال میشیم اگه شما هم تنهایید و برنامه ي خاصی ندارین
شب رو با ما بگذرونید...
پیشنهادم عین پررویی تمام بود....
پرواز چنان با دهن باز برگشت منو نگاه کرد که خودم
براي یه لحظه از زري که زده بودم پشیمون شدم...
واالله قباحت داره...
همه ي پسرا پیشنهاد میدن
اونوقت به ما…
🤩3❤1
Signed مَلَکــهِ اِحســــاس
31 Jul 2026, 10:30 UTC54 views4 reactionsread 6 August 2026 #پارت۸۴۰
این یه بار مثه ادم قیافش بی اخم نبود....
آرزو به دل میمونم من....
پرواز که تا اون موقع در هپروت سیر میکرد
سریع به حرف اومد و گفت:
ـ سلام آقاي فردادیان ....سلام آقاي حمیدي....
خوشحالم که اینجا میبینمتون....
محسن هم مثل پرواز توي هپروت سیر میکرد...
خدا خوب درو تخته رو براي هم جور کرده...
هر دو تو هیزي کم ندارن ماشاالله...
والا...
محسن به حرف اومد..
ـ سلام خانوم ...منم خوشحالم که دوباره دیدمتون…
❤3🥰1
Signed مَلَکــهِ اِحســــاس
31 Jul 2026, 10:30 UTC53 views4 reactionsread 6 August 2026 #پارت۸۳۹
حالا من از جام بلند شده بودم و پرواز هم به تبعیت از من بلند شد...
تا چشمش به اونا افتاد قیافش یه ذره تو هم رفت...
حقم داشت رسما به مهمونیه دونفرمون گند میخوام بزنم....
یعنی زدم رفت....
اما زود خودشو جمع و جور کرد و رفت توکف محسن..
بی شرف ِ هیز....
یه لبخند روي لبم جا گرفت و رو به محسن گفتم:
ـ سلام ..منم خوشحالم..
رو به پویان هم گفتم:
ـ سلام..
پویان تا اون موقع میخ من بود و ساکت....
البته با ی…
👏3❤1
Signed مَلَکــهِ اِحســــاس
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @Danceshadi. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.