28 Jul 2026, 19:36 UTC454 views8 reactionsread 11 August 2026 یادم است که میگفت؛ آرزویی که بپوسد و حسرت شود، دیگر یک خواسته نیست؛
موریانهای است در سقفِ تاریکِ روح آدمی،
مثل زخمی که دهان باز کرده و روز به روز پایینتر میرود، تا برسد به لایههایِ تاریکترِ دل.
هدیا! میدانی؛ قلب، وقتی از آرزو خالی شد، مسموم میشود. عفونت میزند به کلماتت، به چشمهایت،
حتی به نگاهت به اقاقیا.
و تو بیآنکه کسی برایت شیون کند،
در خودت تهی میشوی.
مرگ که همیشه با ایستادنِ نبض نمیآید!!
گاهی سالها …
❤🔥8
22 Jul 2026, 22:02 UTC498 views7 reactionsread 11 August 2026 ای دریغا!
غبارِ اندوه دگر بارم همیبلعد،
غصهام میخواند از آن سویِ تاریکی.
من در این جنگل،
در این غوغا، ز خود بیخود،
گمشدستم سخت...
هدیا! کجایی تا مرا با من،
بارِ دیگر روبرو سازی؟
مرا به خود سپاری باز؟
#فاطمه_هدیه
#آخرین_ویرایش
❤🔥7
21 Jul 2026, 07:23 UTC494 views6 reactionsread 11 August 2026 در گلوگاهِ من دگر آوا نمیروید...
خسته است از بارِ سنگینِ سرودِ درد،
من نشانِ مرهمِ خود را
دور، بس دور از منِ خسته،
در غبارِ سالهای رفته میجویم.
شب درونِ خانهی من میخزد آرام،
تیرگی میبلعدم در خود.
آی هدیا!
آه، من گم گشتهام در هولِ این جنگل،
بازگردانید به من، من را
دور از این کوره راه سرد.
#فاطمه_هدیه
#آخرین_ویرایش
❤🔥6
16 Jul 2026, 15:37 UTC554 views8 reactionsread 11 August 2026 مانده برجا تنم،
و حنجرهام
خسته ز غوغای سرودیست غریب؛
دشنهی غصه
به بنبستِ گلو ریخته خونِ نغمه.
مرهمی نیست...
سالها رفته و این زخمِ کهن،
از شفا، فرسنگها مانده دگر راه به دور.
شب چو دیواری تار،
ایستادهست به بلعیدنِ من.
غصه میخوانَدَم از دور به نام،
و من این سو به تکاپوی عبث در پیِ خویش؛
گم در این مِهکدهیِ بیهمهچیز.
آی هدیا....
ره به خانهیِ من هست هنوز؟
#فاطمه_هدیه
#آخرین_ویرایش
❤🔥8
14 Jul 2026, 16:06 UTC39 views9 reactionsread 11 August 2026 Voice message
Voice message, posted without a caption
❤🔥9
14 Jul 2026, 14:08 UTC673 views8 reactionsread 11 August 2026 در پسِ این آبگینهی سرد و غبارآلود،
من زوالِ نقشِ خود را دیده بودم مست.
خوب میدانستم آخر، دیر یا این زود،
از شکافِ دریچهی تنگِ این کلبه،
پر خواهم کشید آری...
رو به آن کوهسارِ دورُ ناپیدا.
و جهانی مانده در غوغای حیرت را،
پشتِ بندِ گیسوانِ تیرهام در باد،
جا خواهم نهاد آسان؛
همچو رازی مبهم و خاموش،
در سکوتِ سردِ شبهای دگر، سرمست...
#فاطمه_هدیه
#آخرین_ویرایش
❤🔥8
12 Jul 2026, 09:36 UTC131 views8 reactionsread 11 August 2026 مرا خالی از اندوه منگر.
این اندوه، خودِ من است.
من دردمندم،
دردمندِ این خویشتنِ غریب
که در آینه زُل میزند و خودش را نمیشناسد.
کجای زمان ایستادهام؟ نمیدانم.
میان خروارها خاطره،
زیر خروارها خاک و تصویر و صدا، گور شده ام.
نفسام بند آمده است.
همه خیال میکنند کارم تمام است.
اما انگار هنوز نیست.
من را دیدی؟
ناخنهام پر از خاکِ خاطرهاست،
چنگ زدهام به دریچهی زندگی.
به همین بودنِ لعنتی
و انگار قرار نیست به این زودی ه…
❤🔥8
4 Jul 2026, 05:30 UTC129 views8 reactionsread 11 August 2026 قوی بود. اما بالهاش؟ بالهاش را شکسته بودند.
خیال میکرد مرهمی هست، زمان میگذرد
و لابد همهچیز تمام میشود.
زمان اما فقط میگذشت؛ سرد و بیاعتنا،
مثل سایهی کلاغها روی برف.
روزگارِ سیاهپوشِ بیرحم، عاقبت حالیاش کرد: بعضی دردها ریشه دارند، جا خوش میکنند و تکان نمیخورند.
نه کم میشوند، نه آرام میگیرند،
نه وصلهپینه میشوند به زندگی.
این دردها همانجا میمانند برای دیروز، برای امروز،
برای فردا و تمام فرداهایِ ن…
❤🔥8
22 Jun 2026, 18:29 UTC54 views10 reactionsread 11 August 2026 من!
در دیوارِ سردِ خویش، محصورم.
دردها میپیچند،
تکیه فرو میریزد،
غصه، باز سر برمیآرَد.
خاک خوردهست زمان؛
صدای باد میآید
و لحظه، باز میایستد.
آفتاب گمشده است.
اینجا، سرگردانیست.
درختِ پنهانِ آرزو...
زمان، درد میکند.
التیام، از چکاوک بریده است.
بالها قطع شدهاند.
زندگی، درد دارد؛
من، درد دارم؛
و اندوه، مرا میبلعد.
من، غرقِ اندوه و سکوت...
من، در خویشتن گم شدهام.
من، باز...
من، باز گم شدهام.
و دوباره، …
❤🔥10
Channel photo updated
Channel created
Showing the 11 most recent of 11 posts we hold for @Akharin_Virayesh. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.