6 Aug 2026, 11:55 UTC183 views14 reactionsread 7 August 2026 دلبر مغرور ۳:
#پارت۱۲۸۱
فکر نمیکنی که نباید با این غلظت و دست و دلبازي رژ رو به لبات میزدي/؟
از جدي شدن یهوییش گیج شده بودم...
با دستاش به کمرم فشار بیشتري آورد...
ـ خوب...من....
ابروشو بالا انداخت و منتظر نگاهم کرد....
یادم رفته بود این همون زورگوي گنداخلاقه....
یکی از دستامو که روي سینش بود بالا آوردم
تا با سر انگشتام رژم رو پاك کنم که روي هوا گرفتش...
ـ میخوام رژمو پاك کنم....
#پارت۱۲۸۲
دستمو گذ…
❤14
6 Aug 2026, 11:55 UTC184 views27 reactionsread 7 August 2026 میخوام طعم لبهاي شیرینت مال خودم باشه...
میخوام مالک تمام زیباییهات باشم....
دختر میخوام فقط و فقط براي من
باشی...هم روحت و هم قلبت و هم جسمت...فهمیدي؟
حالا نوبت من بود....نوبت من بود که اعتراف کنم....
#پارت۱۲۹۰
سرمو بردم جلو و لبهاشو بوسیدم....از ته دل....این بوسه نشونه ي همه ي عشقم بود...
یه بوسه ي کوتاه زدم و دوباره بهش خیره شدم...
یکی از دستاش رو روي گونم گذاشت...
آروم شروع کرد به نوازش کردنم....
…
🥰17❤4🤔4👍2
6 Aug 2026, 11:54 UTC168 views2 reactionsread 7 August 2026 ادامه ی رمان....
❤2
5 Aug 2026, 18:56 UTC195 views10 reactionsread 7 August 2026 دلبر مغرور ۳:
#پارت۱۲۷۱
بلند شد شروع کرد به گرفتن شماره....
بعد از چند دقیقه حرف زدن با احمد بالاخره تونست
جایی رو که پویان رفته رو از زیر زبونش بکشه بیرون...
آماده شو....با یه بدبختی آدرسو ازش گرفتم...
بیرون از هر راه...4 ساعتی تو راهی...
ـ باشه..باشه..ممنون
سریع به طرف کمد رفتم
ـ مهسا
برگشتم...
محسن با نگرانی گفت:
ـ مطمئنی میخواي بري؟ اونم تنها؟
ـ بله...نگران نباش...
از اتاق بیرون رفت...
اول ا…
❤8👍2
5 Aug 2026, 18:56 UTC200 views24 reactionsread 7 August 2026 به همه ي اینها قسم میخورم در موردم داري اشتباه
میکنی....
دستش دور کمرم قرار گرفت و منو به خودش چسبوند....
دستام رو بالا آوردم و روي سینه ي پهنش گذاشتم....
ـ گفتی خائن نیستی؟ منظورت از خائن چی بود؟...
چی میگفتم؟!؟...هر چه قدرم رو داشته باشم اما هنوزم براي اعتراف کردن زود بود...
اون باید اول اعتراف میکرد....
سرم رو پایین انداختم....
صداي آرومش زیر گوشم باعث مورمورم شد....
ـ نمیخواي بگی... باشه اما باید ت…
❤17🤔7
5 Aug 2026, 18:55 UTC181 views5 reactionsread 7 August 2026 ادامه ی رمان...
❤3👍1👏1
4 Aug 2026, 12:46 UTC206 views11 reactionsread 7 August 2026 دلبر مغرور ۳:
#پارت۱۲۶۱
با صداي محسن سرمو بالا بردم...دیگه چه اهمیتی داشت
که منو با این سر و ریخت ببینه...دیگه مهم نبود...
من همه چیزمو همه جوره باخته بودم.!...
ـ تابور بیگ این جاست تا...
با شنیدن اسم امیرعلی تمام حرص و عصبانیتم فوران کرد....
تنها کسی که مسوب تمام این بدبختیها بود ، امیرعلی بود...
اشتباهش گند زد به زندگی من...
قامت امیرعلی رو تو درگاه در دیدم....
بی اختیار و بدون توجه به اطرافم سمتش …
❤6😁4👍1
4 Aug 2026, 12:46 UTC206 views21 reactionsread 7 August 2026 با حرص و خنده بقیه ي جملش رو رها کرد....
#پارت۱۲۶۹
باعث شد به خنده بیوفتم....
ـ باید از شب مهمونی میفهمیدم...
اصلا این بشراونقدر سنگ و یخ بود که آدم هر فکري میکرد
الا اینکه این
جوري مجنون شه...
ـ باید باهاش حرف بزنم..
ـ بالاخره به حرف اومدي...
فکر کردم منتظر زیر لفظی هستی عروس خانوم...
ـ آقا محسن....
محسن زد زیر خنده...
ـ فعلا در دسترس نیست.
.
نگران نگاهش کردم
ـ یعنی چی؟
ـ یعنی خودشو گم و گور کرده
…
❤15👍3🤔3
4 Aug 2026, 12:46 UTC186 views4 reactionsread 7 August 2026 ادامه ی رمان...
👏3❤1
3 Aug 2026, 20:46 UTC209 views12 reactionsread 7 August 2026 دلبر مغرور ۳:
#پارت۱۲۵۱
روي زانوهام نشستم و با تمام وجودم اسمشو نالیدم....
ـ پویان.....
داد زدم فریاد زدم
تا روتو سمتم کنی
تا تورو از دست ندم
زار زدم من با همه حال بدم
روبه روت زانو زدم
تا تورو از دست ندم
رفت....!....
بی اونکه بدونه چه بلایی سر من اورده.......
رهام کرد توي این منجلاب.....
باورش سخته که دل تو جا زده
ببین از سادگی سر من چی اومده
صداي بسته شدن در برام ناقوس پایان دنیا بود.....
پایان هم…
❤12
3 Aug 2026, 20:46 UTC228 views21 reactionsread 7 August 2026 با صداش بند بند وجودم باز شد....
برگشت و خیره نگاهم کرد....
این چشمها حق من از این زندگیه....اما نه....
نمیتونستم باورش کنم....
#پارت۱۲۵۹
اعتماد داشتم اما غرور خرد شدم ...
برگشتم و قدم براي رفتن برداشتم....
صدام زد....
ناله زد....
دختر ثابت کن....
مهسا خواهش میکنم به جاي ناله زدن ثابت کن بهم ....
اي کاش بفهمی...
درو بستم و عشقم رو...دنیام رو.... همه ي زندگیم رو تنها گذاشتم.....
من نمیتونستم مثل بقیه با…
❤9👍6😢5🤔1
3 Aug 2026, 20:45 UTC194 views5 reactionsread 7 August 2026 ادامه ی رمان...
👏3❤2
Showing the 12 most recent of 23 posts we hold for @ghazaymahaly. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.