📚کانال های تخصصی هر پایه تحصیلی ما بدون هیچ گونه تبلیغات آزار دهنده 🥰 :

Channel
کانال انشا
@enshanayab
On this record: Growth · Engagement · Posts · Citations · Cite this entry
1,300subscribers
-12 since we began measuring on 6 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of 1,000–3,162.
Register entry
| Telegram ID | -1001134374359 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @enshanayab |
| Created | Between 1 June 2017 and 30 September 2020— estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 6 August 2026 |
| Last confirmed live | 13 August 2026 |
| Measurements held | 4 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 13 August 2026 |
| On Telegram | t.me/enshanayab |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 13 Aug 2026, 00:33 | 1,300 | -8 |
| 9 Aug 2026, 18:14 | 1,308 | -4 |
| 6 Aug 2026, 16:35 | 1,312 | no change |
| 6 Aug 2026, 16:25 | 1,312 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 19 December 2023 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 pageof Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 22 October 2024. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
✅#انشا با موضوع : سرنوشت🙂 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ قلم خویش را برمیدارم و در دفتر سرنوشت، سرنوشتم را رقم خواهم زد. کلمه سرنوشت، کلمهای عجیب با چندین مفهوم مختلف است. مفهومی که میتوان برای هرکس به گونهای معنی کرد. سرنوشت هیچکس شبیه به دیگری نیست، سرنوشت من به تو و تو به دیگری متفاوت است. سرنوشت همان آینده نامعلوم است، در اصل چیزی از پیش تعیین شده نیست و قطعا خودمان باید آن را معلوم و مشخص کنیم . . . البته گاهی بازی س…
⭐️ #انشا با موضوع : باران ☔️ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ پشت پنجره اتاقم نشسته بودم و به فکر فرو رفته بودم، بعد از چند لحضه به اسمان خیره شدم اسمان ابری بود و ابرها به هم پیوسته بودند انگار میخواست رحمت الهی ببارد! بله! پس از چند دقیقه باران شروع به باریدن کرد. صدای باران همانند صدای گیتار است که وقتی شروع به نواختن میکند باید تا انتها بنوازد تا تمام هستی را از خواب غفلت و سردرگمی بیدار کند مانند آن روزی که وقتی امام حسین(ع) باران…
✅ #خاطره_نویسی با موضوع : جنگل 🌳 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ در ساعات اول صبح، قبل از سپیده دم و بامداد، درست میان آشوب گرگ و میش هوا شمعی سوزان، قلمی از جنس سیاهی و کتابچهای مملو از داستانهای نوشته نشده در دست میگیرم و در راه جنگل گام برمیدارم. چرا که روحم مرا به سوی جنگل میکشاند تا باری دگر با شمعی در میان هیاهوی طبیعت به دنبال او بروم. مه سنگینی در هوا پرسه میزند و روحم را با خود هم مسیر میکند. مسیر اقبال یا ادبار؟ نمیدا…
⭐️ #انشا با موضوع : #اتوبوس ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ نیمکت های خیابان به عابر های آن زل زده اند، محو و بی حرکت غصه میخورند، نه برای ماشین هایی که شخصیت های مشخصی دارند و نه حتی برای موتور ها یا دوچرخه، بلکه برای بزرگترین نقلیه عابر در روز معمول.برای اتوبوس! هرروز می بینند که اتوبوس ها با چشم هایی بزرگ و گاهی اشک آلود به دنبال خود حقیقیشان میگردند.به یک یا حداکثر پنج شخصیت ثابت، اما هرروز و هر ساعت،حدود پنجاه شخصیت متفاوت…
⭐️ #قطعه_ادبی با موضوع : بدرود تابستان ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ پشتِ خرمنهای گندم، لای بازوهای بید، آفتابِ زرد، کمکم رو نهفت بر سرِ گیسوی گندمزارها، بوسهٔ بدرودِ تابستان شکفت از تو بود، ای چشمهٔ جوشانِ تابستانٍ گرم، گر به هر سو، خوشهها جوشید و خرمنها رسید. از تو بود، از گرمیِ آغوشِ تو، هر گُلی خندید و هر برگی دمید... اینهمه شهد و شکَر، از سینه ی پرشورِ توست در دلِ ذَرّات هستی نور توست مستیِ ما، از …
⭐️ #انشا با موضوع : #پرواز ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ دستم رادوردستگیره ی درگذاشتم وآن راآرام بازکردم،قطرات باران تازیانه هایش رابی رحمانه ومهربانانه روانه وجودم میکرد.صدایش آرامش داشت انگار.خودم رادرلابه لای سمفونی گوش نوازش گم کردم،دلم می خواست آنقدرآنجابایستم تاوجودم هم مانندباران روانه ی خیابان های شهرشود. کلیدراازجیب کت مشکی ام بیرون آوردم ودرقفل چرخاندم.درباصدای تیک خفیفی بازشد.واردخانه شدم ورایحه ی لذت بخش خاطرات رادرزرورق …
⭐️ #انشا با موضوع : #گذر_رودخانه ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ صدایی ملایم به گوش میرسد؛غلطیدن سنگ ریزه ها را احساس میکنم ،نمناکی هوا نوید دهنده عبوری است که حیات بخش دشت های اطراف است؛گذری آن طرف روستا، مردمان را یکجا دور هم جمع کرده صدای زیبای رودخانه این موسیقی لطیف آفرینش.... رودخانه ها ،برفهای مرده کوهسارانند که عبور را ترجیح داده اند؛برفهایی که کوهها، سنگینی با هم بودنشان را تحمل نکرده و از خود دورشان کرده است.گاه از راه ها…
⭐️ #انشا با موضوع : #مادر ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ لبخند تو خلاصه ی خوبی هاست لبخند، مادرم را به یادم می آورد . چون صبح های پاییزی که با دیدن لبخند مادرم روزم را شروع میکنم و چه نیک و خوبی هایی در این لبخندها پیداست و محبت های زیبای مادر که در آن بی منت بودن موج میزند ، و یا لبخندهای متفاوت دیگری چون لبخند های انسان هایی که غم را در قلب خود دارند و یا انسان هایی که از ذوق موفقیت ، لبخند را قهقه میکند و یا لبخند هایی که به اجبار…
⭐️ #انشا با موضوع : #مادر ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ لبخند بزن و با لبخندت زیباییهای دنیا رو بیشتر کن و بگذار همه از لبخند زیبایت لذت ببرند. وقتی لبخند زیبا و پرمهر و محبت تو را میبینم در وجودم غوغا به پا میشود بخند و بذار با دیدنت منم لبخندی بزنم تو زیباترین لبخند دنیا را داری به من لبخند بزن مانند گل آفتابگردان که به خورشید لبخند میزند. گاهی وقتی تلفنی باهات صحبت میکنم با دلم میتونم اون لبخند پرحس خ…
⭐️ #مثل_نویسی با موضوع : مثل«برو کار می کن ،مگو چیست کار ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ گوشی ام که روی میز بود به لرزه درآمد،می دانستم دوباره پیام داده،خسته شده بودم ازاینکه هر روز به من قول می داد که یک کار درست حسابی پیدا می کند،اما هر روز بدتر از دیروز. به سمت گوشی رفتم وپیام را باز کردم نوشته بود:« امشب می خوام بیام خونه تون»چی؟ وای! چی نوشته بود؟خونمون! اول باید با پدرم صحبت می کردم،نه اصلا اول با مادرم صحبت میکنم ،نه!خوب نیست..…
⭐️ #انشا با موضوع : ماه مهر ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ باران آرام آرام می بارد و بر زمین نقش می بندد ،زمین قطره های اشک آسمان را در دل خود جای میددهد، عطر خوش خاک باران خورده فضا را پر کرده است. برگ های زرد و نارنجی نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کند سبزه با آواز باد می رقصد صدای خش خش برگ ها گوش را نوازش می دهد. به اطرافم نگاه کردم، سکوتی مبهم آمیز فضا را فرا گرفته بود! عجیب است که بوی ماه مهر از شهریور می آید! غمناک است نه…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @enshanayab. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Mentions
Names
Channels on the register whose handles appear in this channel's posts.
A mention is a weaker signal than a forward and is counted separately for that reason — naming a channel is not republishing it, and a handle in a post body is easy to place deliberately. The post counts beside each row below are distinct posts in which the handle appeared, from posts we have read on both sides — the “Named by N registered channels” figure above is a different count, of distinct NAMING CHANNELS rather than posts, and is not the sum of the rows under it.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 13 August 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“کانال انشا” (@enshanayab), 1,300 subscribers as measured 13 August 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/enshanayab.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.