Telegram RegisterThe public register of Telegram
Telegram profile photo for 🎥 📜دهـڪــده فیلــم و رمــان 📜🎥

Channel

🎥 📜دهـڪــده فیلــم و رمــان 📜🎥

@dehkadehroman

On this record: Growth · Engagement · Posts · Cite this entry

2,298subscribers

+15 since we began measuring on 5 August 2026

Risers and fallers across the register · movement among entries of 1,000–3,162.

Register entry

Telegram ID-1001072036134
TypeChannel
Username@dehkadehroman
CreatedBetween 1 October 2016 and 31 July 2017 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated.
First recorded6 August 2026
Last confirmed live6 September 2026
Measurements held12
Confirmed unchanged1 time, most recently 6 September 2026
On Telegramt.me/dehkadehroman

Growth

2,2832,3522,317.55 August 2026 — 2,283 subscribers6 August 2026 — 2,283 subscribers8 August 2026 — 2,289 subscribers11 August 2026 — 2,290 subscribers14 August 2026 — 2,307 subscribers17 August 2026 — 2,334 subscribers20 August 2026 — 2,352 subscribers23 August 2026 — 2,344 subscribers26 August 2026 — 2,327 subscribers29 August 2026 — 2,320 subscribers1 September 2026 — 2,313 subscribers6 September 2026 — 2,298 subscribers2,2985 August 20266 September 2026
12 measurements spanning 31 days, net +15. Dots are measurements; the straight line between them is drawn to join them, not to claim we know the path taken in between — snapshots are recorded only when a count changes, so gaps mean “no change observed”, never “interpolated”. The vertical axis spans 2,273–2,362 and does not start at zero.
Measurement log — every subscribers count we have recorded
Measured (UTC)SubscribersChange
6 Sept 2026, 06:402,298-15
1 Sept 2026, 14:552,313-7
29 Aug 2026, 11:062,320-7
26 Aug 2026, 18:082,327-17
23 Aug 2026, 13:272,344-8
20 Aug 2026, 08:052,352+18
17 Aug 2026, 16:582,334+27
14 Aug 2026, 18:552,307+17
11 Aug 2026, 16:022,290+1
8 Aug 2026, 18:022,289+6
6 Aug 2026, 05:522,283no change
5 Aug 2026, 23:492,283first reading

Engagement

20 posts held, back to 20 December 2021the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 2 pages of Telegram’s post history, 20 posts per page.

Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 26 December 2021. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.

Recent posts

26 Dec 2021, 12:20 UTC≈14,800 viewsread 7 August 2026

📕#رمــان "خدمتڪار_هـات_مـن #پـــــــارت20 اومدم برم تو افق که داد زد: - بقیه راهم خودت بیا یابو کمرش به خاطر سنگینی زیادت درد گرفته.. بهت زده جیغی کشیدم که صدای خوش خندش تو عمارت پیچید ... ایش کشیده ای گفتم و از پشت اداش رو در آوردم.. خو یکی نبود بهش بگه مرتیکه تو که نمیخوای بلندم کنی تا اونجا ببریم چرا این همه راهو اومدی؟! اصال تو که این همه راهو اومدی چرا دست خالی رفتی؟! سرمو از تاسف براش تکون دادم که با سر اشار

Signed Ahmadzadeh

26 Dec 2021, 12:20 UTC≈9,060 viewsread 7 August 2026

📕#رمــان "خدمتڪار_هـات_مـن #پـــــــارت16 " چه کردی آیناز؟! من واقعا چیکار کرده بودم؟! توقع چی داشتم؟! که بیاد بغلم کنه بهم صبح بخیر بگه؟! به دختری که به راحتی خودشو تسلیمش کرد... نفسی که ویرانم کرده بود گوشه ذهنم ایستاده و بهم ریشخند میزد... مردی که حتی اسمش رو هم نمیدونستم دستی به حوله دور کمرش کشید... لبخندش اونقد سرد بود که یخ زدم.. نفسم رفت برای آیناز پاکی که الان کثیف بود.. نجس بود.. دلم دوش آب گرم می خواست..

Signed Ahmadzadeh

26 Dec 2021, 12:20 UTC≈10,100 viewsread 7 August 2026

📕#رمــان "خدمتڪار_هـات_مـن #پـــــــارت17 همونطوری با موهای خیس و بدنی که فقط با یه حوله پوشونده بودمش از اتاق بیرون رفتم و مسیر اتاق تا آشپز خونه که طبقه اول بود و اون ته رو دویدم... - ببخشید... سرش رو بالا آورد.. موی اونم کمی نم داشت.. نگاهش اول روی سی*نه های سفیدم موند.. بعد اخمی کرد و به چشمام زل زد.. - لباسام.. همین ،، نمیخواستم توضیح اضافه ای بدم.. شاید باید حق میدادم بهش.. اما منم چاره ای نداشتم.. همونطور که

Signed Ahmadzadeh

26 Dec 2021, 12:20 UTC≈11,400 viewsread 7 August 2026

📕#رمــان "خدمتڪار_هـات_مـن #پـــــــارت18 انگار عادتش بود.. تو دلم انگار حسرت نشست... " عادت قشنگی داشت " جذابش میکرد... هوفی کشیدم. - داخل کمد همه نوع لباسی هست..لطفا لباس بیرون انتخاب کن.. و بدوت توضیح اضافه دیگه ای دوباره دستی به گردنش کشید و بعد از نیم نگاهی به پایین تنم رفت بیرون... من موندم و یه دنیای قشنگ و یه لقمه تو دستم... نمیخواستم فکر کنه این چیزارو ندیدم...چون واقعا دیده بودم...برای همین زود یه چیزی پو

Signed Ahmadzadeh

26 Dec 2021, 12:20 UTC≈13,400 viewsread 7 August 2026

📕#رمــان "خدمتڪار_هـات_مـن #پـــــــارت19 اومدم چیزی بگم که دست انداخت دور کمرم و بی هوا پرتم کرد رو کولش... جیغ فرابنفشی کشیدم.. - من از فس فس کردن خوشم نمیاد... از انتظار کشیدن متنفرم ،، از این که کسی بخواد از قصد اذیتم کنه اصلا خوشم نمیاد.. لب ورچیدم و اخم کردم... دیگه واقعا وقتش بود یخم باز بشه...و البته من از اونایی ام بودم که وقتی یخم آب میشد تا یه تیر به زانوم نمیزدن آروم نمیگرفتم.. - هوووو درست صحبت کن ،،

Signed Ahmadzadeh

26 Dec 2021, 12:20 UTC≈8,240 viewsread 7 August 2026

📕#رمــان "خدمتڪار_هـات_مـن #پـــــــارت15 از خواب شیرین ناگه پریدم... اورا ندیدم کنارم.. به خدااا * لبخندی زدم و دلم رفت واسش.. دیدم تو خواب وقت سحر... شهزاده ای ، زرین کمر.. نشسته رو اسب سفید... میومد از کوه و کمند.. میرفت و آتش به دلم میزد ..نگاهش.... کاشکی دلم رسوا بشه.. دریا بشه.. این دو چشم پر آبم.. * صداش قطع شد...لب ورچیدم.. بدون فکر قدم تند کردم سمت دری که اون گوشه بود و صدا ازش بیرون میومد... دلم رفت واس

Signed Ahmadzadeh

26 Dec 2021, 12:20 UTC≈7,200 viewsread 7 August 2026

📕#رمــان "خدمتڪار_هـات_مـن #پـــــــارت13 هردومون نفس نفس میزدیم.. کمی صبر کرد و بعد آروم بالا پایین شد.. خونی که ازم میومد رو با ملافه پاک کرد و ضربه هاش رو شروع کرد.. ضربه های اولش به اوج میرسوندم.. ناله میکردم و اون با هر بار ضربه ی محکم و فشاریش یه بوسه نثار لبام میکرد.. بالاخره ضربه هاش تند تر شد و صدای هردومون بالا تر رفت.. دستشو روی سی*نه هام گذاشته بودم و اونقدر سریع تلم*به میزد که همه ی بدنم میلرزید... حسش

Signed Ahmadzadeh

26 Dec 2021, 12:20 UTC≈7,700 viewsread 7 August 2026

📕#رمــان "خدمتڪار_هـات_مـن #پـــــــارت14 هنوز محو بودم که با شنیدن صدای گرمی تموم وجودم گرم شد... تونستم چشم هام رو باز کنم... صداش فوق العاده بود. داشت تو حموم آهنگی رو میخوند.. قلبم تند میزد و ریتم گرفته بود.. ملافه رو کنار زدم.. با دیدن خونی که قسمتی رو پوشونده بود سرخ شدمم.. لخت و عریون بودم و نمیدونم چرا به هیچ وجه درد نداشتم.. همیشه دوستام بهم میگفتن به خاطر گودی کمر بسیار زیادم فردای شب حجلم درد زیادی میکشم

Signed Ahmadzadeh

26 Dec 2021, 12:20 UTC≈6,420 viewsread 7 August 2026

📕#رمــان "خدمتڪار_هـات_مـن #پـــــــارت11 با خجالت سرمو برگردوندم که از کمر تقریبا باریکم گرفت و بلندم کرد... - دیگه خجالت نداره ، از انلان برای منی.. اینو گفت و وحشیانه لبم رو به دندون گرفت...حسی وادارام کرد همراهیش کنم و اون بیشتر منو فشرد.. - تو خیلی خوبی دختر دستش رو زیر لباسم برد و کمی نوازش کرد.. ناخواسته آ*هی کشیدم.. خندید و طی یه حرکت سریع لباس و توی تنم جر داد.. بهت زده خواستم خودم رو عقب بکشم که هولم داد

Signed Ahmadzadeh

26 Dec 2021, 12:20 UTC≈6,770 viewsread 7 August 2026

📕#رمــان "خدمتڪار_هـات_مـن #پـــــــارت12 دوباره خجالت زده چشم بستم.. دستش رو دراز کرد و دستمالی برداشت.. بی.ن پام رو تمیز کرد - این به*شت کوچولوت خیلی خوشمزست.. بلند شد و شلوارش رو در آورد ، با دیدن برجس*تگی بزرگش لب گزیدم و به سرفه افتادم.. خندید اول لپم رو کشید و بعد بامزه گفت: _ نمیدونستم را*بطه داشتن انقدر مزه میده... با تعجب نگاهش کردم یعنی تا حاال با کسی نبوده؟! با چشمهایی ریز شده نگاهش کردم اونقدری جذاب بود

Signed Ahmadzadeh

22 Dec 2021, 12:56 UTC≈5,370 viewsread 7 August 2026

📕#رمــان "خدمتڪار_هـات_مـن #پـــــــارت7 -من ، من تو یه خونه ای کار میکردم..جای خوبی بود...خب )انتظار داشتم وسط حرفم اونم یه خب بگه که البته نگفت...همین باعث لبخندم شد که ابروهاش بالا پرید و نیشخندی زد..( ادامه دادم: بعد چون جایی رو نداشتم خانوم بهم اجازه داده بود شبا هم بمونم.. ابروهاش دوباره بالا پرید.. - از چند وقت پیش حس میکردم پسر خانوم روم نظر داره.. کمی سرخ شدم و سعی کردم نفس بگیرم... -خانوم و آقا دیشب ایران

Signed Ahmadzadeh

22 Dec 2021, 12:56 UTC≈5,650 viewsread 7 August 2026

📕#رمــان "خدمتڪار_هـات_مـن #پـــــــارت8 نگاهی به پنجره بخار گرفته انداختم و برگشتم سمتش.. مچ نگاه خیرشو گرفتم.. معذب شده پرسیدم: - شرطتون چیه؟! پاهای کشیدش رو روی هم انداخت بی مقدمه و سریع گفت: - صیغم شو... همین.. مات شده نگاهش می کردم .. با نگاه مصممی خیره ی صورتم بود و من نمیدونستم چیکار کنم تو اون لحظه یه احمق به تمام معنا بودم... - برای موندنِ الانت فقط یه هم آغوشی ازت میخوام.. اما برای بقیه شبا ، تصمیم با خود

Signed Ahmadzadeh

Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @dehkadehroman. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.

Cite this entry

A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 6 September 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.

“🎥 📜دهـڪــده فیلــم و رمــان 📜🎥” (@dehkadehroman), 2,298 subscribers as measured 6 September 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/dehkadehroman.

Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.