18 Jul 2026, 16:18 UTC908 views10 reactionsread 7 August 2026 🌹🌸🌸🌺🌸🌸🌹
@kharidpayamaki
💠 #داستان
✍ حکایت
ستارخان در خاطراتش میگوید: 🗣
من هیچوقت گریه نکردم، 😐
چون اگر گریه میکردم آذربایجان شکست میخورد
و اگر آذربایجان شکست میخورد ایران شکست میخورد. 🇮🇷
اما در زمان مشروطه یک بار گریستم. 😢
و آن زمانی بود که ۹ ماه در محاصره بودیم بدون آب و بدون غذا. 🚫🍚
از قرارگاه آمدم بیرون، مادری را دیدم با کودکی در بغل، کودک از فرط گرسنگی به سمت بوته علفی رفت و بدلیل ضعف شدید بوته را با خاک ری…
❤3👍3👏3👌1
20 Feb 2026, 05:52 UTC≈3,860 views25 reactionsread 7 August 2026 🌹🌸🌸🌺🌸🌸🌹
@kharidpayamaki
💠 #داستان
✍حکایت
وصیت پدری به فرزندش در عصر اینترنت؛
سخنی که با آب طلا باید نوشت
فرزندم:
گوگل، فیسبوک، اینستاگرام، توییتر، واتساپ و همه شبکههای ارتباطی، دریایی عمیقاند؛
دریایی که اخلاق بسیاری از مردم در آن گم شده و عقلها در آن سقوط کرده است!
جوان و پیر در آن فرو رفتهاند، موجهایش حیا و پاکدامنی دختران را بلعیده و انسانهای زیادی در آن هلاک شدهاند.
پس از فرو رفتن بیپروا در آن بپرهیز و …
❤20👌5
5 Feb 2026, 04:23 UTC≈3,880 views11 reactionsread 7 August 2026 🌹🌸🌸🌺🌸🌸🌹
@kharidpayamaki
💠 #داستان
✍حکایت
📔 #داستان_کوتاه
زن میانسالی بود که با چادر سیاه و دمپایی کنار خیابان، توی تاریکی ایستاده بود.
دندهعقب گرفتیم و سوارش کردیم.
شروع کرد به دعا کردن برای آقای راننده و من.
دو سه خیابان بعد گفت پیاده میشود.
گفتیم: جای دیگه میری، برسونیمت...
گفت: میرم توی خیابون!
پیچیدیم.
گفت: امروز رفته بودیم خونه دخترم، ناهار، مهمون بودیم. یهو شوهرم قاطی کرد، زد همهی ظرفای جهاز دخترمو شکوند.
…
❤10👌1
5 Feb 2026, 04:20 UTC≈2,930 views3 reactionsread 7 August 2026 🌹🌸🌸🌺🌸🌸🌹
@kharidpayamaki
💠 #داستان
✍حکایت
📔 #داستان_کوتاه
📚 #حکایتیبسیارزیباوخواندنی
در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گرفته بودند مرد عارفی از کوچه ای می گذشت غلامی را دید که بسیار شادمان و خوشحال است .
به او گفت چه طور در چنین وضعی می خندی و شادی می کنی ؟
جواب داد که من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و تا وقتی برای او کار می کنم روزی مرا می دهد پس چرا غمگین باشم در حالی که به …
❤1👍1👏1
5 Feb 2026, 04:20 UTC≈2,550 views5 reactionsread 7 August 2026 🌹🌸🌸🌺🌸🌸🌹
@kharidpayamaki
💠 #داستان
✍حکایت
📔 #داستان_کوتاه
#حکایت پند آموز
ماری وارد مغازه نجاری شد. در حالی که به گوشهای می خزید، از روی اره عبور کرد و کمی زخمی شد! با عصبانیت برگشت و اره رو گاز گرفت اما آسیب بیشتری دید.
مار که حسابی کلافه شده بود ، تصمیم گرفت به هر قیمتی که شده اره رو از بین ببره. پس به دور اره پیچید و تمام قدرتش رو بکار گرفت تا اره رو خفه کنه ، تا اینکه در نهایت مار توسط اره کشته شد...
گاهی او…
❤4👍1
5 Feb 2026, 04:20 UTC≈2,240 views8 reactionsread 7 August 2026 🌹🌸🌸🌺🌸🌸🌹
@kharidpayamaki
💠 #داستان
✍حکایت
📔 #داستان_کوتاه
#داستان_کوتاه
🔻روایت خواندنی از مدیرکل کمیته امداد یکی از استانهای کشور که خواندنش خالی از لطف نیست
🔸دو بچه دوقلو یتیم دختر کلاس چهارم داریم که در یک سالگی باباشون فوت کرده و تبلت نداشتن.
🔹بدون اینکه بدونن براشون تبلت گرفتیم، دیروز صبح بهشون زنگ زدم که میخوام براتون تبلت بیارم.
🔸بخشدار رو هم با خودم بردم. بنده خدا یه کارت هدیه هم با خودش آورد.
🔹به محض…
❤5👌2👎1
4 Jan 2026, 17:17 UTC≈2,460 views1 reactionsread 7 August 2026 🌹🌸🌸🌺🌸🌸🌹
@kharidpayamaki
💠 #داستان
✍حکایت
📔 #داستان_کوتاه
🟩داستان یا تاریخچه ضرب المثل در جنگ نان و حلوا تقسیم نمی کنند
در روزی از روزها در روستایی دور افتاده دو نفر که از قبل با یکدیگر درگیری داشتند، تصمیم گرفتند دعوای الکی راه انداخته و با یکدیگر جنگ کنند. این دو نفر آگاه بوند که کل مردم روستا به دعوا علاقه داشته و به محض شنیدن خبر جنگ در محل حاضر خواهند شد.
این دو تصمیم گرفتند تا به منظور آگاه کردن مردم از اشتب…
👏1
4 Jan 2026, 17:17 UTC≈2,040 views2 reactionsread 7 August 2026 🌹🌸🌸🌺🌸🌸🌹
@kharidpayamaki
💠 #داستان
✍حکایت
📔 #داستان_کوتاه
داستان روی تازه و نان خشک
جنید بغدادی در باره استادش می گوید: روزی اثر جوع [گرسنگی] در بشرۀ [چهره] ابو عبداللّه[1] مشاهده نمودم. او را به منزل دعوت کردم. اجابت فرمود. قدری طعام که از خانۀ عروسی، به منزل ما فرستاده بودند؛ پیش آوردم. ابوعبداللّه لقمه ایی از آن برداشته و برخاست و آن لقمه را در دهلیز انداخته و بیرون رفت!
بعد از مدتی او را دیده و سوال نمودم که س…
❤2
4 Jan 2026, 17:17 UTC≈1,880 views4 reactionsread 7 August 2026 🌹🌸🌸🌺🌸🌸🌹
@kharidpayamaki
💠 #داستان
✍حکایت
📔 #داستان_کوتاه
داستان رفتار سه نفر با مرد نابینا: پادشاه، وزیر و نگهبان
مردی نابینا زیر درختی نشسته بود، پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:قربان، از چه راهی می توان به پایتخت رفت؟
پس از او وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت:آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟
سپس مردی عادی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید: احمق، راهی که به پا…
❤4
2 Jan 2026, 11:59 UTC≈1,650 views3 reactionsread 7 August 2026 🌹🌸🌸🌺🌸🌸🌹
@kharidpayamaki
💠 #داستان
✍حکایت
*به نادر شاه افشار وفرزند شمشیر افتخار کنید و سر تعظیم فرود آورید*
*بخوانید لطفا*
متولد۱۰۶۷ شمسی کلات نادری و مقتول ۱۱۲۶ درقوچان که *جمعا دوازده سال!!!!! پادشاه ایران بود. او از مشهور ترین پادشاهان ایران،پس از اسلام است*
*بی گمان نالایق ترین پادشاه صفوی و ایران در درازای تاریخ، نهمین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین بودکه تمام زندگی خود را صرف عقاید مذهبی کرد و کل کشور ایران را…
❤3
2 Jan 2026, 07:04 UTC≈1,180 views2 reactionsread 7 August 2026 🌹🌸🌸🌺🌸🌸🌹
@kharidpayamaki
💠 #داستان
✍حکایت
📔 #داستان_کوتاه
فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.
روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.
فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد.
فرعون پرسید کیستی؟ ناگهان دید که شیطان وارد شد.
شیطان گفت: خاک …
❤2
2 Jan 2026, 07:04 UTC≈1,060 views3 reactionsread 7 August 2026 🌹🌸🌸🌺🌸🌸🌹
@kharidpayamaki
💠 #داستان
✍حکایت
😂 #طنز 😂
یه خانم رفت خرید...
وقتی کیفشو باز کرد تا حساب کنه صندوقدار یه کنترل تلویزیون توی کیفش دید...
او (صندوقدار) نتونست کنجکاوی (فضولی) خودشو کنترل کنه...
سوال کرد:
شما همیشه کنترل تلویزیون رو با خودتون حمل می کنید؟
خانم جواب داد:
نه، نه همیشه، اما شوهرم نپذیرفت امروز برای خرید منو همراهی کنه...!!!
نکته اخلاقی:
همسرتون را همراهی کنید.
داستان ادامه دارد.....
مغازه د…
❤3
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @aosoneh. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.