26 Jul 2026, 21:41 UTC317 views20 reactionsread 6 August 2026 .
نیاز به مقداری جنون دارم، اندکی شور و شیدایی و سرکشی، و اینکه بتوانم کارهایم را تند و تند انجام دهم.
حالا چطورم؟
زمان از من میگریزد. مغزم در مهی غلیظ شناور است. در یک مسیر کوتاه تلوتلو میخورم و سر آخر نمیدانم سر از کجا درآوردهام. یادم نیست چطور مثل آهو میدویدم در پی دلخواستههایم. فراموش کردهام شور و شیدایی چه لعبتی بود و من چقدر سرشار از رویا بودم…
انگار سوت پایان را زده باشند و من نشنیده باشم؛ بیخود دا…
❤10💔8🕊1🤝1
24 Jul 2026, 20:32 UTC402 views25 reactionsread 6 August 2026 .
تو باید تا سالها در دشتهای ایران میدویدی عزیزم و خندههایت فضا را پر میکرد. نه اینکه گلوله بر صورت ماهت بنشیند و بیفتی.
چرا زمین و زمان در لحظهای که تو افتادی، نایستاد؟
.
.
.
دارم خردهنوشتههایم را مرور میکنم. میرسم به دیماه. یادم است این سطرها را با دیدن کدام عکس نوشتهام و هرگز از یادم نخواهد رفت.
.
.
@alyscamps | زنِ گورستان آلیس کمپ
.
💔18😭4❤2😢1
24 Jul 2026, 08:45 UTC472 views13 reactionsread 6 August 2026 .
زیگموند فروید کار نویسنده را با کار کودک هنگام بازیکردن مقایسه میکند و میگوید:
«نویسنده دنیایی خیالی میآفریند و آن را خیلی جدی میگیرد؛ یعنی مقدار زیادی از عواطف خود را صرف آن میکند، درحالیکه آن را بهشدت از واقعیت جدا میکند.»
دو سطر تکاندهنده در نامههای کافکا خطاب به فلیسه وجود دارد که من بارها به آن ارجاع دادهام (+). آنجایی که نویسنده (کافکا) خبر مُردن قهرمان داستانش (گرگور سامسا) را به معشوقش (فلیسه…
❤13
11 Jul 2026, 19:10 UTC570 views25 reactionsread 6 August 2026 .
«فکر میکنم دلیل اینکه دلم نمیخواهد بمیرم، چیزهایی است که امیدوارم اتفاق بیفتند. بله، همینطور است. اطمینان دارم که همینطور است.»
سطر بالا را رولد دال از زبان قهرمان داستانش در میانهی جنگ جهانی مینویسد؛ در روزهایی که بیش از هر زمان دیگری به مرگ نزدیک بوده است.
آدمیزاد به رویاهایش زنده است، به احتمال اندکِ ممکنشدن ناممکنها. به اینکه فردا ناگهان شکل دیگری باشد. اما گاهی از خودم میپرسم چیزهایی که در این …
💔15❤7🤷♀2🕊1
10 Jul 2026, 20:57 UTC575 views14 reactionsread 6 August 2026 Forwarded from @alyscampsfilesPhoto
Photo, posted without a caption
❤14
10 Jul 2026, 20:56 UTC585 views17 reactionsread 6 August 2026 .
کمتر کتابی در جهان، به اندازۀ «رباعیات خیام» الهامبخش تصویرگران بوده است. این اثر را «یکی از تصویرسازیشدهترین آثار ادبی جهان» دانستهاند. پس از انتشار ترجمۀ انگلیسی ادوارد فیتزجرالد به سال ۱۸۵۹، رباعیات خیام وارد دورهای تازه از حیات خود شد؛ دورهای که ناشران و هنرمندان غربی، بارها آن را به زبان تصویر بازآفرینی کردند.
آماری که دانشنامۀ ایرانیکا ارائه میدهد شگفتانگیز است:
از سال ۱۸۸۴ تاکنون، دستکم ۲۲۰ هنرمن…
❤17
8 Feb 2026, 19:02 UTC≈1,350 views31 reactionsread 6 August 2026 .
هانا آرنت، دربارهی آنچه در آشویتس و سایر اردوگاههای مرگ نازیها رخ داد، میگوید:
«پیش از آن میگفتیم: خب، آدم دشمنانی دارد. این کاملا طبیعی است. چرا یک قوم نباید دشمن داشته باشد؟ اما این متفاوت بود. واقعا طوری بود که انگار مغاکی گشوده شده بود. این نباید روی میداد. و منظور من فقط تعداد قربانیان نیست. منظورم روش، تولید انبوه اجساد و این قبیل چیزهاست - لازم نیست وارد جزئیات شوم. این نباید روی میداد. چیزی در آنجا…
💔15❤10👏3👍1🕊1😢1
27 Jan 2026, 16:48 UTC≈1,350 views24 reactionsread 6 August 2026 .
سوفوکلس در آنتیگنه مینویسد: «میدانی تسلّای خاطر من چیست؟ اینکه بالاتر از سیاهی رنگی نیست...»
اما در این جایی که ما ایستادهایم، در این جغرافیای تاریک، در این برهه از تاریخ، سیاهی بر سیاهی، سیاهی بالای سیاهی، بسیار است و دیگر هیچ تسلّایی نیست.
.
.
@alyscamps | زنِ گورستان آلیس کمپ
.
💔22🕊2
26 Jan 2026, 08:02 UTC≈1,350 views22 reactionsread 6 August 2026 .
در ته چاهی عمیق افتادهام؛ گرفتار خشم وُ لالمرگی وُ کابوس! گلویم طعم خاک وُ خون میدهد و شقیقههایم در مرزِ لرز و جنون میزنند.
اینها که دیدم، آیا واقعی است؟
میخواهم فریاد بزنم، و نمیتوانم.
میخواهم ببینم، و تاریکی نمیگذارد.
میخواهم زمین را چنگ بزنم، دستانم را بستهاند.
میخواهم دیوار را پا بکویم، پاهایم را طناب پیچیدهاند.
میخواهم دیوار را، صورتم را خنج بکشم، دستانم را بستهاند.
میخواهم گریه کنم، زخم …
💔11😭5❤3😢2🕊1
17 Dec 2025, 22:30 UTC≈1,380 views31 reactionsread 6 August 2026 .
واپسین روزهای پاییز را میگویند قوسِ خزان.
در قوسِ خزان، برایتان «برخاستنِ دل» آرزو میکنم؛ «به شور و شوق آمدن» از هر آنچه دلخواهتان است و رگِ جانتان را میپَراند.
«برخاست دلم چنان که ننشیند باز
از بس که فرو نشاندم جانم را» _____ عطار نیشابوری
اشتیاق از رگ جانتان فروننشیند هرگز...
[یادآوری واژهها را مدیون تورّق حلاجالاسرار بیژن الهیام در این غروب دلگیر.]
.
.
@alyscamps | زنِ گورستان آلیس کمپ
.
❤26🕊3❤🔥2
15 Dec 2025, 20:07 UTC≈2,690 views33 reactionsread 6 August 2026 .
تابهحال بر لبهی تیغ راه رفتهاید؟ تیزی سردش را بر پوست خود لمس کردهاید؟ سرتان گیج رفته از آن بالا؟ خیال میکنم بر لب تیغی تیز ایستادهام و بادی تند بر اندامم میوزد.
.
میدانید؟
تنهاییِ آدمیزاد مثل چاهِ ویل ته ندارد.
چند شب پیش، وقتی فاصلهی میان دو بنگاه را، سرمازده و لرزان میپیمودم، با خودم میگفتم قبول کن که یک عمر بیهوده دویدی. حالا کجا ایستادهای؟ کجای این شهر؟ کجای این دنیا؟ کجای خودت؟ جایی در فاصلهی د…
❤23❤🔥5🕊3👍2
Showing the 11 most recent of 11 posts we hold for @alyscamps. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.