21 Sept 2025, 08:27 UTC≈6,230 viewsread 8 August 2026 #m2929
سلام
وقتتون بهخیر من چند وقت پیش یه رمان خوندم و اسمشو یادم رفته
یه دختره بود که مامان و باباش کلا به اون بیمحلی میکردن و خرجش و خودش درمیاورد
تو یه شرکت کار میکرد،یه دوستم پیدا کرده بود که ازدواج کرد بعدها متوجه شد پدرو مادرش یکی دیگه هستن،و یه روز ماشین دوستشو برداشت و رفت و دزدینش وجوری سناریو چیدن که مرده و دوتا پلیس اونو نجات دادن و رفت خونه دوستش و تنها برادرش با اون خوب بود بعد با همون رئیس شرکت ازد…
Signed ღՁみცoცεみ
21 Sept 2025, 08:24 UTC≈6,120 viewsread 8 August 2026 #m2928
سلام
وقتتون بهخیر
دنبال یه رمانم
دختره وقتی کوچیکه با خانواده پدریش زندگی میکنه اسم پسرعموهاش مهراد و مهرداده فک میکنم
بعدا سر یه اتفاقی میره سمت خانواده مادریش
اسم مادرش فروغه
بزرگ که میشه دوباره با خانواده پدریش ارتباط میگیره
اسمشو یادم نیست اگه امکانش هست بزارید دوستان ببینن بلکه اسمشو بدونن
Signed ღՁみცoცεみ
21 Sept 2025, 08:23 UTC≈5,530 viewsread 8 August 2026 #m2927
یک دکتر آزمایشگاه هست که دختره از این خوشش میاد بعد یه مدت که رابطشون جدی میشه پسره متوجه میشه دختره، دختر خالشه و اینارو نمیدونسته چون پسره با خانوادش قطع ارتباط کرده بوده چون پدر پسره مادرشو با چاقو کشته بوده
Signed ღՁみცoცεみ
21 Sept 2025, 08:22 UTC≈4,960 viewsread 8 August 2026 #m2926
سلام
دنبال رمانایی باموضوع اینکه دختر هیچ کسی و نداره و خانواده واقعیش و پیدا میکنه یا خانواده داره ولی خانواده واقعیش نیستن و خانواده واقعیو پیدا میکنه میگردم 🙏😭
Signed ღՁみცoცεみ
21 Sept 2025, 08:21 UTC≈4,700 viewsread 8 August 2026 #m2925
سلام
یادم میاد آخر رمان
دختره شب عروسی با دوست پسرش فرار میکنه و بعد شوهره پیداش میکنه و بهش ت...میکنه بعد طی مدتی دختره از دست پسره فرار میکنه خارج، بعد چند سال دختره از خارج با پسرش برمیگرده ایران
با برادر شوهرش و خانواده اش اینا در ارتباط بوده
میفهمه شوهرش که ازش طلاق گرفته رستوران بزرگ داره و بعد اینا عاشق هم میشن و پسره میفهمه بچه خودشه و باهم به خوبی و
خوشی زندگی میکنن
نصف رمان رایگان بود برای نصف دیگه …
Signed ღՁみცoცεみ
21 Sept 2025, 08:19 UTC≈3,890 viewsread 8 August 2026 #m2924
سلام
اسم این رمان کسی میدونه
اول اینکه اسمش فکرکنم تاجایی که یادمه تک کلمه ای بود بعد از اینا بود ک میخونی نمیفهمی چیه باید سرچ کنی بدونی معنیش چیه
رمان خارجی بود
درمورد یه دختره ک پدر مادرش مردن با خواهر بزرگترش زندگی میکنه
به مردم اعتماد نداره و یکم سرده
میره مدرسه تو مدرسشون دوتا داداش دوقلو میاد که یکیشون موهاش سفیده کلا دخترا رو اینا کراش میزنن...اون یکی داداش ک موهاش رنگی نبود هی بااین کلکل میکنه
بعد …
Signed ღՁみცoცεみ
21 Sept 2025, 08:16 UTC≈3,260 viewsread 8 August 2026 #m2923
سلام
رمانی که دنبالشم داستان دختریه که کل خانوادشو از جمله برادرش و همسرش در تصادف میمیرند و اون ودختر برادرش میمونن از لحاظ مالی در تنگناست با صاحبخونه مشکل داره تو شیرینی فروشی کار میکنه و بعدها مستاجرخونه ای میشه که خانواده محترمین وکارخانه فرش دارن و ستون اون خانواده پسر مذهبی هستش که تکیه گاه یه خاندانه و اتفاقات پیش رو ازدواجش با دختر قصمون
Signed ღՁみცoცεみ
21 Sept 2025, 08:15 UTC≈3,110 viewsread 8 August 2026 #m2922
سلام وقت بخیر
درست یادم نمیاد ولی دنبال اسم یه رمان میگردم
یه دختری بود که تو خونه سرایداری بودن که میخواست با پسری ازدواج کنه فکر میکرد با ازدواج با این شخص زندگیش خوب میشه و در رفاه ولی بعدش اون پسر انقدر خسیس بود و خرجی کم میداد بهش که حتی برا دخترش مجبور میشد از یخچال جاریش چیزی برداره و یه بارم تو سوپری دزدی کرد گرفتنش
Signed ღՁみცoცεみ
21 Sept 2025, 08:15 UTC≈3,040 viewsread 8 August 2026 #m2921
سلام
من دنبال یک رمانم که دختر عموهه عاشق پسر عموشه ولی پسر عمو اونو نمیخواد عاشق یکی دیگست تا اینکه پسره تصادف میکنه فراموشی میگیره دختره هم وانمود میکنه پسره عاشقش بوده ازدواج میکنن بعد چند وقت دختری که پسر عموهه دوست داشته میاد و یاد پسره میاد
Signed ღՁみცoცεみ
21 Sept 2025, 08:14 UTC≈3,000 viewsread 8 August 2026 #m2920
سلام وقتتون بخیر
دنبال یه رمانم
دختره وقتی کوچیکه با خانواده پدریش زندگی میکنه اسم پسرعموهاش مهراد و مهرداده فک میکنم
بعدا سر یه اتفاقی میره سمت خانواده مادریش
اسم مادرش فروغه
بزرگ که میشه دوباره با خانواده پدریش ارتباط میگیره
اسمشو یادم نیست اگه امکانش هست بزارید دوستان ببینن بلکه اسمشو بدونن
Signed ღՁみცoცεみ
21 Sept 2025, 07:58 UTC≈2,800 viewsread 8 August 2026 #m2910 تاوان خیانت
Signed ღՁみცoცεみ
21 Sept 2025, 07:57 UTC≈2,990 viewsread 8 August 2026 #m2919
اسم اون رمان چیه که یه دختر عاشق یه مردی ولی اون مرد دوستش ندازه فقط بخاطر زمین های باباش با دختر عروسی میکنه شب عروسی تحقیرش میکنه و
دختره طاقتش طاق میشه و به کمک دوست شوهرش فرار میکنه میره یه جا خیاطی میکنه و درس میخونه ولی بعد یه مدت مرد برمیگرده و عاشق دختر میشه و توی یه مهمونی که استاد دانشگاه دختره گرفته دختر راضی میشه بیاد پیشش و باهم باشن؟
Signed ღՁみცoცεみ
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @Unknownroman. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.